سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۲:۳۵

پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۵

مردی را می شناسم

تحصیل کرده رشته حقوق بود. افسر زمان شاه اما بدون ادعا و تکلف "حقوق خواندم که از حق مردم دفاع کنم، از آزادی عقیده، آزادی سخن گفتن و آزاد زندگی گردن. این گوهر ارزشمند حیات که باید به قیمت جان از آن حراست کرد! اما ابن ها اجازه نمی دهند که حتی از حق خودم دفاع کنم. در این مملکت حقوق و حقوقدان نخستین قربانیان دیکتاتوری هستند."
Getting your Trinity Audio player ready...

من مردی را می شناسم! نه! نه! بگذارید در میان اشک بنویسم من مردی را می شناختم که هرگز نتوانستم چهره او را بدون طرح خنده ای بر لب و چشمانی که به مهر در تو می نگریست در خاطرم مجسم کنم.

بلند قامت بود با موهائی مجعّد و پر پشت با چشمانی که مهربانی و هوشیاری با هم ترکیبی زیبا می ساختند. با دهانی که بمحض گشوده شدن خنده ای نهان شده در اندرون آن با بازیگوشی و صمیمیت یک کودک بیرون میزد و نشاطی دل انگیز به محیط می بخشید.

این ویژگی او بود که دوست داشتنی اش میکرد. از بودن در کنارش خسته نمی شدی در همان برخورد نخستین گمان میکردی که سال هاست او را می شناسی.

تحصیل کرده رشته حقوق بود. افسر زمان شاه اما بدون ادعا و تکلف “حقوق خواندم که از حق مردم دفاع کنم، از آزادی عقیده، آزادی سخن گفتن و آزاد زندگی گردن. این گوهر ارزشمند حیات که باید به قیمت جان از آن حراست کرد! اما ابن ها اجازه نمی دهند که حتی از حق خودم دفاع کنم. در این مملکت حقوق و حقوقدان نخستین قربانیان دیکتاتوری هستند.”

او برای گرفتن این حق پایمال شده مردم جان بر کف دست نهاد تا از حقی دفاع کند که دزدان تاریخی از مردمان این سرزمین به یغما برده بودند. تمام زندگیش در این مبارزه گذشت. در اندک فرصت روزهای نخستین انقلاب تا کوبیدن مهر و میخ خمینی بر پیشانی کبود شده انقلاب! ازدواج کرد. ازدواجی ساده اما عاشقانه چنان که رسم او بود.

در دفتری کوچک که روبروی دانشگاه تهران بالای انتشاراتی شناخت قرار داشت. با یار زندگیش منیر که کار تایپ می کرد می نشستند از آزادی ،از حقوق مردمی ستمدیده می نوشتند که حکومت اسلامی از آن ها دریغ کرده بود. بعنوان یک افسر از حقوق سربازان می نوشت از ارتشی که باید در خدمت بمردم قرار می گرفت. نشریه سرباز و انقلاب محصول این تلاش بود.

می نوشتند، تایپ میکردند. غذائی ساده میخوردند، لحظه ای آرامش توام با عشق!

در می گشودم، وارد می شدم. برسم گذشته بر میخواست سر پر مو، زبر و مجعّدش را به صورتم می کشید و می خندید. خنده ای که روحت را نوازش می داد و زندگی را مفهومی عاطفی و انسانی می بخشید.

لحظاتی اندک و ناب که می دانستیم با سنگین تر شدن فضای دیکتاتوری حکومت اسلامی کوتاه تر و کوتاه تر می شوند.

لحظاتی که دیگر زمان گرفتار شده در طلسم جمهوری اسلامی قادر به  تکرارش نبود. تنها عطر خاطره ای می ماند، با یاد چهره ای که زمان به سرعت در حال کم رنگ ساختن آن بود.

اما آن لبخند! لبخندی که هنوز هر بار بیاد می آورم در عین غمگینی نوعی شادی که نمی دانم سرچشمه از کجا می گیرد در دلم جوانه می زند. لبخندی همراه با سیمای حمزه فراهتی “صغری تو اینجا چه می کنی؟” با آه حسرتی بر دل.

دستم را می گرفت چنان که عادتش بود. “سری به داوود حاجی زادگان بزنیم.” هیچ رفیقی را فراموش نمی کرد. رفاقتش خطی و ایدولوژیک نبود. زمانی که با جریان شانزده آذر رفت، همان مهردادی ماند که بود. هرگز از صمیمیتش کاسته نشد! صورت بهمان مهر بر صورتت می فشرد و می خندید که رسمش بود.

سال شصت دو دستگیرش کردند با عداوتی سبعانه شکنجه اش کردند. تمام مدت در سلول انفرادی نگاهش داشتند.

“دو باری که اجازه ملاقات دادند همراه چند پاسدار مسلح به سالنی که هیچ پنجره ای نداشت آوردند ریشش بلند شده بود هر دیدار زخم های پانسمان شده تنش پیدا بود. دیگر اجازه ملاقات ندادند… بعد یازده ماه که در انفرادی بود و ندیدم در تیر ماه سال شصت چهار به پدرش زنگ زدند که خانمش با بچه اش می توانند بیایند ملاقات. به پسرم گفتم که فردا بابا را خواهی دید. روز پنجم تیر به پدرش زنگ زدند که لازم نیست بیائید اعدام شد! باور کردنی نبود.” (منیر فرهودی همسر زنده یاد مهرداد پاکزاد)  

“ای قلب در بدر در جای خود آرام گیر زیرا که اندوه بزرگی را در یافته ای.”

هر زمان که بیادش می آورم اندوهی سنگین بر دلم می نشیند مانند امشب که عکس خاوران را با جمعیت سوگوار اعدام شدگان سال شصت و هفت دیدم.  بیاد مهرداد و آن اطاق کوچک بالای کتابفروشی شناخت افتادم. غم سنگینی که بر قلبم نشست.

حال او رفته است با زخم های عمیق ،تنی رنجور از سال ها شکنجه و زندان انفرادی. با یاد زنی تنها و کودکی ثمره یک عشق زیبا از مردی که قادر بود در اوج درد بوسعت جهان بخندد و بر زبیائی زندگی بیافزاید.

کاشفان چشمه

کاشفان فروتن شوکران

جویندگان شادی

در مجری آتشفشان ها

شعبده بازان لبخند

در شبکلاه درد

با جاپایی ژرف تر از شادی

در گذرگاه پرندگان

در برابر تندر می ایستند

خانه را روشن می کنند،

و می میرند

 

زنی که سالها در جستجوی یافتن مزار دلداده خود به هر گورستانی سر کشید و نشانی نیافت !تا سر انجام مردی از دادستانی که دلش بر سرگردانی او سوخته بود ، نشانی خاک او را در “لعنت آباد، تف آباد” داد. گورستانی متروکه و تک افتاده که سال ها بعد اعدامیان سال شصت هفت را در دل خود جای داد.

 زمینی که دهان می گشاید چهره درد کشیده مردی با دستی بیرون آمده از خاک پرده از جنایتی بزرگ بر می دارد. گور های دسته جمعی آشکار می شوند .مادران سوگوار بر سر خاک عزیزان خود حلقه می زنند. مادران خاوران برای داد خواهی شکل می گیرند .زنی که سال ها در جستجوی “لعنت آباد بود نشانی همسر در کنار یاران می یابد. گوری گمنام در میان صد ها پیکر بی نشان مدفون شده در گور های دسته جمعی یک نسل. جانیانی که هنوز فرمان می رانند و اعدام می کنند .اما شب را نهایتی است.

 

برگرفته از ایران گلوبال

 

سخنرانی خانم منیر فرهودی همسر جانباخته مهرداد پاکزاد در بیست و پنجمین یادمان قتل عام سال ۶۷, آلمان

تاریخ انتشار : ۱۸ شهریور, ۱۴۰۲ ۲:۴۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از سفره تا سرپناه؛ چگونه تورم کالاها و بحران مسکن فشار بر زحمتکشان را تشدید کرده‌اند؟

شهناز قراگزلو: هزینه این بحران برای همه یکسان نیست. همانند بسیاری از دوره‌های بی‌ثباتی اقتصادی، بیشترین فشار بر دوش کسانی قرار گرفته که کمترین حاشیه امنیت مالی را دارند. کارگران، بازنشستگان حداقل‌بگیر، زنان سرپرست خانوار و خانواده‌هایی که فاقد پس‌انداز و دارایی‌اند، نخستین قربانیان تورم سه‌رقمی کالاها محسوب می‌شوند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: توافق میان ایران و آمریکا، گشایشی در چشم انداز خروج ایران از بن بست

تنگۀ هرمز تنها باید گذرگاه صلح باشد!

از سفره تا سرپناه؛ چگونه تورم کالاها و بحران مسکن فشار بر زحمتکشان را تشدید کرده‌اند؟

جنگ، آزمون واقعی چپ ایران بود

بازتولید خشونت و رویکرد حذفی در سپهر سیاسی ایران