
ما فداییان خلق ایران، هر سه این جبههها را در تقابل آشکار با منافع مردم و کشور میدانیم. ما، همسو با همۀ نیروهای مترقی ایران، بر این باوریم که شکلگیری یک برآمد اجتماعیِ متحد حول مطالبات روشن و مشخص، در پیوند با سازماندهی متکثر و غیرمتمرکزِ اعتراضهای مسالمتآمیز، میتواند به پیروزیهای چشمگیرتر مردم و تقابل مؤثرتر با جبهههای استبداد بینجامد. جامعهٔ مدنی آگاه، جنبشهای اجتماعیِ درهمتنیده و نیروهای مردمی و سیاسی ایران بارها نشان دادهاند که توان ایستادگی خردمندانه در برابر خشونتی را دارند که هر سه جبهۀ دشمنان مردم بازتولید میکنند؛ و هر بار نیرومندتر از پیش بازمیگردند.

همسانیِ رویه، رویکرد و منشِ ستیزجویانهٔ استبداد حاکم و استبداد سرنگونشده در برخورد با مخالفان، یکی از خطرناکترین تهدیدهای داخلی امروز ایران است؛ خطری که هم آیندهٔ کشور و هم امکان یافتن راههای مسالمتآمیز و خشونتپرهیز برای گذار به جمهوری مورد نظر اکثریت گستردهای از طیفهای سیاسی را تهدید میکند.

اگر قرار است اینبار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی میتواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمتآمیز و مطالبهمحور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیدهگرفتهشدن، وعدههای بیپایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حقطلبانهاش قرار دهد. تجربههای تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست