سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ فروردین, ۱۴۰۵ ۰۸:۲۰

چهارشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۰

همبستگی خانواده‌های اعدام شدگان دهه‌ی ۶۰ با تظاهرات ایرانیان در سراسر جهان با شعار «قیام علیه اعدام»!

ما خانواده‌های دهه‌ی ۶۰، علیرغم آنکه زخم ناشی از اعدام‌ عزیزان‌مان و اذیت و آرازهای مدام حکومت بر تن و جان‌مان نشسته و با کشته شدن هر عزیزی، دوباره زخم های ما خون‌ریزی می‌کند و خشم‌مان افزوده می‌شود، ولی همواره تأکید کرده‌ایم که خواهان لغو مجازات اعدام، پایان دادن به هر گونه شکنجه، شلاق و سرکوب، و آزادی زندانیان سیاسی هستیم. تعدادی از ما را نیز در طی این سال‌ها مجبور کرده‌اند که دور از عزیزان‌مان، در تبعید زندگی کنیم و برخی هم‌چنان زیر اذیت و آزار شدید حکومت هستیم، ولی هرگز عقب نن

سرکوب، بازداشت، شکنجه و مجازات اعدام در ایران همواره اهرمی برای به سکوت کشاندن مخالفان و فعالان سیاسی و حذف معترضان و دگراندیشان بوده است و پس از قیام شکوهمند «زن، زندگی، آزادی / ژن، ژیان، ئازادی»، بازداشت و اعدام در ایران به شدت افزایش یافته است. در زمان شاه و از ابتدای استقرار حاکمیت ارتجاعی اسلامی ایران، همواره از ابزار مذهب رسمی، برای حذف فعالان سیاسی و دگراندیشان سود برده‌اند و حتی به پیکر کشته شدگان و مردگان دگراندیش نیز رحم نکرده و خانواده‌های آن‌ها را مدام مورد تبعیض و تعرض قرار داده‌اند.

عزیزان‌ ما را به جرم اعتقاد به آزادی، برابری و سوسیالیسم، یا در خیابان‌ها یا در زندان‌ها و در بیدادگاه‌های چند دقیقه‌ای به اعدام محکوم کرده و پشت درهای بسته تیرباران یا حلق آویز کردند. پیکر نازنین بسیاری از آن‌ها را نیز در گورهای فردی و جمعی خاوران و دیگر گورهای بی نام و نشان در سراسر ایران، شبانه و بدون اطلاع و حضور خانواده‌ها در زیر خاک پنهان کرده و تا کنون حقیقت را نگفته‌اند که چرا و چگونه آن مبارزان عاشق و جان‌های شیفته را اعدام کردند و چگونه و کجا به خاک سپردند و چرا مدام حقیقت را انکار یا تحریف می‌کنند.

حکومت اسلامی نه تنها بهترین و عاشق‌ترین انسان‌ها را کشت، بلکه بیش از چهار دهه است که تمام تلاش خود را می‌کند تا آثار جنایت‌هایش را پاک کند. با تخریب پیاپی خاوران و گورهای بی نام و نشان، یا با مجبور کردن بهاییان برای دفن فوت شدگان خود بر گورهای جمعی عزیزان ما، یا با دیوراکشی و نصب دوربین‌های مدار بسته، یا با دستگیری و تهدید خانواده‌های خاوران و جامعه بهایی، می‌خواهند خانواده‌ها را به سکوت بکشاند، ولی خانواده‌های خاوران محکم و مصمم بر عزم خود برای دادخواهی و دانستن حقیقت و زنده نگاه داشتن یاد عزیزان‌مان ایستاده‌اند و خانواده‌های بهایی نیز تن به این تعرض آشکار نمی دهند. در دی ماه سال ۱۳۸۷ نیز خاوران را بولدوزر انداختند و درب اصلی آن را در جاده لپه‌زنک قفل زدند و به احتمال زیاد استخوان‌های عزیزان ما را ربوده‌اند، ولی خانواده‌ها علیرغم تمام اذیت و آزارها، از در دیگر خاوران وارد شدند. از دو سال پیش نیز یازده فوت شده‌ی بهایی را به اجبار و بدون رضایت خانواده‌های بهایی بر گور جمعی عزیزان ما در خاوران دفن کرده‌اند.

ما خانواده‌های دهه‌ی ۶۰، علیرغم آنکه زخم ناشی از اعدام‌ عزیزان‌مان و اذیت و آرازهای مدام حکومت بر تن و جان‌مان نشسته و با کشته شدن هر عزیزی، دوباره زخم های ما خون‌ریزی می‌کند و خشم‌مان افزوده می‌شود، ولی همواره تأکید کرده‌ایم که خواهان لغو مجازات اعدام، پایان دادن به هر گونه شکنجه، شلاق و سرکوب، و آزادی زندانیان سیاسی هستیم. تعدادی از ما را نیز در طی این سال‌ها مجبور کرده‌اند که دور از عزیزان‌مان، در تبعید زندگی کنیم و برخی هم‌چنان زیر اذیت و آزار شدید حکومت هستیم، ولی هرگز عقب ننشسته و صدای دیگر خانواده‌های دادخواه نیز بوده‌ایم. خانواده‌هایی که عزیزان‌شان در طی این سال‌ها و روزها در خیابان‌ها و در زندان‌ها کشته شده‌اند و هم‌اکنون زیر فشار شدید حکومت هستند و هر شب تن‌مان می لرزد که سحرگاه کدام عزیز را می‌خواهند اعدام کنند.

ما خواهان ساختن دنیایی بدون سرکوب، خشونت، جنایت، تبعیض و بی‌عدالتی هستیم و تمام تلاش خود را می‌کنیم تا از تکرار جنایت جلوگیری کنیم و سایر عزیزان‌مان و تمام مردم ایران بتوانند شاد و رها در آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و صلح زندگی کنند و در هوای پاک نفس بکشند.

ما نیز می‌گوییم «هر یک جان عزیزی که جمهوری اسلامی می‌گیرد، باید به سندی برای محکومیت و رسوایی آن تبدیل شود، و این ممکن نیست مگر با همبسته شدن ما در قیام علیه اعدام». ما آرزوی‌مان این است که تمام آزادی‌خواهان، دادخواهان، دگراندیشان، فعالان سیاسی و مدنی و تمام آن‌ها که دل در گروی آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و رفع هر گونه تبعیض در ایران دارند، مستقل از دولت‌ها، مستقل از احزاب و سازمان‌های سیاسی و مستقل از جریانات راست و سلطنت‌طلب، برای اقدام مشترک علیه اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی، چه در داخل و چه در خارج از ایران گرد هم جمع شویم تا بتوانیم قدرتمندتر و موثرتر گام برداریم.

بدین منظور ما امضاکنندگان زیر از خانواده‌های زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه‌ی شصت از تجمع همبسته و سراسری نهادها و کلکتیوهای ایرانی چپ،‌ دموکرات و فمینیست در نزدیک به بیست شهر جهان در سوم تیر ۱۴۰۲ (۲۴ ژوئن ۲۰۲۳) با فراخوان «فریاد مشترک ما همراه با مردم ایران – قیام علیه اعدام»، حمایت می‌کنیم و آرزوی موفقیت این اقدام مشترک و مؤثر و ادامه‌ی این راه همبسته را برای آن‌ها و همگی‌مان داریم.

سربلند، دادخواه و پیروز باشیم!

یکم تیر ۱۴۰۲ / ۲۲ ژوئن ۲۰۲۳

امضاکنندگان اولیه:

افتخار فاریابی (مادر امیر میرعرب)، آزاده ابراهیم‌زاده، ابراهیم علاسوندی، اسماعیل فدایی، الهه صابری، الهه میرعرب، ایراندخت انصاری، باقر ابراهیم‌زاده، بهاره جمالی، پویان شریفی، حسن روحانی گنابادی، ژاله فولادپور، سپیده مجیدیان، سعید منتظری، سهیلا هادی‌پور، سیاوش راجی، شکوفه ابراهیم‌زاده، شکوه محمدی، صدیقه حاج‌محسن، عاطفه میرعرب، علی دماوندی، علی‌اصغر فرداد، علی‌اکبر هادی‌پور، غلامرضا حق‌شناس، فاطمه حیدری، فرج آلیاری، فرح مدائن، کوکب محمدی، گلنوش پاکدل، محمود معمارنژاد، مریم کلارن، مریم هادی‌پور، منصوره بهکیش، مهرنوش پاکدل، مهین خدیوی، مینا لبادی، مینو خدیوی، ناصر صابری، نسرین ابراهیمی، نسرین اسدیان، نسیم محمدی، نیلوفر ابراهیم‌زاده.

ایمیل تماس برای اعلام همبستگی خانواده‌های زندانیان سیاسی در دهه‌ی شصت:

Rise.up.jina2023@gmail.com

 

برگرفته از اخبار روز

 

تاریخ انتشار : ۳ تیر, ۱۴۰۲ ۰:۵۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

نوروز در سایهٔ رنج، در پرتوِ امید

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در روزگاری که دل‌ها سنگین و نگران است، نوروز یادآور همین امید است؛ یادآور نوزایی، همدلی و ایستادگی، و اینکه زندگی، حتی در دل رنج، راه خود را ادامه می‌دهد. باشد که سال نو، پایان رنج و خشونت را نزدیک‌تر کند؛ جان مردم بی‌دفاع در امان بماند و صلح و آرامش بار دیگر به زندگی‌ها بازگردد. امید آن‌که خرد و تدبیر بر تصمیم‌ها چیره شود، افقی روشن‌تر پیش روی این سرزمین گشوده گردد و ایران از این دوران دشوار با سربلندی عبور کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

توقف بمباران و آتش بس فوری، ضرورتی ملی است

ابعاد ویرانی جنگ پس از حدود سه هفته گسترده تر می شود، تنها کسانی می توانند طرفدار ادامه ی این جنگ باشند که نمی دانند نابودی زیرساختهای کشور، از جمله زیرساختهای نظامی و انرژی، چه سرنوشتی برای اقتصاد و معیشت مردم، به طور خاص کارگران و زحمتکشان به همراه دارد. زیر ساختهایی که در طول سالها ساخته شده، سالها طول می کشد تا بازسازی شود. همچنین ادامه ی جنگ با تهدید فروپاشی و امنیت ملی و نامعلوم بودن خروجی آن همراه است.  

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

معضل راهبردی پاکستان در جنگ ایران

ترامپ به‌جای تهدید و تشدید سطح منازعه باید حملات نظامی را متوقف کند

پاره‌هایی از شهر اصفهان و حومه‌ی جنگ‌زده‌ی آن؛ خانه‌‌ام کجاست؟

ایران می‌ماند: مصاف زندگی‌طلبی با مرگ‌خواهی

نه بازی، نه مردم؛ فقط «سناریو»

روایت‌هایی از کردستان؛ زندگی در سایه‌ی جنگ