سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۹:۴۹

سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۹

اوین؛ زندانی که از آسمان بمباران شد و از زمین خیانت دید

حمله به زندان اوین، چه از منظر حقوق بین‌الملل، چه از دیدگاه وجدان انسانی، یک جنایت محض بوده و از مصادیق روشن جنایت علیه بشریت است. همزمان، آن‌چه جنبه‌ای دیگر از این فاجعه را روشن می‌کند، واکنش و عملکرد جمهوری اسلامی است. هیچ‌گونه تدبیر فوری برای تخلیه یا حفاظت از جان زندانیان اتخاذ نشد. هشدار حمله هوایی به برخی نهادهای نظامی رسیده بود، اما زندانیان، بی‌هیچ حفاظی، در دل دیوارهای لرزان و آسیب‌پذیر، رها شدند تا اگر زنده ماندند، زنده بمانند.
Getting your Trinity Audio player ready...

در سحرگاه دوم تیرماه ۱۴۰۴، حمله هوایی ارتش اسرائیل به اهدافی در تهران و کرج، چهره‌ای تازه از خشونت دولتی در خاورمیانه را به نمایش گذاشت؛ خشونتی که دیگر فقط زیر پوست شهرها جریان ندارد، بلکه به آشکارترین شکل ممکن، سقف بر سر قربانیان می‌کوبد. یکی از اهداف این حمله، زندان اوین بود؛ نه یک مرکز نظامی، نه کارخانه سلاح، بلکه جایی پر از انسان‌های دربند. بمباران یک زندان رسمی و شناخته‌شده، جنایتی علیه بشریت است. جنایتی که نه می‌توان آن را با دکترین نظامی توجیه کرد، نه با تئوری‌های بازدارندگی، و نه با ادعای مقابله با تهدید.

اوین سال‌هاست که در حافظه جمعی ایرانیان، سمبل خشونت جمهوری اسلامی علیه مخالفان بوده است؛ اما این‌بار، خودِ اوین به قربانی تبدیل شد. اسرائیل، در حمله‌ای آگاهانه، تصمیم گرفت زندانی پر از چهره‌های مدنی، روزنامه‌نگاران، فعالان زن، دانشجویان، و معترضان خلع سلاح‌شده را بمباران کند. این تصمیم، صرف‌نظر از موقعیت نظامی منطقه، یک اقدام حساب‌شده علیه پیکر غیرنظامی بود. برخلاف ادعای مقامات نظامی اسرائیل، اوین نه پوشش تأسیسات موشکی داشت، نه پایگاه پهپادی بود، بلکه محل حبس انسان‌هایی بود که برخی از آن‌ها حتی از نگاه همین نظام نیز مستحق مجازات‌های سنگین نبودند.

همزمان، آن‌چه جنبه‌ای دیگر از این فاجعه را روشن می‌کند، واکنش و عملکرد جمهوری اسلامی است. حکومتی که سال‌ها از اوین به‌عنوان ابزار سرکوب استفاده کرد، حتی در لحظه خطر و بمباران نیز حاضر نشد زندانیان را نجات دهد. هیچ‌گونه تدبیر فوری برای تخلیه یا حفاظت از جان زندانیان اتخاذ نشد. پدافند هوایی تهران فعال بود، هشدار حمله هوایی به برخی نهادهای نظامی رسیده بود، اما زندانیان، بی‌هیچ حفاظی، در دل دیوارهای لرزان و آسیب‌پذیر، رها شدند تا اگر زنده ماندند، زنده بمانند.

و آن‌ها که زنده ماندند، مشمول مراقبت و احترام نشدند؛ بلکه با پابند، دستبند، و همراه با ضرب و توهین، در نیمه‌های شب، سراسیمه و تحقیرشده، به زندان‌های دیگر فرستاده شدند. زنان به قرچک، مردان به تهران بزرگ؛ دو زندان که هر دو از نظر امنیتی و زیستی، فاقد پناهگاه و شرایط لازم برای دوران جنگی هستند. فرستادن بازماندگان یک بمباران، به مراکز فاقد ایمنی، نه تصمیمی حفاظتی، بلکه حرکتی مجازات‌گرانه بود. کسانی که می‌توانستند روایت‌گر واقعیت حمله باشند، تبعید شدند تا روایت‌شان دفن شود.

در این ماجرا، فقط اسرائیل نیست که مرتکب جنایت شد. جمهوری اسلامی نیز با اهمال و بی‌تفاوتی، زمینه‌ساز تلفات بیشتر و رنج مضاعف شد. سکوت چندساعته حاکمیت پس از حمله، تأخیر در اطلاع‌رسانی رسمی، عدم اعزام به‌موقع امداد، و رفتار خشن با نجات‌یافتگان، همه و همه نشان می‌دهد که جان زندانیان برای حکومت اولویتی نداشت. زندانیانی که هیچ تقصیری در نزاع میان دو قدرت منطقه‌ای نداشتند، قربانی دعوایی شدند که ابزارش موشک بود و قربانی‌اش انسان.

حمله به زندان اوین، چه از منظر حقوق بین‌الملل، چه از دیدگاه وجدان انسانی، یک جنایت محض است. بمباران زندان، که در آن ده‌ها انسان بی‌دفاع حبس بوده‌اند، در رده‌ی حملات جنگی ممنوعه قرار می‌گیرد. نه فقط چون هدف غیرنظامی است، بلکه به این دلیل که زندانیان اساساً امکان فرار، دفاع یا پناه گرفتن ندارند. چنین حمله‌ای، از مصادیق روشن جنایت علیه بشریت است. جامعه جهانی، اگر خواهان حفظ حداقلی از نظم و انسانیت است، باید بدون تبعیض، چنین جنایتی را محکوم کند و خواستار تحقیق مستقل بین‌المللی شود.

اما آن‌چه این فاجعه را عمیق‌تر می‌کند، سکوت بخش‌هایی از جامعه جهانی، و از آن تلخ‌تر، سکوت طیف‌هایی از افکار عمومی داخل ایران است. گویی چون قربانیان، زندانیان سیاسی بودند، دردشان هم استثنایی است و هم تحمل‌پذیرتر. این همان نگاه ابزاری به انسان است که جمهوری اسلامی با آن حکومت می‌کند و اسرائیل با آن بمباران می‌کند. از تل‌آویو تا تهران، «انسان»، اگر برچسب مناسب نداشته باشد، قابل حذف است.

اکنون، بیش از هر زمان دیگری، وظیفه ماست که صدای زندانیانی باشیم که از آسمان بمباران شدند و از زمین خیانت دیدند. آنان نه جنگ‌طلب بودند، نه عامل تهدید. آنان شهروندانی بودند با اندیشه، با اعتراض، با حق زندگی. بمباران اوین، اگر بی‌پاسخ بماند، آغازی خواهد بود بر عصری که در آن، زندان نه پناهگاه که میدان جنگ است. و این، نقطه پایان قانون، اخلاق و انسانیت خواهد بود.

https://t.me/hamidasefichannel2

تاریخ انتشار : ۱۲ تیر, ۱۴۰۴ ۰:۴۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!

نقش عوامل غیرعقلانی در تصمیم‌گیری‌های نظامی آمریکا: شواهدی از ویتنام، عراق، لیبی و ایران

هشتم تیر؛ یادمان یک نسل؛ | تأملی در یاد حمید اشرف، یاران جان‌باخته و میراث ماندگار جنبش فدایی

چرا باید از پزشکیان حمایت کرد؟

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.