سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۳:۱۴

یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۳:۱۴

صلح نوبل؛ هنگامی که معنای صلح محل مناقشه می‌شود

شهناز قراگزلو: جایزهٔ صلح نوبل را نمی‌توان تنها یک داوری اخلاقی بی‌طرف دانست؛ بلکه بخشی از روایتی بزرگ‌تر در سیاست جهانی است. در این روایت، مفاهیمی چون صلح، دموکراسی و آزادی بسته به موقعیت بازیگران و توازن قدرت، معانی گوناگون و گاه متناقضی می‌یابند. این تناقض را می‌توان با یادآوری استعارهٔ مشهور جورج اورول در رمان «۱۹۸۴» بهتر درک کرد؛ جایی که مفاهیم وارونه می‌شوند و «جنگ، صلح نام می‌گیرد».
Getting your Trinity Audio player ready...

جایزهٔ صلح نوبل از بدو تأسیس قرار بود نمادی اخلاقی برای ایستادگی در برابر خشونت، جنگ و سرکوب باشد؛ نشانه‌ای از این باور که صلح ارزشی فراتر از منافع دولت‌ها، رقابت‌های ژئوپلیتیک و ملاحظات قدرت است. در تاریخ این جایزه، نام‌هایی چون مارتین لوتر کینگ و نلسون ماندلا به‌عنوان نمادهای جهانی مبارزهٔ بی‌خشونت و مقاومت اخلاقی ثبت شده‌اند. با این حال، تجربهٔ تاریخی نشان می‌دهد که «صلح» هرگز مفهومی ثابت، شفاف و بی‌مناقشه نبوده و بسیاری از انتخاب‌های کمیتهٔ نوبل نه‌تنها اجماع‌برانگیز نبوده‌اند، بلکه خود به منبعی برای مناقشه در سیاست جهانی تبدیل شده‌اند.

انتخاب اخیر کمیتهٔ نوبل و اعطای جایزهٔ صلح ۲۰۲۵ به ماریا کورینا ماچادو، رهبر اپوزیسیون ونزوئلا، بار دیگر این پرسش بنیادین را زنده کرده است که آیا نوبل صلح همواره در خدمت صلح بوده، یا در برخی مقاطع به ابزاری نمادین در کشاکش‌های سیاسی و ژئوپلیتیک بدل می‌شود. این تناقض را می‌توان با یادآوری استعارهٔ مشهور جورج اورول در رمان «۱۹۸۴» بهتر درک کرد؛ جایی که مفاهیم وارونه می‌شوند و «جنگ، صلح نام می‌گیرد». از این منظر، انتخاب ماچادو برای بسیاری نه بازنمایی روشن مبارزهٔ بی‌خشونت، بلکه تصمیمی بحث‌برانگیز در بستر پیچیده، بحرانی و چندلایهٔ سیاست ونزوئلا تلقی می‌شود. این انتخاب بیش از آنکه حامل پیامی جهان‌شمول دربارهٔ صلح باشد، به نظر می‌رسد بازتابی از روایت‌های مسلط سیاسی در سطح بین‌المللی است.

منتقدان این تصمیم یادآور می‌شوند که ماچادو در سال‌های گذشته از تحریم‌های اقتصادی، فشار خارجی و حتی اقداماتی حمایت کرده که از سوی برخی ناظران به‌عنوان تلاش برای براندازی یا کودتا علیه دولت‌های منتخب تفسیر شده‌اند. این سیاست‌ها، فارغ از داوری‌های ایدئولوژیک، پیامدهای ملموسی بر زندگی روزمرهٔ مردم ونزوئلا داشته و به تشدید بحران اقتصادی، کمبود کالاهای اساسی و گسترش رنج معیشتی دامن زده‌اند. از این منظر، اعطای جایزهٔ صلح به شخصیتی که از چنین رویکردهایی پشتیبانی کرده، با روح اولیه و آرمان اخلاقی نوبل صلح در تعارض قرار می‌گیرد.

تحریم‌ها و فشارهای خارجی صرفاً ابزارهایی نمادین یا انتزاعی نیستند، بلکه سازوکارهایی واقعی و مؤثر دارند که مستقیماً اقتصاد و زندگی روزمرهٔ مردم را هدف قرار می‌دهند. تحریم‌های مالی، دسترسی دولت ونزوئلا به نظام بانکی بین‌المللی را محدود کرده، صادرات نفت، به‌عنوان منبع اصلی درآمد کشور، را کاهش داده و توان واردات کالاهای اساسی، دارو و مواد غذایی را به‌شدت تضعیف کرده‌اند. در چنین شرایطی، کاهش درآمد ارزی به تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش پول ملی، کمبود کالا و گسترش فقر انجامیده است؛ پیامدهایی که نه انتزاعی، بلکه ملموس و روزمره‌اند و بار اصلی آن‌ها نه بر دوش نخبگان سیاسی، بلکه بر زندگی شهروندان عادی سنگینی می‌کند.

از نگاه منتقدان، اعطای جایزهٔ صلح نوبل به چهره‌ای از اپوزیسیون که به‌طور آشکار از سیاست فشار خارجی و تحریم‌ها حمایت کرده، می‌تواند این روند را تشدید کند. چنین انتخابی در عمل به‌مثابه نوعی مشروعیت‌بخشی اخلاقی به سیاست فشار تلقی می‌شود و این پیام را به بازیگران بین‌المللی، به‌ویژه دولت‌های غربی، منتقل می‌کند که مسیر تحریم، انزوا و فشار نه‌تنها قابل دفاع، بلکه از منظر اخلاقی نیز موجه است. در نتیجه، امید به کاهش تحریم‌ها کمرنگ‌تر می‌شود و حتی امکان تداوم یا تشدید آن‌ها افزایش می‌یابد.

در نهایت، جایزهٔ صلح نوبل را نمی‌توان صرفاً یک داوری اخلاقی بی‌طرف دانست؛ بلکه بخشی از روایتی گسترده‌تر در سیاست جهانی است. این روایت نشان می‌دهد که مفاهیمی چون صلح، دموکراسی و آزادی بسته به موقعیت بازیگران و توازن قدرت، معانی متفاوت و گاه متناقضی پیدا می‌کنند. نمونهٔ ونزوئلا در این زمینه اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا به‌خوبی نشان می‌دهد چگونه روایت‌های جهانی دربارهٔ صلح و دموکراسی با واقعیت‌های سیاسی یک کشور گره می‌خورند. فراموش نباید کرد که حاکمیت ونزوئلا، با همهٔ کاستی‌ها و نقدهای جدی، از مسیر انتخابات و رأی مردم شکل گرفته است. پرسش اساسی همچنان باقی است که چرا قدرت‌های غربی، بسته به منافع خود، در یک نقطه نتیجهٔ انتخابات را نشانهٔ دموکراسی می‌دانند و در نقطه‌ای دیگر همان سازوکار را نادیده گرفته و برچسب «دیکتاتوری» می‌زنند؛ گویی مشروعیت سیاسی نه از رأی مردم، بلکه از میزان هم‌سویی با منافع ژئوپلیتیک قدرت‌های مسلط حاصل می‌شود.

پرسش پایانی همچنان پابرجاست: آیا جایزهٔ صلح نوبل واقعاً ابزاری برای دفاع از صلح است، یا در برخی بزنگاه‌ها به وسیله‌ای برای بازتعریف سیاسی و گزینشی معنای آن تبدیل می‌شود؟

تاریخ انتشار : ۲۴ آذر, ۱۴۰۴ ۰:۱۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

ناصر اسالو: اگر قرار باشد همان سیاست‌هایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بی‌عدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بی‌پناه و بازنشسته همچنان فراموش‌شده باشد، مردم صلح را در بیانیه‌ها باور نخواهند کرد.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حمید اشرف

نقش و سهم ساواک در رشد و گسترش انقلاب اسلامی و فروپاشی رژیم پهلوی

بیانیه «همبستگی جمهوری‌خواهان ایران» پیرامون انعقاد «تفاهم‌نامه» بین دولت‌های ایران و آمریکا

نسخه‌پیچی بر رنج دیگران

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

دست بالا درمذاکرات، بازگشت به مردم