سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۷:۴۳

شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۳

پسمانده های قرون وسطی

مسئله اي كه آقايان متوجه آن نيستند آن است كه مردم تحت ستم و ظلم‌ديده نه از روي كتاب و روزنامه بلكه از خود زندگي مي آموزند كه منافعشان با نفع فرومايگان دستگاه حاكمه آشتي‌ناپذير است . اين يك حقيقت بي‌چون و چراست. آن هنگام كه ميليون ها تن روستايي و شهري از هر قوم و نژادي براي شركت در زندگي مستقل سياسي از خواب بر مي خيزند بسيار طبيعي است كه اعتراضات واقعي آنها ماهيتي ضد ديني به خود گيرد و سعي در اضمحلال بنيادهاي فكري نظام ديني داشته باشند

با وجود اینکه در سراسر اعصار گذشته ، مردم ایران به سبب وجود حکام مستبد متحمل رنجها و مشقتهای فراوانی بوده اند و با اینکه خونهای بسیاری به ناحق  ریخته شده و اکنون نیز برخی از فرزندان این مرز و بوم زندگی طاقت فرسایی را در زندانها تحمل می کنند ، اما باز پیشروی این جامعه و این کشور در تکامل و در راه کسب آزادی و حقیقت ، روز به روز مشکلتر میگردد . بیان این نکته که از دیر هنگام ، مردم این دیار به نظرشان می رسید ،  حقیقت را باید در آسمانها جستجو کنند و نه بر روی زمین و این گمان که باید طرفدار  بازگشت به جهان کهنه و فرو ریخته هزار و چهارصد سال گذشته باشند ، نظریات رایجی است که بینش طبقاتی اکثر جامعه ایران را را بازگو می کند . شکی نیست که این طرز تفکر ، منعکس کننده فعالیتها و مناسبات اجتماعی زمان خود است و فهم این مطلب کلید اصلی دلیل عقب‌ماندگی .

کافیست در این بخش تنها به شکل بندی اجتماعی و اقتصادی ایران بویژه در قسمت رو بنا و سیاست نگاهی عمیقتر بیاندازیم . جایی که حکام رسمی اش همانند معلمین مذهبی ای که تکرار مکرر کتب دینی مغزشان را منجمد کرده و با سماجت پشت به قرن بیست و یکم و به سوی هزار و چهار صد سال گذشته روی می نمایند ، و جایی که منتقدین سازمان یافته آن! برای صدمین بار ، بطرزی  فوق العاده ملامت آور ، ضمن ابراز مطالب کهنه دینی و نو لیبرال ، درباره ادغام دین سیاسی ، دموکراسی و حقوق بشر فقط نوشخوار می کنند . به راستی چگونه می توان انتظار  داشت که اکثریت جامعه “آقا!” و “آقا زاده ها” را والامقام تر از خود نپندارند و جامعه نیز در مسیر رشد و تکامل بدون هیچ سدی قدم بردارد؟

فکر می کنم با چنین شرایطی اگر ذهن سلیم و تاریخ را مورد تمسخر قرار ندهیم ، بی‌تردید روبنای شکل‌بندی جامعه امروز ما با ظهور مجدد باقیمانده استبدادی مذهبی ، که خواستگاهش دوره های فئودالی قرون گذشته است ، مواجه شده . “دورانی که سردمداران طبقه فئودال ، قدرت و سلطه خود را بر مردم زجردیده از طریق استثمار اقتصادی و ستم و سرکوب مخالفین سیاسی افزایش می داد ، دورانی که یکی از صفات مشخصه آن فشارهای ایدئولوژیک یعنی استفاده از قدرتمندترین سلاح های حکام زمان خود بود .

در آن دوره دین و کلیسا در پس ایدئولوژی دولت فئودالی ، قدرت واقعی را تشکیل می دادند . کلیسا با دادن وعده سعادت ابدی در آخرت به عنوان پاداش رنج ها و محدودیت های این دنیا ، توده های مردم را از مبارزه‌اشان علیه پادشاهان فئودال منصرف می کرد و باز می داشت و از این راه مصرانه می کوشید آنان را با یک روحیه چاپلوسی و اطاعت در برابر دستگاه حاکم بار آورد .

در عصری که دین به همه عرصه های زندگی تراوش و نفوذ کرده بود ، کلیسا به نظر می رسید با استفاده از اقتدار خویش ، نظام اجتماعی حاکم ،‌ یعنی استثمار بی‌پروا و بی‌مهار توده های مردم را تقدیس و تطهیر می کند . از طرفی دیگر نفوذ عظیم دین و کلیسا بر فرهنگ جامعه قرون وسطایی چنان اثر گذاشته بود که اندیشه های جزمی دین ، جایگزین فلسفه عهد باستان شد . ریاضیات و علوم طبیعی که در عهد باستان همبستگی نزدیکی با فلسفه داشت ، اکنون از میان رفته بود . ادبیات تا حد شرح حال هایی از “قدیسان!” و تاریخ تا حد وقایع‌نگاریهایی که در انحصار روحانیون بود ، تنزل یافت . شعر و موسیقی و همه هنرهای دیگر را کلیسا بالاجبار در خدمت خود گرفته و تمامی عرصه آموزش ، قلمرو انحصار آنها شده بود” .

همانطور که بطور خلاصه می بینیم ، آنچه در تاریخ سابقه دارد گویای این مسئله است که سیستم حکومتی ، آن هم از نوع دخالت دین در امور اجتماعی ، چیزی نیست جز ماشینی برای سرکوب مردم زجردیده و در بخش زیربنا و شالوده تکامل اجتماعی نیز ، این نقش نظام به هیچ وجه کمتر از نقش انحصاری سلطنت و حکومت فاسد پادشاهی نیست . مهمتر این که نباید فراموش کرد در مبارزه علیه رژیم های فئودالی دوران گذشته حتی مارتین لوتر و دیگر اصلاح‌طلبان دینی هم نتوانستند قدم مؤثری در راستای احقاق حقوق مردم زحمتکش بردارند چرا که اگر اینطور می نمود انقلابات بورژوائی دیگر در غرب رخ نمی داد و تاریخ شاهد شکست ادغام دین و یا اصلاحات دینی در مصر ، مراکش و موریتانی و دیگر نقاط جهان نبود .

حال با توجه به این واقعیت ها مشابهت داعیه های سیاسی روحانیت شیعه و راهبین دوره فئودال و همچنین مشارکت این قشر در نظام سیاسی ایران ، به روشنی می توان دریافت که حاکمیت کنونی ، ناگزیر و به حکم وضع عینی خود اعم از اینکه دارای هر نوع اعتقاد به ارزشهای انسانی باشد یا نه ، خواستگاه و نوع کشورداری خود را از عصر فئودالی (قرون وسطی) به ارث برده است . “اقلیتی حاکم که قطع‌نظر از وظیفه تأمین وسایل رستگاری برای مؤمنان می بایست به تنظیم حوزه زندگی مادی انسانها نیز بپردازند!” روشن است که تلاش برای محقق کردن این موضوع و دخالت هر چه بیشتر در امور دنیوی و سیاسی ، از یک سو بستگی به ادعاهای بیشتر مذهب و از سویی دیگر نیاز  به نهادهای دینی سازمان  یافته و منسجم دارد .

نباید فراموش کرد که در طول تاریخ دو نیروی حامی یعنی بازاریان سرمایه‌دار و همچنین قوه لجام گسیخته سرکوب ، دو ضلع دیگر مثلث سلطه بوده‌اند و به وسیله آنها امید به اعاده قدرت و تلاش برای به دست آوردن آن از سوی مذهبیون همچنان باقی مانده است .

حال به طور خلاصه همانطور که در ابتدای مطلب به شباهت روبنای جوامع فئودالی با بقایای تفکرات آن در نظام کنونی ایران اشاره کردم ، اکنون لازم است از ایجاد تضاد و تعارض بین نیروهای مولد دنیای امروز با چنین سیستم پس‌مانده ای نیز صحبت به میان آورم . البته در اینجا نخست نکته ای وجود دارد که پیش از این ، کوتاه بدان اشاره داشته‌ام و آن اینکه اگر مردم ایران در عصر شعارهای رایج دموکراسی بورژوایی و مدرن‌ترین وسایل ارتباط جمعی مانند اینترنت ، تلویزیون و رادیو و همچنین انرژی هسته ای و هواپیمای مافوق صوت و اتومبیل و قطار ، گرفتار حدیث پروازیهای ایدآلیستی به علاوه نظامی پس‌مانده هستند که از هر گونه انتقال قدرت به مردم امتناع می ورزد ، تعجبی ندارد . چرا که این فتوا دهندگان و افراطی‌اندیشان مذهبی که درون حاکمیت کنونی ایران نقش بازی می کنند ، موجودات وارداتی از سیاره های دیگر نیستند . بلکه از سالها قبل ساخته و پرداخته و نقش دهنده اصلی‌اشان در عرصه تصمیم‌گیری همانا اجتماع ایرانی بوده است . جامعه ای که اندیشه حاکم بر آن منبعث از نوعی بینش ایده‌آلیستی همراه با توهم و انفعال و تصورات ذهنی بوده است . جامعه ای که به او آموخته‌اند مهمترین حقایق ، ماوراء دسترسی آنها قرار دارد و جامعه ای که در آن تکامل و رشد چه در عرصه اجتماعی و چه در عرصه طبیعی یکسره به اراده خداوند نسبت داده شده است ، صد البته طبیعی است که در چنین شرایطی نباید انتظار داشت تعارضات فاحشی در مناسبات مردم با سیاست های رژیم حاکم در روبنا ایجاد شود و البته که نباید تعجب کرد در چنین جامعه ای اصلاح‌طلبان بی‌شرمانه یاوه ای نظیر بحث ادغام متضاد و ناسازگار دین با آبشخور دوران فئودالی و مردم‌سالاری و حقوق بشر با قدمت دو یا سه قرن را پیش کشند . برای توضیح بیشتر می خواهم بگویم کافیست تصور کنید که آقای هاشمی رفسنجانی در رژیم کنونی ایران خلع مسئولیت شده و لباسها و پولهایش را از او بگیرند و او را برای ادامه زندگی برای مثال به یکی از کشورهای اروپایی منتقل کنند . از شما می پرسم آیا برای رسیدگی و حل و فصل مشکلات سیاسی آن کشور ، حتی برای مشورت در این امور ، فردی پیدا می شود که به سراغ آنها برود ؟

بدیهی است که چنین افرادی هیچ جایگاهی در جوامع مترقی امروزه ندارند و نغمه‌سرایی های آنان فقط در اجتماعی چون ایران اثرگذار است . اما در ادامه باید توجه داشته باشیم که اشاره به این نکات ، همه مطلب نیست . گرچه تمامی رفقایی که سالها در امر برقراری عدالت و آزادی تلاش کرده‌اند ، تردیدی ندارند که عقاید رایج بین مردم حاضر و آماده از سر آنها بیرون نمی جهد و طبیعتاً تابع مناسبات و روابط اجتماعی‌اشان است لیکن به این واقعیت بسیار ساده نیز اذعان دارند که هیچ دلیل دیگری در ایجاد تعارض بین توده مردم و حاکمیت ، به اندازه‌ رشد و تکامل نیروهای مولد و اثرگذاری آنها بر شکل های مختلف اجتماعی ، نمی تواند سبب تشکیل گروههای متنازع در جوامع توسعه نیافته‌ای چون ایران شود . به هر حال این طرز تلقی وجود دارد که تولید انواع اتومبیل و قطار ، فضاپیما و ماهواره ، هواپیما و تلویزیون ، تلفن و رادیو و تمامی لوازم مدرن دیگر با فناوری های جدید ، حتی اگر وارداتی از بیرون مرزها باشند ، شیوه نوین استفاده از این ابزار ، مناسبات و شکل زندگی روزانه توده مردم را تحت تأثیر و نفوذ خود قرار می دهد به طوری که زیربنای شکل‌بندی اجتماعی و اقتصادی جوامعی چون ایران ، خواسته یا ناخواسته هیچگونه تطبیقی را با نظام سیاسی خود در روبنا نمی یابد . در چنین حالتی روشن است که شکل اجتماعی برخاسته از این مناسبات جدید که   هر لحظه در حال تکامل است ، رابطه ایجاد شده بین اولاً توده مردم و دوماً نیروهای مولد و نظامهای سیاسی پسمانده را دچار ناهمگونی و تصادم منافع می کند . البته زمانی این تضاد خود را آشکارا نمایان می سازد و مبدل به یک جنبش اجتماعی می شود که پول باده آورده منابع زیر زمینی و ثروتهای ملی طی یک دوره چند ساله صرف نهادها و اقداماتی شود که در روابط تولیدی جامعه و پیشرفت ، هیچ گونه نقشی نداشته باشد و از سویی دیگر نظام دینی به صورت قدرت مطلق در آمده و خود را آیینه تمام نمای قوه خداوندی بر روی زمین پندارد . در آن هنگام دستگاه سلطه در جزیی ترین امور شخصی مردم دخالت می کند و مسائل دینی را به آنها القاء می نماید . روشن است که سر انجام این عملکرد یعنی سلطه انحصاری دین بر جان و مال وفرهنگ هر ملتی مقاومت نیروهای مترقی را برمی انگیزد و از آنجاکه حاکمان دینی با تفسیرهای متنوع ، حرکتهای غیر انسانی خود را در تمامی عرصه های زندگی توجیه کرده و آنهارا تطهیر می کنند ، طبیعتاً مخالفان آن نیز به منظور براندازی ، بنیادهای فکری نظام دینی را مورد هدف قرار می دهند .

در خاتمه باید گفت گر چه مطالب مذکور اجباراً به طور اختصار آورده شده و ناشی از محدودیتهای زندان است اما من می گویم از هر امکان محدودی برای بیان این موضوعات باید استفاده کرد و الزاماً در مباحث مطروحه باید به حساب آورد که یک ملت در راه گذار از نظام اشتراک اولیه ! به استبداد برده‌داری و از نظام قرون وسطی به دموکراسی بورژوایی و متعاقب آن به یک جامعه مترقی‌تر در چه مرحله ایی از آن قرار دارند . گرچه در راه ، شناخت و ضرورت مسائلی از این قبیل ، پیچ و خم های بسیاری وجود دارد اما هر ملتی در نهایت به نسبت دریافت و شناخت مجموعه این مسائل باید حق سرنوشت خود را دریافت کند .

مسئله ای که آقایان متوجه آن نیستند آن است که مردم تحت ستم و ظلم‌دیده نه از روی کتاب و روزنامه بلکه از خود زندگی می آموزند که منافعشان با نفع فرومایگان دستگاه حاکمه آشتی‌ناپذیر است . این یک حقیقت بی‌چون و چراست. آن هنگام که میلیون ها تن روستایی و شهری از هر قوم و نژادی برای شرکت در زندگی مستقل سیاسی از خواب بر می خیزند بسیار طبیعی است که اعتراضات واقعی آنها ماهیتی ضد دینی به خود گیرد و سعی در اضمحلال بنیادهای فکری نظام دینی داشته باشند . آن زمان ، آن چنانکه تاریخ نیز نشان داده است توده مردم خود را فقط از تحت قیومیت و نفوذ استبداد دینی خلاص می نمایند .

 

پیمان پیران

زندان اوین ـ اسفندماه ۸۳

تاریخ انتشار : ۱۲ فروردین, ۱۳۸۴ ۱:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

گرامی باد یاد جزنی و یاران!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در پنجاه و یکمین سالگرد قتل رفیق بیژن جزنی و یارانش، با میراث ضدامپریالیستی، عدالت طلبانه و آزادیخواهانه فدائیان خلق تجدید عهد می کنیم. مقاومت جانانه مردم ایران در برابر تجاوز امپریالیستی – صهیونیستی، ادامه نبرد ضداستعماری رئیس‌علی ها، حیدر عمواوغلی ها، مصدق ها و جزنی هاست.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرخش در بوداپست؛ پیامدهای داخلی و بین‌المللی شکست اوربان

شهناز قراگزلو: نقش جامعه، به‌ویژه نسل جوان، در این تحول برجسته بود. مشارکت بی‌سابقهٔ رأی‌دهندگان نشان داد که بخش بزرگی از مردم خواهان تغییرند و انتخابات را به نوعی همه‌پرسی علیه وضعیت موجود تبدیل کردند. این حضور گسترده، مشروعیت نتیجه را تقویت و انتظارات تازه‌ای را به دولت جدید تحمیل کرد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سی‌امین «تحلیل هفته» | «علل تاب‌آوری جمهوری اسلامی» | گودرز اقتداری، فرخ نگهدار

چکیدهٔ گزارش هرانا از وضعیت نقض حقوق بشر در ایران در سال ۱۴۰۴

جمعی از زنان فعال داخل کشور: صدای ما را از ایران می‌شنوید!

حزب اتحاد ملت: حمایت از مذاکرات دیپلماتیک / انتقاد از رویکردهای ضددیپلماسی و ابراز نگرانی از صدور احکام اعدام

سکوت سنگین شهرک‌های صنعتی قلعه‌ حسن‌خان/ از بمباران تا تعطیلی کارگاه‌ها/ اینجا بوی کار و زندگی نمی‌آید!

بیست‌ونهمین «تحلیل هفته» | چپ، جنگ تدافعی و دفاع از میهن | منوچهر صالحی، سهراب مبشری، مرتضی صادقی