|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
فایننشال تایمز – ۸ ژوئن ۲۰۲۶
جنگ با ایران، تحقق یک رویای ۳۰ ساله برای بنیامین نتانیاهو بود. نخست وزیر اسرائیل دهههاست که هشدارداده است که ایران تهدیدی برای موجودیت کشورش است. در ۲۸ فوریه، او سرانجام حملهای تمامعیار به جمهوری اسلامی انجام داد. از دیدگاه نتانیاهو، این جنگ یک عملیات مشترک با ایالات متحده بود.
نتانیاهو دونالد ترامپ را متقاعد کرد که جنگ باعث تغییر رژیم در ایران خواهد شد. حداقل، او مصمم بود که به تهدید ایران علیه اسرائیل پایان دهد.
اما کمپین او علیه ایران به شدت اشتباه پیش رفته است. رژیم ایران هنوز محکم سر جای خود ایستاده و نشان داده است که هنوز میتواند به اسرائیل موشک شلیک کند. حزبالله تحت حمایت ایران، شمال اسرائیل را گلولهباران کرده و در حال نبرد با نیروهای اسرائیلی در لبنان است. و اکنون اتحاد نزدیک نتانیاهو با ترامپ به شدت تحت فشار است.
حملات موشکی دیشب ایران پاسخی به حملات اسرائیل به جنوب بیروت بود. اسرائیل اکنون به بمباران ایران پاسخ داده است. اما به نظر میرسد ترامپ مصمم است از تشدید بیشتر تنشها جلوگیری کند. رئیس جمهور امریکا به فایننشال تایمز گفت: «من همه تصمیمات را میگیرم. او [نتانیاهو] تصمیم گیرنده نیست.»
نتانیاهو اکنون با یک انتخاب بسیار دشوار روبرو است. آیا او حملات علیه ایران و حزب الله را لغو میکند – و درنظر رژیم ایران و مردم اسرائیل ضعیف به نظر میرسد؟ یا ترامپ را به چالش میکشد و اتحاد خود با آمریکا رابه خطر میاندازد؟
با وجود تمام سخنان شجاعانه سیاستمداران اسرائیلی مبنی بر نشان دادن اینکه اسرائیل یک کشور مستقل است که در مورد چگونگی دفاع از خود تصمیم میگیرد، واقعیت این است که این کشور همچنان به تسلیحات و دفاع هوایی ایالات متحده بسیار وابسته است.
این معضل از همه حادتر است زیرا به نظر میرسد توافق صلحی که ترامپ روی آن کار میکند، ایران را درموقعیت مالی قویتری قرار میدهد – و همچنان دارای قابلیت هستهای باقی مانده است.
بستن موفقیتآمیز تنگه هرمز به جمهوری اسلامی ابزاری جدید و قدرتمند داده است. این واقعیت که تهران هم چنین نشان داده است که میتواند به پایگاههای نظامی ایالات متحده و زیرساختهای کشورهای خلیج فارس حمله کند – و در تلافی سرنگون نشود – توانایی بازدارندگی ایران را بیشتر تقویت کرده است.
نتانیاهو اصرار دارد که کشورش باید دست باز برای مقابله با حزبالله داشته باشد، حزباللهی که در گذشته هزاران نفر را در شمال اسرائیل مجبور به تخلیه کرده است. حمله اسرائیل علیه حزبالله، به نوبه خود، بیش از یک میلیون لبنانی را از خانههایشان بیرون رانده است. اما ترامپ هفته گذشته با نتانیاهو تماس گرفت و با لحنی ظاهراً توهینآمیز به او دستور داد تا کمپین اسرائیل در لبنان را محدود کند.
درگیری اسرائیل در لبنان بخشی از یک شکست استراتژیک گستردهتر است. اسرائیل اکنون تقریباً سه سال است که از زمان حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در جنگ است. وحشیگری کمپین اسرائیل در غزه آسیب بزرگی به جایگاه بینالمللی این کشور وارد کرده است – و دیوان بینالمللی دادگستری موافقت کرده است که اتهامات مربوط به نسلکشی اسرائیل را بررسی کند.
با این وجود، نتانیاهو اصرار دارد که ملت خود را به سمت پیروزی هدایت میکند. در ماه سپتامبر در سازمان ملل، او با افتخار گفت که اسرائیل بیشتر “ماشین ترور” حماس را “خرد” کرده، حزبالله را “فلج” کرده و برنامههای هستهای و موشکی ایران را “ویران” کرده است.
اما این ادعاها به طور فزایندهای بیاساس به نظر میرسند. حماس هنوز در غزه پابرجاست؛ حزبالله هنوز نیرویی قدرتمند در لبنان است. جمهوری اسلامی هنوز ایران را در چنگال خود دارد و هنوز میتواند با موشکها و پهپادهای خود ویرانی به بار آورد.
در هر مورد، نتانیاهو همان اشتباه را مرتکب شد. او تصمیم گرفت یک راه حل کاملاً نظامی برای مشکلات امنیتی اسرائیل دنبال کند – ابعاد سیاسی و دیپلماتیک را نادیده بگیرد. در نتیجه، او موفقیتهای تاکتیکی ارتش و اطلاعات اسرائیل – مانند کشتن رهبران حزبالله، ایران و حماس – را به عنوان مدرکی مبنی بر امنتر شدن اسرائیل به اشتباه فروخته است.
اما، اکنون باید واضح باشد: اسرائیل نمیتواند با کشتن به امنیت خود دست یابد. اگر گروهی از رهبران در غزه یا بیروت یا تهران ترور شوند، دیگران برای جایگزینی آنها ظهور خواهند کرد.
از نظر سیاسی و فکری، برای نتانیاهو سادهتر است که دشمنان اسرائیل را به عنوان متعصبان بیفکری که فقط میتوان آنها را حذف کرد، به تصویر بکشد، نه اینکه با مسائل اساسی که باعث درگیری میشوند، درگیرشود. در نتیجه، اسرائیلیها از در نظر گرفتن این موضوع که بسیاری از فلسطینیها، لبنانیها و ایرانیها احتمالاً به همان شیوهای که اسرائیلیها به بمباران و کشته شدن در ۷ اکتبر واکنش نشان دادند، به بمباران و کشته شدن واکنش نشان خواهند داد، امتناع میکنند – نه با تسلیم شدن، بلکه با مبارزهای حتی سختتر.
هر کسی که اینگونه صحبت کند، توسط نتانیاهو به همدردی با تروریستها متهم میشود. در نتیجه، نخستوزیر اسرائیل به جای هدایت بحثها – همانطور که یک دولتمرد واقعی باید انجام دهد – آنها را ساکت کردهاست.
نتانیاهو با آغاز یک جنگ تمام عیار علیه دشمنان اسرائیل، قصد داشت اعتبار خود را بازیابد و آینده سیاسی خود را تضمین کند. پیروزی بر ایران قرار بود دستاورد نهایی باشد: پیروزی نهایی بر دشمن نهایی – که به راحتی در یک سال انتخابات به دست آمد. در عوض، نتانیاهو احتمالاً اواخر امسال با دشمنان زنده و فعال کشور – و با کاهش شدید حمایت از اسرائیل در غرب و حتی در کاخ سفید – وارد انتخابات خواهد شد.
نتایج انتخابات اسرائیل تقریباً همیشه نزدیک است – بنابراین مشخص نیست که آیا نتانیاهو قدرت را از دست خواهد داد یا خیر. اما امنیت احتمالاً مسئله شماره یک خواهد بود. و دیدگاه نتانیاهو برای امنیت اسرائیل شکست خورده است. او سزاوار شکست است.



