سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۱:۲۹

جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۹

خودفرمانی مردمی و جمهوری‌خواهی

شهناز قراگزلو: از نگاه محمدرضا نیکفر، سیطرهٔ دو گونه اقتدارگرایی، یکی در قالب ولایت فقاهتی و دیگری در صورت‌بندی سلطنت‌طلبانه، بر فضای عمومی و رسانه‌ای، تنها نشانه‌ای از یک بیماری مزمن است. مسئلهٔ اصلی در لایه‌ای عمیق‌تر نهفته است: باید دید چه موانعی اجازه نمی‌دهند جمهوری‌خواهی، به‌مثابه هنجاری مبتنی بر خودفرمانی شهروندان و نفی هر شکل از سلطه، در بستر اجتماعی و سیاسی ایران به نیرویی پایدار و فراگیر بدل شود.
Getting your Trinity Audio player ready...

محمدرضا نیکفر در مقالهٔ «خودفرمانی مردمی و جمهوری‌خواهی» منتشرشده در رادیو زمانه (۱۸ بهمن ۱۴۰۴)، بحث خود را با طرح این پرسش بنیادین آغاز می‌کند که چالش اصلی جمهوری‌خواهی در ایرانِ امروز چیست. از نگاه او، سیطرهٔ دو گونه اقتدارگرایی، یکی در قالب ولایت فقاهتی و دیگری در صورت‌بندی سلطنت‌طلبانه، بر فضای عمومی و رسانه‌ای، تنها نشانه‌ای از یک بیماری مزمن است. مسئلهٔ اصلی در لایه‌ای عمیق‌تر نهفته است: باید دید چه موانعی اجازه نمی‌دهند جمهوری‌خواهی، به‌مثابه هنجاری مبتنی بر خودفرمانی شهروندان و نفی هر شکل از سلطه، در بستر اجتماعی و سیاسی ایران به نیرویی پایدار و فراگیر بدل شود.

این یادداشت می‌کوشد «جمهوری‌خواهی» را نه صرفاً به‌عنوان شکلی از حکومت، بلکه به‌مثابه هنجاری بنیادین در زندگی سیاسی و اجتماعی توضیح دهد؛ هنجاری که بر خودفرمانی مردم، نفی هرگونه سلطه و مشارکت آگاهانه و مداوم شهروندان در سرنوشت خویش استوار است. در این نگاه، جمهوری فقط جایگزینی برای سلطنت یا ولایت فقیه نیست، بلکه انکار هر نوع رابطهٔ سلطان، رعیت و قیم، صغیر در همهٔ عرصه‌های قدرت، از ساختار دولت گرفته تا اقتصاد، فرهنگ و محیط کار است.

محمدرضا نیکفر تحولات پس از انقلاب بهمن را نیز در همین چارچوب تحلیل می‌کند. به‌نظر او، این انقلاب تنها یک جابه‌جایی سیاسی نبود، بلکه دگرگونی‌ای عمیق در بافت اجتماعی ایران پدید آورد: گسترش آموزش عالی، افزایش شمار دانشگاه‌ها، حضور پررنگ‌تر زنان در عرصه عمومی و شکل‌گیری نسلی تحصیل‌کرده و متصل به جهان. این دگرگونی‌ها جامعه‌ای آگاه‌تر و مطالبه‌گرتر ساخت که بیش از پیش خواهان آزادی‌های مدنی، برابری حقوقی و به‌رسمیت‌شناخته‌شدن شأن شهروندی خود بود.

در چهار دهه گذشته، این مطالبات در قالب موج‌های مختلف اصلاح‌طلبی، اعتراضات اجتماعی و جنبش‌های مدنی بروز یافته است؛ اما ساختار سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه، با نگاه قیم‌مآبانه به جامعه، همواره مانعی در برابر تحقق جمهوریت بوده است. در این ساختار، مردم نه به‌عنوان صاحبان حاکمیت، بلکه به‌مثابه تابعانی هدایت‌شونده تعریف می‌شوند و همین امر، امکان شکل‌گیری نظم دموکراتیک و مشارکتی را محدود کرده است.

با این حال، نویسنده ریشهٔ مسئله را صرفاً در ساختار سیاسی نمی‌بیند. او از بحرانی عمیق‌تر سخن می‌گوید: بحران «پیوستگی اجتماعی». به‌زعم او، نظام اقتصادی و سیاسی نتوانسته گروه‌های مختلف جامعه، به‌ویژه جوانان تحصیل‌کرده و دارای سرمایهٔ فرهنگی را در خود جذب کند. حاصل این ناکامی، نوعی فروافتادگی طبقاتی و احساس بی‌آیندگی، محرومیت و ناامنی است؛ وضعیتی که می‌تواند برخی را، با وجود تجربهٔ تبعیض و سرکوب، به سوی پناه بردن به قدرت‌های اقتدارگرا یا نوستالژی نظم‌های گذشته سوق دهد.

از این منظر، اقتدارگرایی فقط در قالب حکومت دینی ظاهر نمی‌شود؛ گرایش‌های سلطنت‌طلبانه یا امید بستن به مداخلهٔ نیروهای خارجی نیز می‌توانند بازتولید همان منطق سلطه باشند. بحران امروز ایران، ادامهٔ همان پارادوکس تاریخی است که انقلاب ۱۳۵۷ را از مبارزه با استبداد سلطنتی به استقرار شکلی دیگر از اقتدار رساند: ناتوانی در ساختن نظمی فراگیر، دموکراتیک و متکی بر شهروندان.

بنابراین پرسش اصلی این است که چرا در شرایط بحران و نابرابری، میل به آزادی همیشه به تقویت جمهوریت نمی‌انجامد و گاه به جست‌وجوی «منجی قدرتمند» بدل می‌شود. پاسخ را باید در همین گسست‌های اجتماعی، نابرابری‌های ساختاری و سرخوردگی‌های انباشته جست‌وجو کرد؛ جایی که رنج اجتماعی می‌تواند خواست رهایی را به طلب نظم اقتدارگرایانه تبدیل کند.

در نتیجه، راه برون‌رفت نه در جانشینی یک شکل از اقتدار با شکلی دیگر، بلکه در تقویت جمهوری‌خواهی‌ای عمیق، اجتماعی و عدالت‌محور است؛ جمهوری‌خواهی‌ای که هم‌زمان با دفاع از آزادی‌های سیاسی، به ریشه‌های نابرابری، طردشدگی و بی‌عدالتی نیز بپردازد. چنین نگرشی، حتی در فضایی محدود و نامساعد، ضرورتی تاریخی دارد، زیرا تنها از رهگذر آن می‌توان چرخهٔ بازتولید سلطه را شکست و افقی تازه برای زندگی مشترک و مبتنی بر کرامت شهروندان گشود.

خواندن این مقاله برای درک ریشه‌های اجتماعی و فکری چالش جمهوری‌خواهی در ایران و تأمل دربارهٔ نسبت آزادی، عدالت و ساختار قدرت، بسیار راهگشاست.
متن کامل را در لینک پایین بخوانید.

 

https://www.radiozamaneh.com/۸۷۷۷۲۷

تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن, ۱۴۰۴ ۲:۱۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

«ژئوپارک جهانی قشم» در میدان جنگ

تحول مهمی در سیاست ترکیه به نفع «پ.ک.ک»! تصویب قانون عفو اعضای پ‌ک‌ک در پارلمان ترکیه

فولکس واگن چه زمانی میلیاردها دلار اضافی برای کارگران «پیدا» خواهد کرد؟

کنشگری فعال یا بیش‌فعالی منفعلانه؟ مسئله عاملیت در سیاست توده‌ای

جمعیت مازاد و اقتصاد سیاسی طرد و حذف

حقوق متهم در مرحله‌ی بازداشت