سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ تیر, ۱۴۰۵ ۰۹:۲۹

سه شنبه ۲ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۹

روند نقد

همه باید بپذیرند که هم مارکس و هم لنین بسیاری اشتباهات کرده اند، اما یک اشتباه قطعا نکرده اند: کالسکه تاریخ را در گل فرو نبرده بلکه از گل بیرون کشیده و مسافتی قابل رویت و مهم از نقد سرگذشت و بنابراین تولید تاریخ را نیز طی کرده اند.

Getting your Trinity Audio player ready...

سقراط و شوکران

در باره سقراط ابهامات بسیاری وجود دارند، از یک سو افکار و عقاید او، و از سوی دیگر، مرگ او. او را می توان مرد شفاهی خواند، و شاگردان او افلاتون، ارسطو و زنوفون در جمع معرف او بوده اند. البته، در این باره هم هنوز روشن نیست که این شاگردان واقعا از او نقل می کنند و یا این که در حقیقت از انچه که آنها از سقراط درک کرده اند. شاید سقراطی به تعبیر جامانده باشد، و این وضعیت تمام شفاهیون باشد. اما نکته یی که جنبه دیگر این مرد شفاهی را باز هم مبهم تر می کند این است که او را محکوم کردند و کشتند، یا خود چنین خواسته بود، و برای هرکدام از اینها نیز دلیل و گواهی هائی شکل گرفته اند که اگر مسئله را پیچیده تر نکرده باشند و مبهم تر، روشن تر و یقین آورتر نیزنکرده اند.

این سوال پیش می آید که چند و چون این مرد، در حدود قرون سوم تا پنجم قبل از میلاد، به چه کار ما می خورند. در پاسخ شاید باید به اهمیت ظاهرا پدران فکری بشریت، به چند و چون شکلگیری آنچه ایرانیان و ایران می نامیم، و بالاخره، امدن و رفتن ها و حضور یونانیان – هم جنگ و هم استقرار چندین قرنی – در ایران اشاره کرد.

ایرانیان، فعلا تا پیش از امدن اسلام، در گرایش از شرق هندی، و از غرب، یونانی بوده اند. از شرق، دنیا گریز و همه خدایی و عاشقی در تمنای دایمی معشوق می شوند، و آخرت پیشه (البته نه به مفهوم یکتاجویی ماورایی). از سوی غرب، به اندیشه گری و نوعی دنیاجویی، و نخستین اشکال تک- بت خدایی، و اشنایی با شکلی از ماوراگرایی یکتاخدایی تعلق پیدا می کنند.

حال اگر به این کشش دوگانه، تهاجمات نظامی از هردو طرف، و وضعیت عمومی اب و هوایی را نیز بیافزاییم، شاید بتوان به تصویری از آنچه ایرانیان شده و هستند، دست بیابیم. در به اصطلاح چگونگی زیستی و بقایی، و در چگونگی تصورات و تصویرات این شکل “بودن” در ذهنیت ها- بطریقی، چگونه زیستند، چگونه احساس کردند، چگونه اندیشیدند، و بنابراین چه قالبی در مسیر قرنها – بیست و شش تا سی قرن- بخود گرفتند.

بشریت با تمام ادعاهایش، در تمام زمینه ها صادق ترین راستگو، و هم صادق ترین دروغگو می باشد. بشر برای فرار از شکاکیت نابودکننده به چیزی بعنوان یقین، همیشه محتاج بوده است. بهمین دلیل در هردو حالت، صداقت کامل داشته است، مهم دروغ و راستی نبوده است، بلکه تنها و تنها یقین زایی بوده است، یا در حقیقت، دروغ بمفهوم شکاکیت، و راست بمفهوم یقین باشد.

بازمی گردیم به سقراط.

سقراط شاید نخستین کسی بود که به اندیشه انتزاعی و مقدمات شفاهی شکلگیری اندیشه مفهومی و مقوله یی دست یافته بود. شاگردان اش نیز آن قدر که به کنه او اشنا نشده بودند، و هم از “دستگاه” او در درونشان وحشت داشتند، یا ساکت ماندند ویا در ابهام.

پدر سقراط و مدتی خود او نیز، مجسمه سازی و سنگتراشی برای پارتنون پیشه اشان بوده است، و مادر او قابله بوده است.

بهرحال او در همین وجود و عدم مبهم اش، و شیوه معروف او، راه اندیشیدن نظام مند را با حرکت از “فرضیه” و سلسله مراحلی فرودی و صعودی، برای کشف واقعیت (که او مشابه بسیاری، حقیقت بمفهوم اخلاقی می دانست)، جای گذشت که امروزه می توان روند نقد به مفهوم دانستن برای ساختن و ساختن برای دانستن نامید. او به طریقی، روند متقابل همزمان تجزیه و ترکیب (انالیز و سنتز) را کشف کرده بود و برای ما به عنوان ماده خام روش شناسی یی که امروزه علمی می نامیم، جای گذاشته است.

این گونه بررسی، از ترکیب دو روند شناخته شده تحلیل فرودی و ترکیب صعودی تشکیل می شود، که به طریقی، می توان “مهندسی معکوس” موضوع مورد پژوهش محسوب کرد (که انها حقیقت می نامیدند). مهندسی معکوس نیز می تواند از دو روند همزمان عملی “شکافتن” و “پیوستن” تشکیل شود، و یا این دو روند از هم تفکیک شده و یا با طرح یافته شده در روند اندیشه، میانجی شود. فضاهای اکادمیک معمولا چنین شیوه با میانجی را بکار می برند که حتا می تواند توسط عواملی مجزا و متخصصین مربوطه باجرا درآید. اگر روند فرودی تحلیل (انالیز) را “کشف” بنامیم، روند صعودی ترکیب (سنتز) را می توان “ابتکار” نام گذاشت. این روش، در تمام حوزه ها کاربرد دارد، و روشی است که در زندگی روزمره، منتها در پشت ارتباطات تداعی گرایانه کنشی و واکنشی حسی (صور و موجبات)، بعنوان ارتباطات علت و معلولی یا ادراکی، روند خود بخودی انباشت تجربه انسانی را تشکیل می دهد- چیزی که منشاء اندیشه و در مراحل پیشرفته تر، اندیشه انتزاعی مفهومی مقوله یی است. این همان چیزی است که قبلا روند نقد نامیدیم.

بنابراین، در حینی که در روزمره و عامیانه، نقد به مفهوم عیب یابی، مچ گیری و سرزنش درک می شود، اما در حوزه فراتر تحولات روانی و اندیشگی، به همان مفهوم فوق می باشد، دانستن برای ساختن، و ساختن برای دانستن. با پایان قرون وسطا و رنسانس، تقلید شاگردی و استادی برای ساختن و فراگرفتن، به مرور به حاشیه می رود (در صنایع از همان ابتدا) و روند فوق که روند نقد نامیدیم تدریجا به سمت فراگیری می رود. شاگرد آهنگر قرون وسطا و پیش از آن، اشتباه می کرد و سرزنش تا تنبیه می شد، یا اخراج، در حالی که در دوران صنعت اصولا اشتباه جزیی از خود روند نقد برای ساختن و ساختن برای نقد است، که در هر مرحله یی با دانش تعلیمی و تمرین آموزشی، همراه می باشد.

نقد به عنوان آموزش و تمرین، و تشویق، جانشین تنبیه و سرزنش می گردد.

این تحولات، هم جزء روند رهایی، عنصر تعیین کننده شکلگیری دموکراتیک، و اصولا خود دموکراسی به عنوان فرهنگ فراگیر زیست صنعتی اند. انسان اموزش دیده جانشین انسان تقلیدی دستورالعملی می شود.

متاسفانه، اما توجیه پذیر در سطح تحولات فرهنگی بازتولید وجود فردی و اجتماعی این مرحله ایران، این جابجایی حتا در بین سیاسیون، تحصیل کرده ها، و خواص علمی و پژوهشی نیز هنوز اتفاق نیفتاده است؛ چیزی که ضرورتی است اساسی برای تبدیل “کارنده” به انسان “سازنده”- شکلگیری فرهنگ دموکراتیک همراهی و همکاری بعنوان “روح” جامعه در حال شکلگیری صنعتی.

این گذار و تحولات فوق، بزرگترین، پیچیده ترین، و هم خشونت آمیزترین – مانع و محرک- در روند صنعتی شدن و جامعه و فرهنگ ویژه آن بوده اند و هنوز می باشند- تبدیل دهقان روستایی به کارگر شهری، و در مراحل بسیار پیشرفته تر جامعه و فرهنگ صنعتی، به “پرولتاریا” به مفهوم نهاد سراسری ابتکار و آفرینش، یعنی جامعه یی که هنوز هم بعنوان “سوسیالیسم” نامیده می شود. جایی که روند دوگانه و عمومی انتزاع منابع (با احتساب کار انسانی نیز) از اشخاص به نهادها ( که شامل خود فرد نهاد شده نیز می باشد) و تبدیل به “در اختیار درآمدن” همگانی می گردد.

این سطح از تحول جامعه صنعتی امروزه تنها در آمریکا و در مراحلی- عمدتا آزمایش و خطایی- قابل مشاهده و تجربه است. صنعت در انگلیس، هنوز برای بریدن با گذشته حداقل یک دربار و سلطنت فاصله دارد. و این مفهومی گسترده دارد که اساسا آمریکا را از انگلیس در حد عشق و تنفر نگه می دارد. راجع به سایر کشورها، هنوز راهی بسیار طولانی را در پیش دارند، که شاید یک الا دو قرن را می توان برای این که به آمریکای امروز برسند برایشان تخمین زد- منظور چین و روسیه و حتا سایر کشورهای اروپایی است، و نه رده بعدی در صف گذار به صنعت و استقرار جامعه صنعتی. مگر راه های دیگری – که وجود ندارند مگر در سطح شعبده و معجزه – پیدا شوند، چیزی که فریفتگی برخی نه کوچک، بود و شاید هنوزهم باشد (خلط سیاست و نظریه پردازی و ساده نگری).

بهمین دلیل، همان طور که در نوشته پیشین گفتم، نخستین و فوری ترین کار، گسترش صنعت و بریدن با گذشته، و فراموشی کامل خاطرات کودکی و رنج راه از اول بشریت تا اینجاست، بخصوص در حوزه یی که چپ نامیده شده است و هنوز می شود. اینها، عوامل وحدت بخش اند اگر اصولا به تشکیلات هایی از نوع پیشین احتیاج باشد، نه تکرار مکررات مراسم اعتکاف و مارکس خوانی، و هنوز کشمکش تقریبا صد سال پیش را بعنوان سرخوردگی، فریفتگی که دیدید که ما یا فلانی درست می گفتیم و می گفت، را معیار دانش و توان تحلیل دانستن.

همه باید بپذیرند که هم مارکس و هم لنین بسیاری اشتباهات کرده اند، اما یک اشتباه قطعا نکرده اند: کالسکه تاریخ را در گل فرو نبرده بلکه از گل بیرون کشیده و مسافتی قابل رویت و مهم از نقد سرگذشت و بنابراین تولید تاریخ را نیز طی کرده اند. همه جای سرگذشت بشر چنین بوده است، جدا باید با نقد سرگذشت بشر، حداقل در چند قرن اخیر، اشنا شد و از نقل قول و استاد – شاگردی، مرید و مرادی، به اندیشه و اندیشیدن گذار کرد- که فرصت بسر آمده است.

امروز تلفن کوچک دستی، همان روش شناسی سقراطی که اشاره شد را به عنوان سیستم عامل در خود دارد، و لحظه به لحظه (ریل تایم)، در حال هم طراحی و هم ساختن آینده است. پس در تفاوت با گذشته، حالش مستقیما اینده نیز هست- روند سراسری کشف و ابتکار که در بالا اشاره شد.

تاریخ انتشار : ۲۸ آبان, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

ناصر اسالو: اگر قرار باشد همان سیاست‌هایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بی‌عدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بی‌پناه و بازنشسته همچنان فراموش‌شده باشد، مردم صلح را در بیانیه‌ها باور نخواهند کرد.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وطن و فوتبال

آوای صلح زنی از کوهستان‌های مایا تا افق انسانیت!

سیاست چاره‌جو و ضرورت انتخاب در شرایط بحرانی

به یاد سعید سلطان‌پور

توافق ۱۵ ژوئن؛ موفقیت دیپلماسی ایران برآمده از تاب‌آوری

خطر متافیزیگ نادیده گرفته شد