بهنقل از منافع ملی ۱۸ مارس ۲۰۱۶ Translated from The National Interest
برگردان بهفارسی:
گودرز اقتداری
در حال حاضر، پاکستان تصمیم گرفته است که از جنگ ایران دور بماند. با این حال، نزدیکی جغرافیایی آن به درگیری و تعهدات اتحاد، این امر را دشوار خواهد کرد.
با گسترش رویارویی بین اسرائیل و ایران، شرکای منطقهای واشنگتن با فشار فزایندهای برای جانبداری روبرو هستند. با این حال، اسلام آباد استراتژی متفاوتی را دنبال میکند: حفظ تعامل سیاسی با واشنگتن و تهران و در عین حال اجتناب از درگیری نظامی در درگیریای که درست فراتر از مرزهای آن در حال وقوع است.
پاکستان از حملات اسرائیل انتقاد و از حاکمیت ایران حمایت کرده است. در عین حال، رهبری پاکستان در تلاش است تا از سرایت درگیری به مرزهای غربی خود یا اختلال در مسیرهای انرژی دریایی که این کشور به آن وابسته است، جلوگیری کند. برای پاکستان، این جنگ یک رقابت ژئوپلیتیکی دور نیست، بلکه یک بحران نزدیک با پیامدهای اقتصادی و امنیتی فوری است.
جغرافیای پاکستان یک محدودیت استراتژیک است
جغرافیای پاکستان، به جای ایدئولوژی آن، موضع آن را در بحران ایران شکل میدهد. دو جمهوری اسلامی تقریباً ۹۰۰ کیلومتر (۶۶۰ مایل) مرز مشترک دارند. بخش عمدهای از این مرز از میان زمینهای ناهموار و بدون کنترل حکومتی میگذرد که دسترسی دولت به آنها ضعیف است. بنابراین، تشدید تنش، پیامدهای امنیتی مستقیمی به همراه دارد.
بیثباتی در امتداد مرز میتواند اشکال مختلفی داشته باشد. جریان پناهندگان، فعالیتهای شبهنظامیان، عملیات اطلاعاتی یا حوادث تصادفی فرامرزی، همگی میتوانند شرایط امنیتی را در مناطق مرزی که از قبل با چالشهای حاکمیتی و توسعهای روبرو هستند، پیچیدهتر کنند. حتی بیثباتی محدود نیز میتواند فشار بیشتری بر مقامات محلی و نیروهای امنیتی وارد کند.
جغرافیا همچنین پاکستان را در نزدیکی یکی از مهمترین نقاط انسداد دریایی جهان قرار میدهد. بخش عمدهای از انرژی وارداتی پاکستان از تنگه هرمز عبور میکند، آبراه باریکی که تقریباً یک پنجم مصرف جهانی نفت هر روز از آن عبور میکند. هرگونه ناامنی طولانی مدت در این آبها به سرعت بر قیمت سوخت، سطح تورم و فشارهای تراز پرداختهای پاکستان تأثیر میگذارد.
برای اسلامآباد، این واقعیتها به این معنی است که تشدید تنش در خلیج فارس صرفاً موضوع موضعگیری دیپلماتیک نیست. این بحرانی با پیامدهای اقتصادی فوری است.
محدودیتهای همسویی پاکستان با غرب
روابط پاکستان با ایالات متحده و عربستان سعودی لایه دیگری از پیچیدگی را به محاسبات استراتژیک آن میافزاید. اسلامآباد از نظر تاریخی حتی در دورههای تنش در خاورمیانه نیز به دنبال حفظ روابط کاری با واشنگتن بوده است. در همین حال، عربستان سعودی مدتهاست که شریک اقتصادی مهمی بوده و در مواقع دشواری اقتصادی، حمایت مالی و سرمایهگذاری ارائه میدهد.
این روابط انتظاراتی را ایجاد میکند که پاکستان با نگرانیهای امنیتی غرب و خلیج فارس همسو شود. با این حال، همسویی محدودیتهایی دارد. ورود به یک رویارویی نظامی با ایران هزینههای بالایی برای ثبات داخلی و وضعیت منطقهای پاکستان خواهد داشت.
دخالت مستقیم در این درگیری میتواند باعث تلافیجویی در مرز ایران و پاکستان شود. همچنین میتواند تنشهای فرقهای را در داخل پاکستان شعلهور کند، جایی که رقابتهای منطقهای گاهی اوقات در سیاستهای داخلی طنینانداز میشود.
بنابراین، رهبری پاکستان با یک اقدام ظریف تعادل دیپلماتیک روبرو است. از یک سو، حفظ روابط مثبت با عربستان سعودی برای همکاری اقتصادی و امنیتی همچنان مهم است. از سوی دیگر، اسلامآباد باید از اقداماتی که به شدت به روابط با تهران آسیب میرساند، اجتناب کند. پاکستان اغلب تلاش کرده است تا روابط خود را با بازیگران منطقهای رقیب حفظ کند و آنچه تحلیلگران آن را استراتژی ایجاد تعادل در روابط بین عربستان سعودی و ایران توصیف میکنند، دنبال نماید.
یکی دیگر از عواملی که موضع محتاطانه پاکستان را شکل میدهد، رقابت استراتژیک گستردهتر بین قدرتهای خارجی در منطقه است. اسلامآباد روابط اقتصادی و نظامی نزدیکی با چین دارد و در عین حال به همکاری امنیتی با ایالات متحده ادامه میدهد. در عین حال، ثبات خلیج فارس همچنان برای منافع چندین بازیگر جهانی که تأمین انرژی آنها به جریانهای دریایی بیوقفه بستگی دارد، اهمیت محوری دارد. بنابراین، یک جنگ منطقهای گستردهتر، پاکستان را در موقعیتی حساس قرار میدهد، جایی که بین روابط استراتژیک رقابتی و مواجهه فوری با اختلال اقتصادی در مسیرهای انرژی خلیج فارس قرار میگیرد.
آسیبپذیریهای اقتصادی پاکستان
نگرانیهای اقتصادی نقش محوری در موضع محتاطانه پاکستان دارند. این کشور در حال حاضر با فشارهای مالی قابل توجهی روبرو است و نوسانات در بازارهای جهانی انرژی میتواند به سرعت به فشار اقتصادی داخلی تبدیل شود. پاکستان حدود ۸۵ درصد از نفت خام خود را وارد میکند که بخش عمده آن از تولیدکنندگان خلیج فارس است و این کشور را به ویژه در برابر اختلال در مسیرهای انرژی از طریق تنگه هرمز آسیبپذیر میسازد.
اگر خصومتها در خلیج فارس باعث اختلال در ترافیک دریایی شود، پاکستان احتمالاً عواقب فوری را تجربه خواهد کرد. واردات انرژی میتواند گرانتر شود، تورم را تشدید کند و فشار بیشتری بر ذخایر ارزی کشور وارد نماید.
از آنجا که بیشتر تجارت پاکستان از طریق دریا انجام میشود، ناامنی دریایی بر فعالیتهای تجاری گستردهتر نیز تأثیر میگذارد. افزایش هزینههای بیمه برای کشتیرانی، تأخیر در حمل و نقل دریایی و عدم قطعیت در زنجیره تأمین میتواند نگرانیهای اقتصادی را تشدید کند.
تنشهای اخیر در خاورمیانه در حال حاضر به افزایش قیمت سوخت و نگرانیهای تورمی در پاکستان کمک کرده است.
چه چیزی ممکن است محاسبات پاکستان را تغییر دهد
چندین تحول میتواند فضای مانور پاکستان را محدود کند: اول، احتمال بیثباتی در امتداد مرز ایران و پاکستان وجود دارد. افزایش فعالیت شبهنظامیان، جابجایی پناهندگان یا حوادث فرامرزی میتواند مقامات پاکستانی را مجبور به اتخاذ اقدامات امنیتی قویتر کند.
دوم، سناریویی وجود دارد که در آن ایران تنش های بیشتری را علیه عربستان سعودی ایجاد کند. اگر قلمرو یا زیرساختهای انرژی عربستان سعودی مورد حملات مداوم قرار گیرد و ریاض رسماً درخواست کمک کند، پاکستان با فشار قابل توجهی برای پاسخگویی مواجه خواهد شد.
سوم، تشدید تنش دریایی نیز میتواند محاسبات اسلامآباد را تغییر دهد. اگر حملات به کشتیهای تجاری، واردات انرژی یا جریانهای تجاری پاکستان را مستقیماً تهدید کند، این کشور ممکن است احساس کند که مجبور است در تلاشهای گستردهتر برای محافظت از مسیرهای کشتیرانی در خلیج فارس شرکت نماید.
استراتژی پاکستان برای فاصلهگذاری کنترلشده از جنگ ایران
در حال حاضر، به نظر میرسد پاکستان مصمم است استراتژی فاصلهگذاری کنترلشده از درگیری را دنبال کند. اسلامآباد نگرانی خود را در مورد بیثباتی منطقهای ابراز میدارد، در حالی که با دقت از تعهداتی که کشور را به رویارویی مستقیم با ایران میکشاند، اجتناب میکند.
اینکه آیا این اقدام متعادلکننده میتواند پایدار بماند، تا حد زیادی به چگونگی تکامل درگیری بستگی دارد. اگر خصومتها محدود و از نظر جغرافیایی مهار شوند، پاکستان ممکن است بتواند وضعیت فعلی خود را حفظ کند. اما تشدید گستردهتر درگیریهای منطقهای میتواند گزینههای اسلامآباد را به طور قابل توجهی محدود سازد.
واکنش پاکستان، واقعیت وسیعتری از گسترش رویارویی اسرائیل و ایران را نشان میدهد. بسیاری از کشورهای منطقه به اندازه تلاش برای مدیریت مواجهه با درگیری که ثبات اقتصادی و امنیتی خود را تهدید میکند، طرف مقابل را انتخاب نمیکنند. برای اسلامآباد، اولویت این است که از نظر دیپلماتیک درگیر بماند و در عین حال فاصله نظامی خود را از جنگی که عواقب آن میتواند به سرعت به مرزهایش برسد، حفظ کند.
*****
درباره نویسنده:
فاطمه امان بیش از ۲۵ سال در مورد امور ایران، افغانستان و خاورمیانه نوشته و به مقامات آمریکایی و غیردولتی مشاوره داده است. او که قبلاً پژوهشگر غیرمقیم در موسسه خاورمیانه و پژوهشگر ارشد شورای آتلانتیک، نویسنده، تهیهکننده و مجری صدای آمریکا و خبرنگار رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی بوده، آثارش در مجلههای تحلیلگر امور اسلامی جین، بررسی اطلاعات جین و دیدگاههای خاورمیانه مرکز استیمسون منتشر شده است.
او را در X دنبال کنید @FatemehAman



