سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۴:۳۵

یکشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۵

بیشتر زندگی ام را با مردم فرودست گذرانده ام

ادبيات داستانى و حتى شعر ما با مشكل سانسور مواجه است و به همين دليل است كه پيشرفت نمىكنند. انگار نمىخواهند جوانان ما سرگرمى سالم داشته باشند. البته من با جوانترها ارتباط دارم. گاهى به من سر مىزنند و تا آنجاكه بشود راهنمايىشان مىكنم. اما هنوز اين آرزو در دلم مانده كه در جلسهاى با همشهريانم در كرمانشاه صحبت كنم

جوانى درویشیان متعلق به نسل نویسندگان متعهدى است که همواره آمالشان را در جامعه جستجو مىکنند. او مىگوید؛ از طلوع آفتاب بدم مىآید مگر اینکه مطمئن باشم که برآمدن آفتاب آغاز کارى جانفرسا برایم نیست. به ویژه در کودکى طلوع آفتاب برایم آغاز رنج و عذاب کار بود. اما تا دلت بخواهد زمستان و هواى ابرى را دوست دارم. دلم مىخواهد صبح که از خواب بیدار مىشوم سه متر برف باریده باشد. چنانکه نتوان در خانه را باز کرد. اما حتى با این نویسندهاى با این نگاه خاص هم مىتوان از نوروز سخن گفت.

* معمولا ما در داستانهاى شما با تصویر عمومى فقر و زندگى آدمهاى فرودست جامعه مواجهیم. آیا هیچ وقت قصد کردهاید که از لحظات شاد زندگى هم بنویسید؟

ــ من در داستانهایم شادى هم دارم. کمااینکه در برخى از داستانهاى “از این ولایت” و “آبشوران” به خصوص مراسم نوروز و حمام رفتن با پدرم مورد توجه قرار گرفته که این داستانها بیشتر به ژانر کمدى نزدیک هستند. اما در هر حال زندگى من بیشتر با مردم فرودست گذشته است. وقتى که در گیلان غرب، معلم بودم شاگردانم از همین قشر بودند. من شاگردى به نام “نیازعلى ندارد” داشتم که داستان “ندارد” را اصلا به خاطر او نوشتم. بعدها در زندان کرمانشاه هم باز در بین همین مردم فقیر و بیچاره بودم. پدرم، عموهایم و تمام افراد دور و ور من کارگر بودند.

* شما با همکارى رضا خندان به جمعآورى افسانههاى مناطق مختلف ایران پرداختهاید. نوروز در این افسانهها چه جایگاهى دارد؟

ــ نوروز در افسانههاى ایران جایگاه ویژهاى دارد و به خصوص سفره هفت سین. فارغ از این آدابى نظیر سبزه انداختن که از بیست روز قبل از عید، خانوادهها عدس و گندم را خیس مىکردند تا براى عید سبز شود و مراسم چهارشنبه سورى یا پنج شنبه آخر سال که به دیدار با اموات اختصاص دارد و… رگههایى از اینها هم در داستانها و افسانههاى ما وجود دارد. اما به خصوص درمورد نوروز، زندهیاد “صبحى” کتابى به نام عمونوروز دارد که افسانههاى ایرانى در همین رابطه را در آن گنجانده است. اصلا به همین خاطر هم ما جلب افسانهها شدیم و با همکارى رضا خندان تاکنون نوزده جلد آن منتشر شده است. در مناطق سنندج و کردستان هم، داستان میرنوروزى رایج است و در اشعار شاعران کهن ما، ازجمله حافظ هم به آن اشاره شده است.

* تعطیلات نوروز را بیشتر چگونه مىگذراندید؟ سفر یااینکه…

ــ عید براى ما که بچه بودیم با خودش چیزهاى جدیدى به ارمغان مىآورد و همه آنها براى ما خاطره بود. ما مسافرت نمىرفتیم. سفر نیاز به پول و ماشین و … داشت که ما هیچ یک از اینها را نداشتیم. اما سال که تحویل مىشد، مادربزرگ و پدربزرگم، اسکناسهاى نویى را لاى قرآن مىگذاشتند و هرکدام از ما، یکى از آنها را به عنوان عیدى برمىداشتیم. عموهاى من همه کارگر بودند، به جز یکى از آنها که کبابى داشت و توى چنتهاش، همیشه پر از پول نقره بود که به ما هم عیدى مىداد. این براى ما جالب بود که پول نقره را در بازار، دوبرابر از ما مىخرند. یکى دیگر از عموهایم هم وسایل آتش بازى چهارشنبه سورى را درست مىکرد؛ ترقه و فشفشه و… همیشه یک گونى هم به ما مى داد که حسابى خوش مىگذراندیم تا نوروز و سیزده به در؛ که سبزهها را گره مىزدیم و به صحرا مىرفتیم و قضا بلاى خانواده را با سبزهها دور مىانداختیم.

* در سال ۸۹ کتاب جدیدى از شما منتشر نمىشود؟

ــ یک کتاب تجدید چاپى دارم که نزدیک به یک سال و نیم است در ارشاد مانده است؛ مجموعه مقالات و سخنرانىهاى من باعنوان “چون و چرا” و یک شناحتنامه هشتصد صفحهاى از من که انتشارات مروارید، قصد انتشار آن را دارد؛ منتها مجوز نمىدهند. مجموعه داستانى هم دارم که شامل هجده داستان مىشود باعنوان “تازه داغ” که هشت سال است در ارشاد مانده است. مىگویند باید نصف داستانها را بردارى. من هم گفتهام که یک خطش را هم برنمىدارم. این کتاب را هم قرار است انتشارات چشمه منتشر کند. درحال حاضر هم درحال نوشتن یک رمان هستم. اما امیدى به چاپ کارهایم ندارم و ناامیدانه مىنویسم.

* آیا آثار نویسندگان جوان را هم دنبال مىکنید؟

ــ بله.

* کارهاى جوانها را چطور مىبینید؟

ــ ادبیات داستانى و حتى شعر ما با مشکل سانسور مواجه است و به همین دلیل است که پیشرفت نمىکنند. انگار نمىخواهند جوانان ما سرگرمى سالم داشته باشند. البته من با جوانترها ارتباط دارم. گاهى به من سر مىزنند و تا آنجاکه بشود راهنمایىشان مىکنم. اما هنوز این آرزو در دلم مانده که در جلسهاى با همشهریانم در کرمانشاه صحبت کنم. من پنجاه سال است که براى آنها و از آنها مىنویسم. دوست دارم بدانم که آنها چه نگاهى به کارهاى من دارند و نقدهایشان را بشنوم. اما مشکل شده است. درمیان نویسندگان جوان هم نویسندههاى خوبى داریم که اگر به آنها توجه بشود، مىتوانند با بزرگان ادبیات جهان رقابت کنند.

تاریخ انتشار : ۱۰ فروردین, ۱۳۸۹ ۱۰:۰۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

نوروز در سایهٔ رنج، در پرتوِ امید

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در روزگاری که دل‌ها سنگین و نگران است، نوروز یادآور همین امید است؛ یادآور نوزایی، همدلی و ایستادگی، و اینکه زندگی، حتی در دل رنج، راه خود را ادامه می‌دهد. باشد که سال نو، پایان رنج و خشونت را نزدیک‌تر کند؛ جان مردم بی‌دفاع در امان بماند و صلح و آرامش بار دیگر به زندگی‌ها بازگردد. امید آن‌که خرد و تدبیر بر تصمیم‌ها چیره شود، افقی روشن‌تر پیش روی این سرزمین گشوده گردد و ایران از این دوران دشوار با سربلندی عبور کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

توقف بمباران و آتش بس فوری، ضرورتی ملی است

ابعاد ویرانی جنگ پس از حدود سه هفته گسترده تر می شود، تنها کسانی می توانند طرفدار ادامه ی این جنگ باشند که نمی دانند نابودی زیرساختهای کشور، از جمله زیرساختهای نظامی و انرژی، چه سرنوشتی برای اقتصاد و معیشت مردم، به طور خاص کارگران و زحمتکشان به همراه دارد. زیر ساختهایی که در طول سالها ساخته شده، سالها طول می کشد تا بازسازی شود. همچنین ادامه ی جنگ با تهدید فروپاشی و امنیت ملی و نامعلوم بودن خروجی آن همراه است.  

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بوم…بوم! هر انفجار برای من دو چهره دارد

آن سوی دیوار جنگ: عشق و یک گیوه

نقدی بر سلب مشروعیت از دفاع مشروع ایران

آن سوی دیوار جنگ: عشق و یک گیوه

یادداشت‌هایی از تهرانِ زیر انفجار

جبهه اصلاحات ایران: با بکارگیرى همزمان میدان و دیپلماسى، دفاع کنونى را به جنگى میهنى در پرتو شعار اول ایران تبدیل کنیم!