سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ تیر, ۱۴۰۵ ۰۰:۱۶

پنجشنبه ۴ تیر ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۶

جنبش کارگری و توده ای در فرانسهو پای چوبین دمکراسی به تفسیر بورژوازی

دمکراسی بُعد دیگری نیز دارد و آن بُعد طبقاتی دمکراسی است. در یک جامعه طبقاتی هر حاکمیتی لاجرم حاکمیت یک طبقه علیه طبقه و یا طبقات دیگر است. در جامعه سرمایه داری دمکراسی باید در چهارچوب حاکمیت اقلیت علیه اکثریت محاط شود. الزامات تامین منافع اقلیت اقتضاء می کند که دمکراسی نمایندگی تحمیل و تحمل شده در نظام بورژوائی در چهارچوب صرفا" محدود مهار و کنترل شود

Getting your Trinity Audio player ready...

دیروز نهمین بسیج عمومی توده ای علیه قانون جدید بازنشستگی دولت سارکوزی برگزار شد. در طی دو ماه نیم گذشته میلیونها نفر از مردم فرانسه طی تظاهرات عمومی توده ای مخالفت قاطع خود را با طرحی که نشانه یک قهقرای اجتماعی آشکار است اعلام کرده اند. شرکت وسیع زنان، جوانان، شاغلین، بازنشستگان، کارگران بخش خصوصی و عمومی و نیز گسترش اقدامات توده ای به همه مناطق فرانسه از مشخصات برجسته این اقدامات توده ای بوده است. موتور محرک این اقدامات در سطح توده ای جبهه واحد اتحادیه ای بوده است که توانسته است، علیرغم گرایشات گوناگون، وحدت صفوف خود را در مخالفت با قانون جدید حفظ کند (۱). جنبشهای اجتماعی فرانسه و همچنین طیفهای گوناگون احزاب چپ نیز علیرغم اختلافات و آلترناتیوهای گوناگونی که در برابر افزایش سن بازنشستگی ارائه می کنند با طرح دولت مخالفت کرده و در بسیجهای اتحادیه ها فعالانه شرکت کرده اند. نظرسنجیهای متعددی که از اول ماه سپتامبر یکی از پی دیگری توسط موسسات نظرسنجی گوناگون انجام شده نیز به نوبه خود نشان داده اند که دو سوم مردم فرانسه با این قانون مخالف هستند. اما علیرغم خواست اکثریت قاطع مردم فرانسه لایحه سارکوزی و حزب حاکم درهر دو مجلس فرانسه به تصویب رسیده و مهر قانونیت به آن خورده است.

پیکارهای طبقاتی طبقه کارگر و مردم فرانسه علیه قانون بازنشستگی دولت سارکوزی، و یا به بیان دیگر، علیه سیاستهای نئولیبرالی قهقرای اجتماعی، محدودیتها و خصلت واپس گرای دمکراسی به تفسیر بورژوازی را به خوبی آشکار می سازد. سارکوزی و حزبش با دسترسی به اکثر رسانه ها و وعده و وعیدهائی که صرفا” برای مصرف در دوره انتخابات سرهم بندی می شوند در انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی برنده شدند و حزب حاکم در هر دو مجلس فرانسه اکثریت پارلمانی را به خود اختصاص داد. نباید فراموش کرد که یکی از قولهای سارکوزی در دوره انتخابات ریاست جمهوری حفظ سن ۶۰ سال بعنوان سن بازنشستگی بود. دولت سارکوزی اما علیرغم اقدامات اعتراضی توده ای در ابعاد بی سابقه میلیونی و مخالفت قاطع افکار عمومی مردم فرانسه و با پشت پا زدن آشکار به قولهائی که در انتخابات داده بود قانون افزایش سن بازنشستگی به ۶۲ سال را به تصویب هر دو پارلمان رساند. سیاست مداران جناح راست فرانسه در باره این تناقض آشکار و غیرقابل انکار میان خواست مردم و عملکرد پارلمان می گویند نظام ما دمکراسی است خیابان حرف خود را زده است و اکنون نوبت پارلمان (یا مشروعیت قانون) است که حرف خود را بزند.

“ایگناسیو رامونه” در مصاحبه با روزنامه “هومانیته” در همین ارتباط می گوید: “در دمکراسی مشروعیت دیگری وجود دارد که در شرایط حاضر می توان به آن مشروعیت اجتماعی نام نهاد. مشروعیتی که در قانون اساسی با قائل شدن حق اعتصاب و حق اجتماعات به رسمیت شناخه شده است. این مشروعیت حتی اگر دولت در قبال آن بی تفاوت باشد در کشور از اکثریت برخورد است. امری که همه نظرسنجیها آن را اثبات می کنند… در عین حال تردیدی نیست که رئیس جمهور در برنامه انتخاباتی خود تاکید کرده بود که به سن ۶۰ سال در بازنشستگی دست نخواهد زد. حال او به طور یک جانبه قرارداد اخلاقی ئی را که با مردم فرانسه منعقد کرده بود نقض کرده است. از همین رو، این حق باید محفوظ باشد که مشروعیت دیگری وارد عمل شود، مشروعیت دمکراسی مشارکتی: از آن جا که رئیس جمهور برنامه اش را تغییر داده است پس باید پیشنهادش را به داوری انتخاب کنندگان قرار دهد. در این مورد برخی به درستی مسئله رفراندوم را مطرح می کنند. ” (۲)

“سینتیا فلوری” در پاسخ به سوال لوموند در باره این تضاد می گوید: “نوعی عدم تقارن در اصل اعمال حاکمیت وجود دارد. در یک سو قطب حاکمیت مثبت قرار دارد که تجسم آن پارلمان و دولت است و درسوی دیگر، قطب حاکمیت منفی، که همان خیابان بوده و قدرتش در وتو و تحریم متجلی می شود. درشرایط فوران تکنولوژی اطلاعاتی و نقش فزاینده دمکراسی مشارکتی دمکراسیهای بالغ باید به گونه دیگری سازمان یابند. امروزه تلاش می شود حاکمیت منفی به مثبت فرا رویانیده شود. امری که چالش بزرگ در پیشاروی دمکراسی مدرن است.” (۳)

اما آیا دمکراسی به تفسیر بورژوازی قادر است به این چالش پاسخ دهد؟ آن هم در شرایطی که نیروی خیابان یک توده بی چهره نبوده بلکه متشکل از افراد آگاه بخشهای گوناگون اکثریت مردم است که سازمان یافته وارد صحنه شده و مخالفت بسیار مشخص شان را در برابر منتخبین خود قرار می دهند؟ آیا تردیدی وجود دارد که منتخبین دیگر انتخاب کنندگان را نمایندگی نمی کنند؟ اگر دمکراسی به معنای حاکمیت مردم و اعمال این حاکمیت توسط اکثریت مردم باشد دیگر نمی توان نظامی را که به طور آشکار در برابر اراده اکثریت میلیونی عمل می کند دمکراتیک نامید. چگونه می توان نمایندگی مردم را علیه مردم به کار برد و مدعی دمکراسی نمایندگی بود؟

تردیدی نیست که می توان محدودیتهای دمکراسی نمایندگی را در راستای اعمال اراده و حاکمیت اکثریت مردم از میان برداشت. چگونه؟ از طریق اصل فراخوانی. در کشور فرانسه در اولین انقلاب کارگری جهان، در کمون پاریس، این اصل به کار گرفته شد. مارکس با مطالعه این تجربه، اصل فرخوانی را، به عنوان تجلی برقراری دمکراسی واقعی در کمون قلمداد کرد. حق فرا خوانی برای شهروندان جامعه این فرصت را فراهم می سازد که منتخبین خود را در صورتی که بخواهند علیه منافع آنها وارد تصمیم گیری شوند برکنار ساخته و کسان دیگری را برای پیش برد سیاستهای مورد نظرشان برگزینند.

اما دمکراسی بُعد دیگری نیز دارد و آن بُعد طبقاتی دمکراسی است. در یک جامعه طبقاتی هر حاکمیتی لاجرم حاکمیت یک طبقه علیه طبقه و یا طبقات دیگر است. در جامعه سرمایه داری دمکراسی باید در چهارچوب حاکمیت اقلیت علیه اکثریت محاط شود. الزامات تامین منافع اقلیت اقتضاء می کند که دمکراسی نمایندگی تحمیل و تحمل شده در نظام بورژوائی در چهارچوب صرفا” محدود مهار و کنترل شود. برای فراتر رفتن از این محدودیتها نیاز به حاکمیتی است (سوسیالیسم) که بتواند دمکراسی مشارکتی واقعی را برای شهروندان خود تامین سازد. جامعه ای که می تواند حداکثر ظرفیت دمکراسی نمایندگی و مستقیم را در سطوح گوناگون، به عنوان سامانه اعمال حاکمیت اکثریت، در اختیار شهروندانش قرار دهد. پیکارهای توده ای چند ماهه اخیر فرانسه، خواست اکثریت مردم و پای چوبین و عملکرد واپس گرای دمکراسی به تفسیر سیاست مداران بورژوا بهترین شاهد این مدعاست!

(۱) اقدامات مشترک اتحادیه ای از ماه مه امسال شروع و نهم سپتامبر به این سو تشدید یافته و ابعاد چندمیلیونی پیدا کرد. در آخرین حرکت که دیروز صورت گرفته سندیکای” اف. او” از اتحاد بین سندیکائی خارج شد اما سندیکاهای اصلی همچنان صفوف متحد خود را حفظ کرده اند.

(۲) Ignacio Ramonet : «On voit s’exprimer, en ce moment, la légitimité sociale»

l’Humanité | le 16 Octobre 2010

رفراندوم شکلی از مداخله مستقیم مردم در سیاست است. مثلا” در کشور سوئیس اکثر مسائل مهم سیاسی به رفراندوم نهاده می شود. در اتحادیه اروپا اما روند معکوس جریان دارد. قانون اساسی اروپا در چند کشور از جمله رفراندومهای فرانسه و هلند شکست سختی خورد. اما سران اتحادیه اروپا تصمیم گرفتند که بسته بندی جدید قانون اساسی اتحادیه اروپا را در پارلمانهایشان تصویب کنند. در شرایطی که بورژوازی درجریان تحمیل سیاست ریاضت اقتصادی و همراه آن شوک تراپی خشن اجتماعی است باید آزادیهای سیاسی موجود در دمکراسی لیبرال را هر چه بیشتر محدود سازد.

(۳) Cynthia Fleury : ” La démocratie, ce n’est pas la réciprocité des mépris”!

Le Monde. fr | 23. 10. 10

تاریخ انتشار : ۵ آذر, ۱۳۸۹ ۱۰:۲۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶۰ روزه برای تحقق صلح پایدار

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایط کنونی و در آستانه مذاکرات شصت‌روزه، منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که جمهوری اسلامی مذاکرات را با هدف دستیابی به صلحی پایدار، عادی‌سازی روابط با آمریکا و پایان دادن به خصومت ساختاری ادامه دهد و از گرفتار شدن در حاشیه‌ها و تلاش برای راضی کردن مخالفان مذاکرات بپرهیزد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از گرانی نان تا فسادهای میلیارددلاری؛ چرا فشار فقط بر دوش مردم است؟

شهناز قراگزلو: کارگرانی که پس از سال‌ها پرداخت حق بیمه بیکار شده‌اند، برای دریافت مقرری ناچیز بیکاری با روندی فرسایشی و بازرسی‌هایی مواجه‌اند که بیشتر شبیه تعقیب یک متهم است تا حمایت از یک بیمه‌شده.
این پرسش جدی مطرح است که چرا برای پرداخت ۱۵ میلیون تومان به یک کارگر چنین سختگیری می‌شود، اما همین دقت در برابر فسادهای کلان اقتصادی دیده نمی‌شود.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آمریکا بناشده بر “ناسیونالیسم خون و خاک”؟

تعطیلی «سرجین‌بافت» زنجان؛ ۳۵۰ کارگر با سه ماه حقوق معوق بلاتکلیف شدند

چگونه پرستاران نیویورک در بزرگترین اختلاف کارگری خود پیروز شدند

۸ تیر پنجاهمین سالروز یاد حمید اشرف و دیگر جانباختگان فدایی

وقتی که سیاست وبال گردن فرهنگ می‌شود

آنچه سیاستمداران می‌توانند از اتحادیه‌های کارگری بیاموزند