سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۶:۰۴

دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۴

کشتار سال ۱۳۶۷ و جهانی کردن این فاجعه

این جنایت جزو عملکرد تاریخی جمهوری اسلامی است و پاک نشدنی از کارنامه آن. در برابر این جنایت عموم بشری، تنها آمرین و عاملین قتل های آن روزهای خون و جنون نیستند که مسئولیت دارند، هر آن کس که خود را از هر جناح و زاویه متعلق به این نظام می داند نیز در برابر آن مسئول است. از هیج مقام و کادر حکومتی پذیرفتنی نیست که بگوید در جریان این کشتار قرار نگرفت، از هیچکس! تنها نوع و اندازه مسئولیت هاست که متفاوت اند: از مسئولیت کیفری و حقوقی تا اخلاقی و سیاسی.

Getting your Trinity Audio player ready...

خوانندگان گرامی

تصمیم بر این بود که فایل صوتی برنامه‌ی‌ برگزار شده در روز یکشنبه گذشته اول سپتامبر در اتاق پالتاک سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت) به مناسبت بیست و پنجمین سال روز نمادین کشتار زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ با شرکت آقایان رضا فانی یزدی، فرشتیان و بهزاد کریمی، در نشریه‌ی کار نیز انتشار یابد که متاسفانه به دلیل اشکالات فنی پیش آمده در جریان ضبط، این امکان از دست رفت. با این همه در جهت عمل به تعهدی که داشتیم و برای آگاهی تعداد باز هم بیشتری از علاقمندان به مفاد سخنان ایراد شده در آن نشست، با مراجعه به دوستان سخنران از آنان خواستیم که در صورت امکان چکیده‌ی گفتار خود را در اختیار ما بگذارند. با تشکر از دوستان سخنران از این همکاری،  خلاصه آن گفتارها را به ترتیبی که به دستمان می‌رسد به نظرتان می‌رسانیم.

بهزاد کریمی در سخنان خود بر این محورها تاکید داشت:

– نگاه به کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ از سه جهت می تواند صورت بگیرد: اخلاقی، حقوق بشری، سیاسی؛ و دارای سه جنبه است: فردی، ملی، جهانی (درمعنی بشریت آن). از نظر کیفری نیز این پرونده سه دادخواه دارد: خانواده های قربانیان، نهادهای حقوق بشری، اپوزیسیون سیاسی حکومت مرتکب جنایت. در رابطه با این سه گانه، من امشب در اینجا از جایگاه اپوزیسیون، در جهت سیاسی و جنبه ملی بر موضوع مکث خواهم کرد.

– کشتار سال ۱۳۶۷، یک نقطه منفصل نیست. امتداد یک خط است به درازای عمر این نظام، با این توضیح که پر رنگ ترین بخش آن را دهه نخست حیات جمهوری اسلامی تشکیل می دهد و اوج بهت آور آنرا، تابستان ۶۷ رقم می زند. این خط همچنان ادامه دارد؛ و کشتار فجیع امروز صبح مجاهدین خلق در “اشرف”  که بطور قطع با شراکت “سپاه قدس” صورت گرفته، آخرین تجلی آنست.

– کشتار ۱۳۶۷، اقدامی بود سازمان یافته و از پیش تدارک دیده شده توسط ارکان قدرت در جمهوری اسلامی. لذا، تجلی محض تروریسم دولتی بود البته با تبیین ایدئولوژیک. کشتاری بود علیه همه آن اپوزیسیونی که به نظام نه می گفت، راس نظام را مسئول همه فجایع می دانست و التزام به قانون اساسی آنرا نمی پذیرفت. این قتل عام، کشتاری بود در حق مردم ایران، و از این رو حق بود که عنوان فاجعه ملی بر خود بگیرد که گرفته است و می باید هم آن را در همین عنوان تثبیت کرد.

– این جنایت جزو عملکرد تاریخی جمهوری اسلامی است و پاک نشدنی از کارنامه آن. در برابر این جنایت عموم بشری، تنها آمرین و عاملین قتل های آن روزهای خون و جنون نیستند که مسئولیت دارند، هر آن کس که خود را از هر جناح و زاویه متعلق به این نظام می داند نیز در برابر آن مسئول است. از هیج مقام و کادر حکومتی پذیرفتنی نیست که بگوید در جریان این کشتار قرار نگرفت، از هیچکس! تنها نوع و اندازه مسئولیت هاست که متفاوت اند: از مسئولیت کیفری و حقوقی تا اخلاقی و سیاسی.

– برای اپوزیسیون جمهوری اسلامی، این یک پرونده سیاسی است. پرونده‌ایی گشوده که می باید گشوده تر شود. تاکنون، بیشترین مایه گذاری از سوی خانواده های قربانیان صورت گرفته است همچون “مادران خاوران”ها؛ سهم موثر دیگر از آن نهاد های حقوق بشری ایرانی و غیر ایرانی است در قالب انجمن ها، فعالان فردی، حقوقدانان و بنیادها و در اینجا می خواهم بر ارزش تلاش های خواهران برومند در “بنیاد برومند” تاکید کنم و کوشش های فعالان حقوق بشر طی سال های اخیر در ژنو را ارجی ویژه نهم. اما به گمان من، باید تاکید داشت که اپوزیسیون سیاسی نتوانسته در این زمینه آن گونه که باید و شاید انجام وظیفه کند. این موضوع، می بایست از همان زمان به پروژه مشترک مضمون همه جریان های اپوزیسیون بدل می شد، با این حال باز هم دیر نیست برای اینکار.

– کشتار ۶۷، حکایت از یک نگاه سیاسی دارد که مطابق آن می توان غیر خودی را کشت و برای کشتارش به حدیث “کشتار بنی قریضه” توسط اسلام زیر علم “اشداء علی الکفار” متوسل شد. ولی، آنچه که جای تامل دارد، به توجیه برخاستن آن و نه چندان غیر طبیعی دیدن قتل غیر خودی هاست! معضل، تنها در فتوای سال ۶۷ آقای خمینی نیست، در تکرار آنست بگونه دیگر که هم چنان هم می شود و بر بستر معاملات سیاسی بین خودی ها بر سر جنایتکاران دهه شصت و تابستان ۶۷: از “سرباز اسلام ” نامیده شدن لاجوردی جلاد توسط آقای خاتمی در اواخر دهه هفتاد – ولو که من با ترور حتی ترورشخصی چون او هم مخالفم- تا وزیر کردن قاتلی مانند پور محمدی از سوی آقای روحانی. اصلاح طلبی، قبل از هر چیز خود را باید در اصلاح این نوع نگاه ها نشان دهد. طناب دار سال ۶۷، بافته شده سیاست حذف است و توجیه آن در قالب ریسمان، و باز شده دوباره همان ریسمان در هیئت سیاست های کهریزکی!

–  با پارادوکس مصالح سیاست ورزی روز و رعایت احساس مسئولیت “هانا آرنتی” چه باید کرد؟ تحسین اصلاح طلبی امیرکبیر را می باید که با نقد سیاست او مبنی بر تنبیه بابی ها که در کشتارها صورت گرفت، همراه نمود. امروز نیز اصلاح طلبی های این یا آن جریان در همین جمهوری اسلامی را باید دید و مسئولانه تقویتش کرد، اما مسئولیت خواهی از آن برای سکوت شکنی اش در قبال جنایت ۶۷ را نیز می باید به تعقیب نشست. به آنها باید گفت طلایی ترین خاطره دوران آقای خمینی، همان ایستادگی تاریخی بود از سوی آن بزرگ مرد اخلاق- منتظری زنده یاد- در برابر قدرت و به بهای صرفنظر کردن از قدرت! رسم و شیوه‌ایی که حاضر به تایید جنایت نشد و در برابرفرمان  قتل عام خمینی ولی فقیه، یکه و تنها ایستاد! امروز هم صحبت بر سر این نیست که تعیین سیاست مثبت در قبال اصلاح امور و تعدیل در افراط ها گروگان اعتراف به گناهان شود، اما خواست اعلام محکومیت آن کشتارها و کنار گذاشتن سکوت و خموشی مرگبار در قبال آنها بدیهی ترین خواست سیاسی از هر وارث جمهوری اسلامی است.

– پروژه سیاسی مشخص در باره کشتار سال ۱۳۶۷ و دهه شصت، اما مقدمتاً باید متوجه خواست معین دادخواهی باشد. به دیگر سخن، هدف پیش روی هر سه نیروی خانواده‌های قربانیان، نهاد های حقوق بشری و حقوقی، و اپوزیسیون، در موضوع دادخواهی مشترک است اما بر پایه تقسیم کار و متناسب با فونکسیون های خود ویژه هر یک از آنانی که در قبال آن وظیفه مندند. از این رو، برخورد اپوزیسیون سیاسی ایران و دستکم فعلاً، با تز “می بخشیم و فراموش نمی کنیم!” تنها این می تواند باشد که تا زمانی که دادرسی صورت نگرفته است، سخن از بخشش بی مبنا خواهد بود. و فعلاً هم برای آنکه وظیفه اصلی مان فراموش نشود، تاکید تماماً باید بر نبخشیدن باشد و نه که حاتم بخشی از کیسه بخشش! و نباید بخشید نه که از موضع انتقام، بلکه درست برای جدی بودن در پیگیری سیاسی سیاست های مبتنی بر کشتار. و بدور از هر مصلحت تاکتیکی.

– جهانی کردن این فاجعه، باید از مولفه های اصلی این پروژه باشد. هم برای به رسمیت شناخته شدن اول سپتامبر در مقیاس بین المللی، هم درمطالبه ملی ما ایرانیان برای روشن شدن هر آنچه که در پیوند با این کشتار جمعی مطرح است، و هم مجازات آمرین و عاملین آن. هیچ مصلحت سنجی سیاسی، از جمله در شکل تذکر خطر سوء استفاده این یا آن جریان و نیروی خارجی از این کارزار انسانی علیه ایران، نباید کوچک ترین خللی در این اراده سیاسی ایجاد کند. سیاست ایرانی و سیاست دمکراسی برای ایران، از چنین کارزارهایی می گذرد.

– و نکته آخر اینکه، هنوز هم کار روشنگرانه برای آگاه کردن مردم ایران از کشتار جمعی زندانیان سیاسی، در قلب این پروژه جا دارد و در این بین، آگاه کردن نسل جوان ما تا که بداند با کدام موقعیت سیاسی روبروست؟! برای تغییر هر موقعیت، وقوف به آن، شرطی است ضرور و مقدم. نسلی که باید بداند آن کشتار وحشیانه نه در گذشته های دور و یا که در فضای تحریک عصبیت قبیله‌ایی در فلان منطقه بسیار بدوی از جهان، که در کشورش و همین ربع قرن پیش رخ داده است! در ایران پایانه‌های قرن بیست و در زندان های سیاسی آن علیه بیش از چهار هزار نفر اسیر دست بسته دگر اندیش و مخالف سیاسی؛ به اتکای یک فتوای شرعی و فقط هم طی چند هفته! این آگاهی اگر در جوان ایرانی نهادینه شود، می توان که به ایران دور از اعدام و مخالف کشی امید بست!   

تاریخ انتشار : ۱۵ شهریور, ۱۳۹۲ ۹:۳۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

بحران نظامی تنگه هرمز، خطر گسترش آن، آینده‌ای مبهم و غیرقابل مهار برای ایران، منطقه و اقتصاد جهانی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از همه جریان‌های سیاسی آزادی‌خواه، دموکراسی‌خواه، ملی و توسعه‌گرا که دغدغه عزت، امنیت و آینده ایران را دارند، می‌خواهد با اقدامی هماهنگ و فراگیر، پیام روشن مردم و نیروهای صلح‌طلب ایران را به افکار عمومی جهان، نهادهای مدنی، نهادهای بین‌المللی و دولت‌های درگیر در این بحران برسانند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تکنولوژی در میدان نبرد طبقاتی: از مارکس تا فاشیسم دیجیتال پالانتیر

آینده ناتو و ترکیه

بیانیه نهایی اجلاس اوراسیا اعلام شد  

جنگ ایران و مبارزه راهبردی در ایالات متحده آمریکا

تنهایی در زمانه آشوب

اعتصاب زندانیان قزلحصار در اعتراض به اعدام‌ها وارد دوازدهمین روز شد