سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۴ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۰:۱۸

پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۸

چه کسانی از سیریزا می ترسند؟

من نمی دانم کدام یک از این سناریوها واقعیتر است. نیر نمی دانم کدام یک خوشبینانه و کدام یک بدبینانه است. فقط این را می دانم که سیریزا فصل نوینی را در تاریخ اروپا گشوده است.

 

یونانیان دموکراسی را برای جهان به ارمغان آوردند و اکنون به جهان یادآوری می کنند که دموکراسی هنوز، حداقل برای آنان، بی معنا نشده است. “پیمان مالی اروپا” مقرراتی را وضع کره است که به موجب آن کشورهای [عضو اتحادیۀ اروپا] می توانند آزادانه رهبرانشان را انتخاب کنند، اما مجار نیستند سیاست افتصادی و بودجه شان را تنظیم کنند و تغییر دهند.

سیریزا، پیروز انتخابات یونان، به انتخاب کنندگانش قول داده است که مهمترین تصمیمات اجتماعی – اقتصادی [مربوط به حیات مردم یونان] در آتن اخذ شوند و نه در برلین، بروکسل یا واشنگتن. از این پس این پارلمان یونان خواهد بود، و نه ترویکا، که قدرت فائقه را در یونان در اختیار خواهد داشت.

آشکار است که واقعیت پیچیده تر است. استقرار و حفظ یک دولت بابات در یونان، که به لحاظ سیاسی متفرق و به لحاظ اقتصادی ویران شده است، ساده نخواهد بود. دو حزبی هم که دولت را تشکیل داده اند، جز بیزاری از ریاضت تحمیل شده از خارج، وجه مشترک دیگری ندارند.

حفظ وحدت در درون سیریزا نیز آسان نیست. سازش احتمالی تسیپراس با طلبکاران از یونان، می تواند اعتراض اعضای رادیکالتر سیریزا را برانگیزد و پرهیز او از هر سازشی محتملاً به ورشگستگی کشورش راه  خواهد برد.

ایجاد تغییر در سیاست اروپا نیز برای تسیپراس ساده نخواهد بود. رئیس کمیسیون اروپا از همین حالا اعلام کرده است که از بخشودگی وامها خبری نخواهد بود. این نکته مؤید نظر تسیپراس است که می گوید: “اروپای امروزی سمبولی از خودخواهی ملی، ریاضت فاجعه بار، تحمیلات خارجی و تحریمهای خردکننده است. به نظر او اروپا باید سمبول دموکراسی، همبستگی و همکاری باشد.

تشخیص بخشهائی از رأی دهندگان یونانی که به سیریزا به دیدۀ امید می نگرند، دشوار نیست. اینها در درجۀ اول مردم تهیدستی اند، در یونان و در دیگر کشورها، که در اثر بحران سیاهروز شده اند. سیریزا قول داده است که به سرمایه گذاری بیشتری برای نقابله با بیکاری دست زند. این حزب همچنین قول داده است که به کسانی که برای یک نوبت غذای گرم، یک سرپناه، گرمایش، تحصیل و مراقبتهای پزشکی بضاعت ندارند، کمکهای اجتماعی بیشتری اختصاص دهد.

آنها که می خواهند با فساد، بهشتهای مالیاتی و شبکه های غیررسمی قدرت مبارزه کنند، نیز به سیریزا به دیدۀ امید می نگرند. به زعم این عده سیریزا حزبی است خواهان حاکمیت قانون، دموکراسی و یک بازار واقعاً آزاد.

آنهائی که خواهان خاتمۀ محدودیتهای بودجه ای تحمیلی اروپا یا آلمان اند، نیز در میان امیدواران به سیریزا قرار دارند. به نظر اینان محدودیتهای مذکور مانع ترمیم اقتصاد و ناقض این اصل اند که تمام دولتهای [عضو اتحادیۀ اروپا] برابر و صاحب حق حاکمیت اند. آنهائی هم که خواهان محدود شدن سودهای سرشار بانکها هستند، به سیریزا به دیدۀ امید می نگرند، زیرا به نظر آنان این بانکها مسئول بحرانهای پیاپی و گذاشتن بار این بحرانها بر دوش مردم عادی اند.

اما کدام بخش از رأی دهندگان با ترس به سیریزا می نگرند؟ در درجۀ اول کسانی که پیش از بحران پروتهای معتنابهی به هم زده اند و آنها که احتمالاً مشمول وارسی مالی و شاید حتی محدودیتهائی خواهند شد (این گروه شامل روحانیت کلیسای ارتدکس و حامیان آن نیز می شود). بخشهائی از مردم اروپای شمالی این برداشت را دارند که “سیریزا از کیسۀ آنان می بخشد و نه از کیسۀ یونان”. این عده نیز از سیریزا ترس دارند.

در میان مردم اروپای شرقی نیز هستند کسانی که از سیریزا می ترسند. انها از این می ترسند که رویکرد دوستانۀ سیریزا نسبت به روسیه منجر به تشجیع جاه طلبی های امپریالیستی پوتین گردد. بالاخره، تمامی آن شهروندان اروپائی که تصور می کنند رسیدن سیریزا به قدرت منجر به بی ثباتی اقتصادی و سیاسی بیشتری در خواهد شد، به این حزب به دیدۀ ترس می نگرند. بی ثباتی نااطمینانی را می پرورد و بیشتر شهروندان اروپا اکنون چشم انتظار آینده ای آرام به دنبال چندین سال ناآرامی اند.

واکنش نهادهای اروپا به پیروزی سیریزا دارای اهمیت خاص است. رسانه سالاری[۱] اروپا – شبکۀ غیررسمی سیاستمداران حاکم، رهبران سرمایه و برنامه گذاران رسانه ها –مهر “گروهی رادیکال که تصمیم دارد به دورۀ پراگماتیسم خاتمه دهد و پوپولیسم را به جای آن بنشاند” را به سیریزا زده است.

استدلال انها این گونه ادامه می یابد: “اگر سیریزا جا پایش را سفت کند، آن گاه گرفتن قدرت توسط پوپولیستهای چپ در اسپانیا (پودموس) و پوپولیستهای راست در فرانسه (نشنال فرونت) دور از انتظار نخواهد بود.”

“دستۀ اول می خواهد سیاستهای قهرمانان ایدئولوژیکش، کسانی مثل ارنستو لاکلائوی آرژانتینی یا هوگو چاوز ونزوئلائی، را با آن نتایج مخرب اقتصادی، علم کند و دستۀ دوم ممکن است حتی فاشیسم را به اروپا بازگرداند.”

شکی نیست که چنین سناریوهائی نگران کننده اند، اما زدن برچسب پوپولیسم به هر راهجوئی سیاسی مفهوماً ناقص و از نظر سیاسی ناصادقانه است.

این درست که سیریزا قولهای بسیاری داده است و نخواهد توانست به آنها عمل کند. اما دادن قولهای تحقق ناپذیر یک واعقیت روزمره در سیاست امروزی است. این تا حدودی از آن روست که دولتهای ملی کنترل بر حرکتهای سرمایه و کار را در قلمرو مرزهاشان از دست داده اند. تا حدودی هم به دلیل طبیعت رقابتهای انتخاباتی اشباع شده از رسانه ها در جهان کنونی است.

اگر آزادانه به ارزیابی از برنامۀ سیاسی سیریزا دست بزنیم، محتملاً نتیجه خواهیم گرفت که این برنامه ریسک می کند اما دیوانگی نمی کند. سیریزا قول خلاصی از دیون را مردم یونان داده است؛ این سیاست توسط برخی از اقتصاددانان پرنفوذ اروپائی نیز پیشنهاد شده است.

آیا کسی هست که واقعاً باور داشته باشد یونان زمانی خواهد توانست دیون اش را بدون برخورداری از یک رشد سالم بازپرداخت کند؟ حتی ویراستاران نشریۀ “بلومبرگ ویو” نیز، که ابداً تعلق خاطر ایدئولوژیکی به سیریزا ندارند و آن را پوپولیست نامیده اند، ایدۀ بخشودگی را تأئید می کنند.

سیریزا قول داده است که با فرار از مالیات در یونان مقابله کند. ممکن است این قول را کمی پوپولیستی بدانیم، اما آیا هدف آن خطاست؟ سیریزا قول داده است که با کمک به آنانی که بیشترین خسارات را از بحران دیده اند، از بروز “فاجعه ای انسانی” جلوگیری کند. با توجه به منابع محدود دولت، من مطمئن نیستم سیریزا در این زمینه توفیق چندانی داشته باشد.

با این حال، آیا این اشتباه است اگر تأمین اجتماعی بیشتری را برای نیازمندان به این تأمینات فراهم آوریم؟ از هر چه بگذریم، قطعاً دشوار خواهد بود اگر جوانان بیکار یونان را مسئول سوء مدیریت اقتصاد یونان در دوران پیش از بحران یورو قلمداد کنیم. به علاوه این مردم عادی یونان نبودند که دست به طراحی یک اتحاد پولی ابتر زدند.

من از همۀ قولهائی که سیریزا داده است جانبداری نمی کنم. اما مطمئناً نسبت به فرزندان جدید اتحادیه که از راست می آیند، موضع به مراتب انتقادی تری دارم؛ کسانی چون خرت ویلدرز، نایجل فاراگه یا ماری ل پن. من احساس می کنم مدیاکراسی اروپا مهر پوپولیست را بر هر آن کس که با آن موافق نیست و موقعیت ممتازش را به چالش می کشد، می کوبد.

اگر شما مخالف سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی باشید، برچسب پوپولیست نصیبتان خواهد شد. اگر بر این نظر باشید که دولتهای بسیاری عاجز از پیشبرد سیاستی درست در امر مهاجرت بوده اند، باز هم برچسب پوپولیست را دریافت خواهید کرد. اگر شما اتحادیه اروپا را به خاطر دخالت در رندگی مردم بدون مشروعیت کافی، مورد انتقاد قرار دهید، باز هم پوپولیست نامیده خواهید شد.

سیریزا اولین حزب مخالف نهادهای مستقر است که در انتخابات ملی پیروز شده است. پیروزی این حزب معنای سمبولیک عظیمی برای آیندۀ اروپا دارد. اگر دولت سیریزا توسط بازارهای مالی از پای درآید، دیگر دشوار بتوان ادعا کرد که دموکراسی هنوز می تواند سرمایه را کنترل کند.

بیرون راندن احتمالی یونان از حوزۀ یورو نخستین گام بامعنا در تجزیۀ اروپا خواهد بود. توفیق سیریزا در تحقق رشد اقتصادی و تخفیف فقر موجب تقویت چپ رادیکال به عوض چپ میانه رو در اروپا خواهد شد. اگر تسیپراس ثابت کند که یک استاد سیاست است، ان گاه جوانان بسیاری در سراسر اروپا به سیاست روی خواهند آورد، و این دستاوردهای انقلابی بسیاری به بار خواهد آورد.

من نمی دانم کدام یک از این سناریوها واقعیتر است. نیر نمی دانم کدام یک خوشبینانه و کدام یک بدبینانه است. فقط این را می دانم که سیریزا فصل نوینی را در تاریخ اروپا گشوده است.

  



[۱]  مدیاکراسی: موقعیتی که در آن رسانه های همگانی رأی دهندگان را تحت کنترل دارند، یا چنان که در متن توضیح شده است: شبکۀ غیررسمی سیاستمداران حاکم، رهبران سرمایه و برنامه گذاران رسانه ها

تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن, ۱۳۹۳ ۲:۴۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

روزنوشت‌های زنی که آب به طبقه‌ی آنها در کشتی‌ رسیده

گرامشی، هژمونی بدیل و ائتلاف‌های اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های جامعهٔ مدنی در مالزی

سم‌ساز اعظم؛ فصل سوم: سوژه‌های داوطلب و غیر داوطلب.

دیپلماسی «واشنگتن – تهران» در بن ‌بست میدان

سم‌ساز اعظم؛ فصل دوم: کسب‌وکار کثیف

نقش اسرائیل در مذاکرات آمریکا و ایران