سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۹ تیر, ۱۴۰۵ ۰۷:۵۱

جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۱

هشدار به دولت در مورد تجزیه بلوچستان ایران

قریب به یکسال پیش در مصاحبه با روز آنلاین هشدار دادم که تقسیم استان "دشمنی آشکار با هویت تاریخی ـ جغرافیایی قوم بلوچ است؛ و چنین عمل نابخردانه‌ای آغاز هویت زدایی مردم بلوچ و در راستای محو اجباری و قوم زدایی بلوچ ها خواهد بود. چنین اقدامی از جانب حکومت، باعث رشد تفکر جدائی طلبی نه بمثابه یک آرمان سیاسی بلکه بعنوان چاره اجتناب ناپذیر جهت دفاع از هویت قومی ـ مذهبی و سرزمین دیرینه خویش و یا به عبارتی جنگ بقا، خواهد شد؛ و من خطر آن را بسیار جدی می‌دانم. و اکنون نیز یکبار دیگر هشدار خود را تکرار می کنم تا دولت تدبیر و امید آقای روحانی تسلیم خواسته های نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و عوامل آن نشود.

Getting your Trinity Audio player ready...


تجزیه یا تکه پاره کردن سرزمین مادری و تاریخی هر انسانی به مجموعه های سیاسی کوچکتر، صرفنظر از انگیزه های درونی و یا محرکه های بیرونی و استدلال سیاسی و یا اداری “تجزیه طلبان”، طبیعتا باعث درد و تالم فراوان می شود. تقریبا همه هموطنان نسبت به طرح مقوله و خطر تجزیه ایران حساسیت سیاسی و عاطفی بسیار بالایی از خود نشان می دهند زیرا تجزیه ایران یعنی فروپاشی خانواده منسجم و خدشه دار شدن تمامیت ارضی سرزمین و مردمی که در آن در طول تاریخ زندگی کرده و می کنند. ممکن است برخی از هموطنان تجزیه و یا بعبارتی تقسم اداری یک استان را با “تجزیه یک کشور” همسان ندانند. اما برای برخی دیگر بخصوص بلوچها اینگونه نیست.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی رئیس جمهور دولت تدبیر و امید در روز دوشنبه ۲۸ بهمن با مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان ملاقات کرد. بر طبق خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، نمایندگان استان که اکثرا دستچین نهادهای امنیتی و اطلاعاتی هستند و نه نماینده واقعی مردم، ظاهرا پیشنهاد تقسیم استان را به سه استان کوچکتر به رئیس جمهور ارائه کردند. این در حالی است که هدایت‌الله میرمرادزهی به اصطلاح نماینده مردم سراوان به نیابت از نهادهای امنیتی ـ نظامی استان و کارشناسان وزارت کشور در گذشته این پیشنهاد را به محمود احمدی نژاد نیز ارائه داده بود که با مخالفت شدید مردم و رهبران مذهبی بلوچ مواجه شد. وی که خود را نماینده مردم می داند با وادادگی کامل تاکید کرده است که به هر نحوی که کارشناسان معتقدند استان باید تقسیم شود. 

در طی چند سال اخیر گروه های کارشناسی مختلفی از وزارت کشور بطور مخفیانه مشغول مطالعات فرهنگی، سیاسی، ژئو پلیتیک و اقتصادی و راهبردی در راستای تجزیه استان سیستان و بلوچستان بوده اند. هر گاه که خبر اینگونه نقشه های پنهانی به بیرون درز می کرد با واکنش شدید و منفی مردم بلوچ روبرو می شد، مقامات به ناچار وجود چنین نقشه هایی را تکذیب می کردند. در طی سالهای اخیر تعداد شهرستانهای استان از ۵ شهر به ۱۹ شهر افزایش یافته و قرار است که در طرح تدارک و آماده سازی استان برای تجزیه تعداد نهایی آنها به ۲۲ شهرستان برسد. اگرچه این پروژه هدفمند شهرستان سازی دولت که باعث خرسندی برخی از مردم در جهت دسترسی به امور اداری شده بود، اما نیمه پنهان دیگری نیز دارد. طرح تجزیه و تقسیم استان های قومی نظیر سیستان و بلوچستان بعنوان استراتژی پیشگیرانه راهبردی در راستای مهار رشد احساسات و انسجام قومی ـ جغرافیایی و جلوگیری از گرایش های قومی ـ مذهبی می باشد. وانگهی تجربه تجزیه و تقسیم پنج شهرستان استان به ۱۹ شهرستان مختلف، باعث رفع تبعیض و محرومیت زدایی نشده است. در آن زمان پنج شهرستان محروم با پنج فرماندار غیر بومی داشتیم. اکنون نیز ۱۹ شهرستان محروم با مسئولین غیر بومی و استاندار غیربومی داریم. فرق کجاست؟

در طی دو دهه اخیر در مورد تجزیه و تقسیم شهرستان های استان به موجودیت های اداری کوچکتر استدلال های مختلفی ارائه شده است از جمله: محرومیت زدایی، کار آیی بیشتر برای کیفی سازی امور توسعه ای، افزایش اختیارات و اقتدار ادارات و سازمان ها، امکان دریافت بودجه بیشتر، تامین وسایل رفاهی جامعه و امکانات آموزشی و فرهنگی، امکان تماس مستقیم و بدون واسطه با مرکز استان، افزایش اعتبارات مالی، رشد صنایع، رونق تجارت و کشاورزی، ایجاد امکانات شغلی بیشتر و توسعه پایدار و غیره. بعد از قریب به دو دهه کذب بودن این وعده ها و استدلال های عوامفریب ثابت شده است. فقر و محرومیت در کنار مدارس کپری همچنان وجود دارد. حتی شغل هایی نظیر دربانی برای اداره بنادر و کشتیرانی در دورافتاده ترین شهر ایران (چابهار) به غیر بومی ها واگذار شده است. هزاران تحصیلکرده دانشگاهی بلوچ در شهرهای جدیدالتاسیس بیکار هستند؛ در حالیکه غیر بومی ها براحتی استخدام می شوند. تجربه تجزیه و تقسیم ۵ شهرستان به ۱۹ شهرستان بدون تردید و توهم کذب ادعای مقامات را ثابت نموده است. در مرکز استان فعلی علاوه بر مدیر کل ها و مقامات استانی که غیر بلوچ هستند، حتی شهردار و استاندار هم وارداتی هستند. بطرز بسیار غم انگیزی کودکانه خواهد بود اگر باور کنیم که مسئولیت استان های جدیدالتاسیس به بلوچها واگذار خواهد شد.

“که تو آن جرعه آبی

 که غلامان

 به کبوتران می‌نوشانند

 از آن پیشتر

 که خنجر

 به گلوگاه‌شان بنشانند.”

 (احمد شاملو از کتاب مرثیه های خاک) 

تسریع صوری این پروژه به بیش از ۲۲ شهرستان، علیرغم عدم ایجاد زیر ساختارهای اداری، سازمانی، تاسیس نهادهای مربوطه، ادارات بنیادین و فراهم نمودن امکانات لازمه حتی برای شهرستانهایی که بیش از ۱۵ سال پیش به این افتخار نایل آمدند، نشانگر عزم عاجلی است برای افزایش تعداد شهرستانها، و تقسیم استان به بهانه حذف بروکراسی، تقلیل مساحت، تسریع توسعه پایدار منطقه ای و جوابگویی به خواسته های مردم و غیره. این همانند فربه کردن قربانی می ماند که آن را برای عید قربان آماده می کنند. بی آنکه حیوان بی زبان از انگیزه بذل و بخشش گونه “صاحب” خویش خبر داشته باشد.

در زمان رضا شاه بلوچستان بین سه استان تقسیم شد. بسیاری از بلوچ های کرمان و هرمزگان نه تنها پیوند و ارتباط خود را با بلوچ و بلوچستان از دست دادند بلکه نسل های بعدی آنها زبان بلوچی که بـُن مایه هویتی یک قوم  می باشد را نیز از دست دادند. بسیاری از آنها حتی مذهب سـُنی خود را از دست دادند و شیعه اثنی عشری شدند. فرهنگ و سنن بلوچی نیز در گذر زمان فقط در بقچه خاطرات پدر بزرگها و مادربزرگهای آنها باقی ماند. در نتیجه در طی هشتاد سال گذشته بخشی از بدنه بلوچ و بلوچستان از پیکره اصلی آن جدا شد و به تدریج مــُـرد و یا در حال مـُـردن است. این یعنی مرگ تدریجی یک قوم تاریخی به شیوه انشقاق جغرافیایی ـ اداری. و اینگونه خواهد بود که در سه نسل بعد نه از تاک نشان خواهد بود و نه از تاکنشان. یکی دیگر از اهداف ظاهری حکومت “بومی سازی” می باشد. یعنی فرماندار و مسئولین شهرستان های جدید بومی خواهند بود. این امر ممکن است بمصداق شعر “وقتی که تبر به جنگل آمد درختان فریاد کشیدند دسته اشت از خود ماست، مورد استقبال عده ای در استان قرار بگیرد. اما حتی در دولت تدبیر و امید استاندار و حتی شهردار زاهدان و فرمانداران و اکثر مسئولین غیر بلوچ هستند و بقول شعر بلوچی “گنوکئن دل که په توء پهر بندیئت، تــَـچوکین آپء پـُـشتا کـِـشک رندیئت! 

برخلاف خراسان و یا البرز و کرمان و دیگر استانهای کشور، مردم بلوچ علیرغم محرومیت ها و تبعیض و ستم های متعدد، از هویت مشخص قومی، زبانی، مذهبی، فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و جغرافیایی برخوردار هستند و بر موجودیت منسجم و تجانس ممتد سیاسی ـ اداری خود در ایران اصرار دارند. رهبران مذهبی بلوچ باید بر این اتصال و تسلسل قومی در یک استان واحد تاکید بورزند. وگرنه همانگونه که مولانا عبدالحمید امام جمعه زاهدان (مرکز استان سیستان و بلوچستان) اجازه سفر به دیگر مناطق بلوچ نشین در استانهای کرمان و هرمزگان را ندارد (و یا حداقل تا امروز نداشته)، ممکن است در فردایی نه چندان دور اجازه سفر به مثلا بلوچستان جنوبی و یا ایرانشهر و چابهار را نداشته باشد زیرا در آنصورت وی رهبر مذهبی اهل سنت استان بلوچستان شمالی خواهد بود، و نباید در امور “استانهای دیگر” دخالت کند. خـُنک آنکه ز آغاز انجام جست!

قریب به یکسال پیش در مصاحبه با روز آنلاین هشدار دادم که تقسیم استان “دشمنی آشکار با هویت تاریخی ـ جغرافیایی قوم بلوچ است؛ و چنین عمل نابخردانه‌ای آغاز هویت زدایی مردم بلوچ و در راستای محو اجباری و قوم زدایی بلوچ ها خواهد بود. چنین اقدامی از جانب حکومت، باعث رشد تفکر جدائی طلبی نه بمثابه یک آرمان سیاسی بلکه بعنوان چاره اجتناب ناپذیر جهت دفاع از هویت قومی ـ مذهبی و سرزمین دیرینه خویش و یا به عبارتی جنگ بقا، خواهد شد؛ و من خطر آن را بسیار جدی می‌دانم. و اکنون نیز یکبار دیگر هشدار خود را تکرار می کنم تا دولت تدبیر و امید آقای روحانی تسلیم خواسته های نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و عوامل آن نشود. زیرا این امر نه تنها اجحاف بزرگی در حق یکی از اقوام قدیمی ایرانی خواهد بود، بلکه باعث سلب امید، تشدید تنش و خشونت و نارضایتی فراگیر خواهد شد. و این اقدام با تدبیر و خردمندی بیگانه است. متاسفانه امکان نظرسنجی آزاد، بیطرف و دمکراتیک از مردم استان در شرایط فعلی وجود ندارد. نمایندگان مجلس نیز گزینه های تحمیلی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی هستند و دولت نباید با ریسمان آنها وارد چاه تجزیه استان سیستان و بلوچستان بشود.

عبدالستار دوشوکی

مدیر مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن

سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲

doshoki@balochstudy.com

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن, ۱۳۹۲ ۰:۲۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

پنجاه سال پس از حماسه هشتم تیر؛ ادای احترام به حمید اشرف و جان‌باختگان فدایی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): امروز که جامعهٔ ایران همچنان با چالش‌های بزرگ در عرصهٔ آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و توسعهٔ دموکراتیک روبه‌رو است، پاسداشت یاد جان‌باختگان فداییان خلق یادآور مسئولیت ما در ادامهٔ راه مبارزه برای تحقق آرمان‌هایی است که آنان برای آن زیستند و جان باختند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

تریتا پارسی: هر دو طرف به وضوح در حال آزمایش خطوط قرمز یکدیگر هستند. اگر اختلاف صرفاً در مورد تضمین عبور ایمن کشتی‌های تجاری بود، کشتی‌ها می‌توانستند به سادگی از طریق خط کشتیرانی ایران عبور کنند. مشخصا تهران مانع استفاده هیچ یک از کشتی‌ها از کریدور شمالی نشده است. در عوض، اصرار بر استفاده از کریدور جنوبی بدون اطلاع ایران، به نظر می‌رسد برای به چالش کشیدن ادعای تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز طراحی شده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فدراسیون بین‌المللی فوتبال، و شکست اعتبار عدالت!

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

راهبرد برون‌ رفت از بحران اقتصادی ایران زیر بار تحریم‌ها و جنگ

به مناسبت سالگرد تجاوز اسرائیل به ایران

آخرین دادگاه قدرت…

جنوب ایران زیر فشار؛ اکنون زمان مهار بحران است، نه تشدید آن