|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
یار و همراه دیرین ما، حسن شمس، روز جمعه، ۱۹ تیر ۱۴۰۵، برابر با ۱۰ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، پس از ده سال پیکار با بیماری، در بیمارستانی در برلین چشم از جهان فروبست.
او در سال ۱۳۲۵ خورشیدی (۱۹۴۶ میلادی) در بوئینزهرا، در خانوادهای فرهنگی، دیده به جهان گشود. دورهٔ دبستان را در زادگاه خود، و دورهٔ دبیرستان را در تهران گذراند. پس از دو سال خدمت سربازی، و دورهٔ فوقدیپلم، سه سال به کار و فعالیت حرفهای گذراند، و سپس برای ادامهٔ تحصیل رهسپار اتریش شد. و در دانشکدهٔ فنی شهر لوبن، تحصیلات خود را در رشتهٔ شیمی معدنی ادامه داد. در همان سالها به انجمن دانشجویان اسلامی اروپا در شهر لوبن پیوست. او در این دوران با دانشجویان جبههٔ ملی همکاری داشت، و به عضویت کنفدراسیون دانشجویان ایرانی درآمد.
وی پس از رفتن به برلین، دو سال استادیار دانشگاه بود. از سال ۱۹۷۳ بهعنوان فعال دانشجویی هوادار جبههٔ ملی در فعالیتهای دانشجویی شرکت مؤثر داشت. در فضایی که دشمنی با حزب تودهٔ ایران به رویکردی فراگیر بدل شده بود، حسن شمس از معدود فعالان غیرتودهای به شمار میرفت که از آن فضای غالب فاصله گرفت و از همکاری و نزدیکی با تودهایها ابایی نداشت. او در همین دوران بهتدریج، بر پایهٔ تأمل و تجربهٔ خود به گرایش چپ نزدیکتر شد.
او در دو سال پایانی پیش از انقلاب ۱۳۵۷، از بنیانگذاران «سازمان دانشجویان مترقی» در برلین بود؛ سازمانی که با سازمان دانشجویان دموکرات همکاری نزدیکی داشت.
در سال ۱۳۶۵، پس از انتشار نوشتهٔ سرگشاده و درونحزبی موسوم به «نامه به رفقا»، به قلم بابک امیرخسروی، فریدون آذرنور و فرهاد فرجاد، در نقد مبانی سیاسی، تشکیلاتی و نظری حزب تودهٔ ایران، و شکلگیری «جنبش تودهایهای مبارز»، که به تشکیل حزب دموکراتیک مردم ایران بهعنوان یک جریان چپ دموکراتیک انجامید، به این جریان پیوست و فعالیت سیاسی خود را در آن ادامه داد.
او همچنین در اتحاد جمهوریخواهان ایران حضوری فعال داشت و تا واپسین سالهای زندگی، از کنشگران پرتلاش و مسئولیتپذیر عرصهٔ عمومی و سیاسی ایرانیان در خارج از کشور بود. وی در جریان دادگاه میکونوس نیز در فعالیتها و اعتراضهای سیاسی ایرانیان برلین حضوری فعال داشت و همواره در حد توان خود، در دفاع از آزادی، عدالت، دموکراسی و حقوق مردم ایران نقش ایفا کرد.
ما ضایعهٔ اندوهبار درگذشت یار دیرینمان، حسن شمس، را به خانوادهٔ محترم او، بهویژه دخترش النا، صمیمانه تسلیت میگوییم، و خود را در اندوه و سوگواری آنان شریک میدانیم و یاد این انسان تلاشگر در راه عدالت اجتماعی، و آزادی و استقلال و سربلندی ایران را همیشه با مهر، زنده و گرامی میداریم.



