سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۵:۴۴

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۴

کریستال زندگی را آن گونه تراش داد که می خواست

کریستالی را برداشت روبروی خورشید گرفت. شعاع های رنگارنگ خورشیداز منشور کریستال عبور کردند! پخش شدند! من سیمای راضی و خندان اورا با کریستالی بر دست در ذهنم حک کردم. سیمای زنی، رفیقی از رفیقانمان، که باچنگ و دندان زندگی را در کنار همسرش و بچه هایش ساخته بود!

دست یک دخترک کوچک و زیبا با گیسوان بلند را گرفته بود، آرام وارد جمع ما در یکی از خانه های کابل شد. بسیار جوان بود با لبخندی محو که رنجی عمیق  را بیان می کرد.

 گفتند خانم رفیق عباس است و نامش افسانه است. نام مستعارش بود! نام دخترک کوچک نگار. تولد یکی از بچه ها بود. از آن تولد ها که کیکش با یک تخم مرغ پخته می شد و بعد آن هر چه بود، رقص، خواندن وشادی کودکان وهمراهی بزرگان. او به این جمع نسبتا بزرگ پیوست. جمعی که هر کدام با انبوهی ازسختی، درد واندوه، ناگزیر از جلای وطن شده بودند.

در انتهای یکی از ساختمان های مکروریان سه  درخانه ای دو اطاقه سکنی گرفت. آرام وبی صدا!عباس همسرش  در آن روزهای نخست نبود. می دانستم با چه سختی از دام رسته و به کابل رسیده است.

روزی همراه نگار پائین محوطه دفتر ایستاده بود. با همان فرم خاص خودایستاده بود یک پا ندکی جلوتر و  بیشترسنگینی داده بر یک پا. دست راستش بر روی بازوی چپ نیم حلقه کرده بود، گفتم <چه دختر زیبائی داری!> خنده ملایمی کرد و غمناکی کرد. با همان دست چپ آزاد به آرامی دستی بر سر نگار کشید <میدانی یک پسر زیباتر از نگار در ایران دارم !> اشگ دور چشمانش حلقه زد،<پیش پدر ومادرم هستند.>

من اندوه عمیق اورا با تما م وجود حس می کردم. چه با مادران رفته بود؟ این مادر جوان چگونه این همه دوری و سختی مبارزه را تحمل می کرد؟

سال ها گذشت. از کابل به تاشکند و از تاشکند به برلین. پسرش به جمع خانواده پیوست. عباس <طهماسب> با تمام وجود شب و روز کارکرد. بچه ها داشتند بزرگ می شدند! خانه کوچک وزیبا ئی خریدند. او سخت درس خواند وبچه ها را بزرگ کرد. هر بار که گذرم به برلین می افتاد به این خانواده کابلیمان سر می زدم.

رضایت او از زندگی و درس خواندن را حس می کردم.

یکبار که در برلین بودم هم زمان با گرفتن دکترایش در اقتصاد بود. تمام وجودش غرق شادی، ادعائی نداشت! یک عرصه از مبارزه را برده بود. بچه هایش وارد دانشگاه های خوب آلمان شده بودند. عباس، نگار و علی در کنارش. نگاه عاشقانه توام به خنده به این هرسه را می شد دید. روز یک شنبه ای بود.مهمانشان بودم، گفت <دوست دارم با تو به این فونومارک پشت خانه برویم! می خواهم برای دکور بالای قفسه آشپز خانه چند تا کریستال رنگی به خرم!>                                                                                

رفتیم یک بیک و به دقت نگاه می کرد. نهایت سه یا چهار کریستال رنگی که رنگ های سرخ و شاید سبز هم بود انتخاب کرد و خرید.                                                                          

باز همان گونه که پائین دفتر دیدم در مقابل یک بساط آنتیک فروشی ایستاد! یله داده بر یک پا و دست راست حمایل کرده روی بازوی چپ. داشت یه یک کریستال روی را میز نگاه می کرد.

گوئی زمان متوقف شده بود و من باز به سال ها سال دور برگشته بودم! زنی با کودکی تنها و دلگیر، هراسان از فکر کودکی که در ایران نهاده بود.                                                   

کریستالی را برداشت روبروی خورشید گرفت. شعاع های رنگارنگ خورشیداز منشور کریستال عبور کردند! پخش شدند! من سیمای راضی و خندان اورا با کریستالی بر دست در ذهنم حک کردم. سیمای زنی، رفیقی از رفیقانمان، که باچنگ و دندان زندگی را در کنار همسرش و بچه هایش ساخته بود!

با چند ظرف رنگی کریستال به خانه برگشتیم. آن ها را روی قفسه آشپزخانه نهاد <طهماسب نظرت چیست؟> طهماسب می خندد <فرزانه جان عالی است!> او ستایش گر همسر وهم راهش بود.

زندگی از منشور کریستال ها می گذرد! در شعاع های نورانی آن باز تاب می یابد. در مقابل دیدگانت قرار می گیرد. در زیر شعاع های رنگارنگ حیات، چه جان ها ی زیبا و آزاده ای با تلاش شبانه روز زندگی را می سازند! با نهادن چند ظرف رنگی بر بالای قفسه احساس شادی می کنند.             

به همین سادگی و سختی!

این زیبائی زندگی است وآسان به دست نمی آید. افسوس گاه درست در لحظه ای که می خواهی نفسی به آرامش بکشی و بر کریستال های رنگی بالای قفسه نگاه کنی و در جادوی رنگ ها جادو شوی! آن سوی تلخ زندگی دهان باز می کند. 

مرگ که توامان زندگی است.بر در می کوبد! کوبشی گاه زود هنگام و گاه به موقع. اما از آن گریزی نیست!

مرگ هم رنگی ازرنگ های تیره زندگی وفراسوی زندگیست! رنگی مخصوص به خود! رنگ خاطره ها! رنگی مانده گار در ذهن، این قدرت مرگ است که هم زمان با پس زدن زندگی خاطره را پیش می کشد و جای گزین می کند. خاطره برای همیشه  در ذهن ما جا خوش می نماید و عزیز رفته در یاد ما مانده گار می شود.

در این فاصله کوتاه، تولد و مرگ زندگی فی النفسه معنی ندارد. نو ع نگاه به زندگی، مفهوم بخشیدن به آن، پای بندی وعمل کردن خوب یا بد انسان در حیات اجتماعی است که بر آن معنی می بخشد.           

مهم نبردی است که تو برای ساختن زندگی انجام می دهی! فرزانه همیشه در نبرد بود! نبرد برای ساختن و بهتر ساختن زندگی! او زندگی را آن سان که می خواست ساخت. تراشش داد چونان کریستالی درخشان بر رف خاطره ها نهاد و رفت!      

 

تاریخ انتشار : ۸ اردیبهشت, ۱۳۹۷ ۸:۴۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!