سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۱:۵۰

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۰

پدیده ترامپ و به رسمیت شناختن اورشلیم بعنوان پایتخت اسرائیل

در شرایطی که بزرگترین منبع درآمد نفتی نظامی آمریکا و اقمارش از طریق جنگ آفرینی هایی می باشد که جمهوریخواهان و دموکرات ها دهها سال بصورت توقف ناپذیری همچنان ادامه داده اند، آیا این وقفه ها و عقب گرد های استراتزیک دولت ترامپ خواهد توانست در این زمینه توقف هایی پایدار ایجاد نماید، یا اینکه جمهوریخواهان و دموکرات ها قادر خواهند بود دوباره استراتژی جنگ افروزانه خویش را بر منطقه یا گوشه ای دیگر از دنیا مستقر نمایند

تا امروز دیگر همه متوجه این امر شده اند که دونالد ترامپ از یک طرف خارج از چهارچوبه مافیاهای قدرتهای اقتصادی، نظامی امنیتی جمهوریخواهان و دموکرات های سنتی قرار دارد. با گرایش روز افزون دموکرات ها در آمریکا به راست و نقش فزاینده آنها در جنگ افروزی در عراق، افغانستان، سوریه و شمال افریقا و تعویض حکومت در عراق، لیبی تلاش در انجام همین پروژه در سوریه به قیمت فروش صدها میلیارد دلار مهمات به سعودی های و دیگر شیوخ خلیج فارس از یک طرف و گسترش نئولیبرالیسم در جمهوریخواهان آمریکا، دو جریان دموکرات ها و جمهوریخواهان به همدیگر نزدیک تر و نزدیک تر میگردیدند. و دونالد ترمپ بر پایه های اعتراض عمومی رانده شده های اجتماعی در آمریکا از راست و چپ جامعه به نهادهای سنتی قدرت های حاکمه که بصورتی تسلسل وار بر آمریکا حکومت میکردند بر سر کار آمده است. پدیده ترامپ بروز آشفتگی های جدی در به هم خوردن استراتژی های اجتماعی سیاسی و ژئوپولیتیک جهانی آمریکا  گردیده است. 

گرچه شخصیت فردی دونالد ترمپ بر پایه تزلزل و ناپایداری شخصیتی بیسوادی و حقه بازی اقتصادی سیاسی مبتنی می باشد، او شعارهای آرامش خاطر دهنده طرد شدگان اجتماعی بخش سنتی و راست گرای اجتماعی آمریکا از جمله سخت گیری نسبت به مهاجران، بازگرداندن ارزش های سنتی مسیحیت، ارجحیت بخشیدن به موقعیت سفیدهای آمریکا نسبت به نژادهای دیگر و تا حدودی فسخ کردن دستاورهای لیبرال دموکراسی اجتماعی حکومت های قبلی برای مردم آمریکا و جایگزینی آنها با سیاستهای ناآزموده و شعارگونه مبتنی می باشد.

در این وسط، جمهوریخواهان آمریکا به زودی درک کردند که در عین حالیکه باید دوران حکومت دونالد ترمپ را هر چقدر که امکان دارد کوتاه نمایند، باید در طریق قرار دادن تیم های مشاورین با تجربه خود در دور و بر ایشان، هم رئیس جمهور ناپایدار خود را کنترل کرده و در راه مورد علاقه خویش هدایت نمایند. تا مطمئن بشوند که منافع اقتصادی و ژئوپولیتیک و امنیتی آنها در عرصه های جهانی تضمین و حفظ خواهد شد. سفر اول دونالد ترامپ به خارج از آمریکا و به عربستان سعودی و انعقاد قراردادهای نظامی نزدیک به چهارصد میلیارد دلاری ایشان با عربستان در این راستا بود. به رسمیت شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل تکمیل کننده این استراتژی جمهوریخواهان و حتی دموکرات های آمریکا میباشد.

گرچه در زمینه سیاست خارجی آمریکا در مقایسه با هشت سال دوران حکومت دموکرات ها و رئیس جمهوری اوباما، از یک طرف ادامه تشنج آفرینی آمریکا در منطقه شرق آسیا و شبه جزیره کره مواجه بوده و با ادامه نقش فزاینده آمریکا در خاورمیانه روبرو بوده ایم. در دوران حاکمیت دونالد ترامپ تغییرات ویژه و قابل توجهی نسبت به دوران حاکمیت دموکرات ها وجود دارد که ویژگیهای خاص خود را دارند. از این ویژگیها میتوان یکی نزدیکی قابل توجه روابط دولت های روسیه و آمریکا در مقایسه با دوران اوباما از یک طرف، خارج شدن مرحله به مرحله ای آمریکا از استراتژی دموکرات ها در خلق و حمایت از نیروهای اسلامی افراطی نظیر النصره و داعش در تعقیب استراتژی تعویض حکومت بشاراسد به هر قیمت می باشد که عملا منجر به شکست و نابودی نسبی منطقه ای داعش در سوریه و عراق گردیده است.

استراتژی اوباما و دموکرات ها در خاورمیانه که به مدت هشت ساله حکومتی آنها ادامه یافت بر پایه حمایت های مالی، نظامی و استراتژیک از اسلام افراطی سّنی در منطقه علیه حکومت های منطقه ای استوار بود. استراتژی تعویض حکومت های خاورمیانه ای آمریکا بر پایه های برداشتن حسنی مبارک، معمر قذافی، صدام حسین، بشار اسد و دیگران توسط اسلامیون افراطی و تبدیل جنبش بهار عربی به افراطی گری هرج و مرج اسلامی و روی کار آوردن اخوان المسلمین ها استوار بود.  تداوم این استراتژی که پایه های آن در دوران حاکمیت جرج بوش پدر و پسر پایه گذاری شده و در دوران هشت ساله اوباما با موذیگری خاصی تداوم یافته بود، موجب شده بود تا شکاف اصلی تصادم سیاسی امنیتی در منطقه خاورمیانه بصورت نبرد شیعه و سّنی علیه همدیگر تجلی بیابد. این استراتژی موذیانه در راس یک طرف آن شیوخ عربستان سعودی و در راس دیگر آن جمهورس اسلامی ایران قرار گرفته بود، از فلسطین، لبنان، عراق گرفته تا یمن و سوریه و کشورهای دیگر خاورمیانه را به میدانگاه نبرد شیعه و سنی تبدیل کرده بود.

با وجود اینکه هنوز دونالد ترامپ همچنان ادامه دهنده استراتژیک سیاست های آمریکا در خاورمیانه در زمینه حمایت بی قید و شرط از شیوخ عربستان سعودی و صهیونیسم اسرائیل در مقابل فلسطین و جنبش های مدنی دموکراتیک و انسانی در خاورمیانه و عربستان سعودی می باشد و اعلام اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل تحت حمایت لابی صهیونیست های آمریکائی صورت گرفته است. اتخاذ این سیاست حداقل در میان مدت شکاف عمده سیاسی در منطقه را از تصادم میانه جبهه های شیعه و سنّی بر علیه همدیگر، به عمده شدن تضاد فلسطین و اعراب علیه اسرائیل و آمریکا تبدیل کرده است.

از طرف دیگر ما شاهد این امر بودیم که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اتخاذ چنین سیاستی از طرف امریکا با صد و بیست هشت رای موافق و سی و پنج رای ممتنع در مقابل نٌه رای مخالف محکوم شد. اتخاذ چنین سیاست یک طرفه و سلطه گرایانه استعماری از طرف دولت ترامپ علیرغم مخالفت های جهانی گرچه بیشتر به سیاست های استعمارگرایانه قبل از هفت دهه گذشته شباهت داشته و در تناقض با سیاست های پیچیده نئولیبرالیستی دموکرات ها و جمهویخواهان لیبرال می باشد. اما با شفافیت بارزی از سیاست های توسعه گرانه و یکجانبه صهیونیست ها در اسرائیل در مقابل فلسطینی ها حمایت میکند. اتخاذ یک چنین استراتژی نه تنها در تقابل با افکار عمومی و ارزش های انسانی مردم در عرصه جهانی می باشد، بلکه چهره قطب بندی سیاسی در خاورمیانه را بر علیه دولت های آمریکا و اسرائیل صف بندی خواهد کرد. این در شرایطی میباشد که جنگ های فرسایشی چندین دهه گذشته آفریده شده با تهاجم نظامی آمریکا و تبدیل آن به جنگ بین شیعه و سنّی در خاورمیانه در شرف خاموش شدن می باشد.

در شرایطی که بزرگترین منبع درآمد نفتی نظامی آمریکا و اقمارش از طریق جنگ آفرینی هایی می باشد که جمهوریخواهان و دموکرات ها دهها سال بصورت توقف ناپذیری همچنان ادامه داده اند، آیا این وقفه ها و عقب گرد های استراتزیک دولت ترامپ خواهد توانست در این زمینه توقف هایی پایدار ایجاد نماید، یا اینکه جمهوریخواهان و دموکرات ها قادر خواهند بود دوباره استراتژی جنگ افروزانه خویش را بر منطقه یا گوشه ای دیگر از دنیا مستقر نمایند، و یا اینکه دیوانگی و غیر قابل پیش بینی بودن شخصیت فردی دونالد ترامپ موجب خواهد شده تا دست به یک عمل غیر قابل پیش بینی دیوانه واری بزند که موجب جنگ افروزی وحشت ناک تری گردد، آینده نشان خواهد داد.

دنیز ایشچی    30-12-2017

تاریخ انتشار : ۸ دی, ۱۳۹۶ ۹:۲۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!