در این شماره میخوانید:
- به ياری زلزله زدگان بشتابيم!
- از اعتراض روزنامه نگاران ایران به لایحه «سازمان نظام رسانهای کشور» پشتیبانی کنيم!
- تمکين حسن روحانی و بی پاسخ ماندن مطالبات رای دهندگان؛
- زلزلە و تسویە حسابهای جناحی؛
- پيآمدهای همراهی سپاه و دولت روحانی؛
- همدردی وهمبستگی مردم، زلزله را شرمنده کرد!
- تشدید سرکوب فعالان کارگری نشانە نگرانی از برآمد جنبش کارگری است!
- سازمان ملل برای سیامین بار نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرد!
- اعتراض اتحادیه جهانی کارگران صنعتی (اینداستریال) بە زندانی کردن کارگران؛
- عربستان سعودی، آبستن حوادث غیرقابلپیشبینی!
- چپ و یهودی ستیزی؛
- هشدار 5 سندیکای فرانسه نسبت به خطرمرگ محمود صالحی؛
- نگرانی اصلاح طلبان از آیندە؛
- تشکل جدید روحانیون معتدل؛
- حقایق زشت در بارۀ تغییرات محیط زیست؛
- نوزده سال از قتلهای سیاسی پاییز 77 میگذرد ...

در تداوم پایبندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یکشنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار میشود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گستردهتر در تظاهرات جمهوریخواهان مردمی و میهندوست را در خدمت دستیابی به آیندهای روشن برای مردم و سرزمین ایران میداند.

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

شهناز قراگزلو: مسئله اصلی این است که گذار پایدار از نظام حاکم در کشور، بدون کنش فعال جامعه و بدون شکلگیری بدیل سیاسی درونزا، ممکن نیست. مداخله نظامی خارجی نهتنها چنین بدیلی نمیسازد، بلکه فرصت شکلگیری آن را نیز از بین میبرد. تجربه عراق، لیبی و سوریه نشان داده که فروپاشی دولت، الزاماً به آزادی منجر نمیشود؛ گاه فقط به هرجومرج، جنگ داخلی و رنج طولانیتر میانجامد.

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانیمدت بین رسانههای قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریانهای تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمنسازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافتهاند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بیعدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزینهای سوسیالیستی یا برابریخواهانه همخوانی ندارد.