سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۳:۲۶

چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۳:۲۶

شکایت جولیان آسانژ: اعلام جرم علیه تهی‌شدن جایزۀ صلح نوبل از ماهیت وجودی‌اش

در دورانی که جنگ با واژگانی چون «دموکراسی»، «امنیت» و «حقوق بشر» آراسته می‌شود، شکایت آسانژ یادآور این واقعیت تلخ است که جایزۀ صلح نوبل، برخلاف هدف بنیان‌گذارش، به‌تدریج نه در خدمت صلح و دوستی میان ملت‌ها، بلکه در خدمت توجیه جنگ، تحریم و نقض نظام‌مند حقوق جهان‌شمول بشر قرار گرفته است.
Getting your Trinity Audio player ready...

جولیان آسانژ، روزنامه‌نگار استرالیایی و بنیان‌گذار وب‌سایت «ویکی‌لیکس»، روز چهارشنبه در سوئد و در واکنش به اعطای جایزۀ صلح نوبل ۲۰۲۵ به سیاستمدار راست‌گرای مخالف دولت ونزوئلا، ماریا کورینا ماچادو، شکایت کیفری‌ای را علیه بنیاد نوبل و شماری از اعضای آن ثبت کرد. آسانژ در این شکایت، بنیاد نوبل را به خیانت در امانت، اختلاس از اموال بنیاد و همدستی در جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت متهم کرده است.

آسانژ که پس از انتشار اسناد محرمانه و جنایات جنگی ایالات متحده در عراق و افغانستان،  از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۹ ابتدا در سفارت اکوادور در لندن و سپس در زندان فوق‌امنیتی بلمرش در شرایطی دشوار و عملاً در حبس به‌سر برد، تنها یک سال پس از آزادی‌، بار دیگر نشان داده است که می‌توان نهادهای به‌ظاهر «مقدس» نظم نولیبرال را با اتکا به قانون، اسناد رسمی و تعهدات اعلام‌شدۀ خودشان به پاسخ‌گویی واداشت.

در عین حال، شکایت کیفری آسانژ را نمی‌توان صرفاً یک منازعۀ حقوقی یا اعتراض سیاسی متعارف دانست. این اقدام، اعتراضی عملی به تهی‌شدن جایزۀ صلح نوبل از فلسفۀ وجودی و هدف بنیان‌گذار آن است؛ جایزه‌ای که بیش از یک قرن نماد آرمان‌های صلح‌طلبانه بود، در دهه‌های اخیر به‌تدریج به ابزاری برای جانبداری سیاسی و مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های جنگ‌طلبانه بدل شده است. تقدیر از معماران «جنگ‌های بشردوستانه» و در مقابل، نادیده‌گرفتن جنبش‌های گستردۀ ضدجنگ، همگی نشانه‌هایی از فاصله‌گرفتن فزایندۀ این جایزه از صلح واقعی و حرکت آن به‌سوی صلح مطلوب بازار، سود و سرمایه و قدرت است.

اعطای جایزۀ صلح نوبل ۲۰۲۵ به ماریا کورینا ماچادو، مخالف راست‌گرای دولت ونزوئلا، نه‌تنها برای آسانژ، بلکه برای بسیاری از صلح‌طلبان و آزادی‌خواهان جهان، عبور از مرزی غیرقابل توجیه به‌شمار می‌رود. این‌بار  مسئله فراتر از یک انتخاب بحث‌برانگیز سیاسی است؛ جایزۀ صلح نوبل به شخصیتی اعطا شده که بارها در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌هایش رسماً از مداخلۀ نظامی خارجی حمایت کرده و ایالات متحده و متحدانش را به  لشکرکشی به کشورش به منظور نشاندن او بر مسند قدرت، فراخوانده است.

آسانژ هستۀ اصلی شکایت خود را بر وصیت‌نامۀ آلفرد نوبل استوار کرده است؛ وصیتی که به‌روشنی تأکید می‌کند جایزۀ صلح باید به افرادی اعطا شود که طی یک سال گذشته به‌طور مشخص برای تفاهم میان ملت‌ها، خلع سلاح و ترویج صلح تلاش کرده باشند.  آسانژ، این معیارها را نه توصیه‌ای اخلاقی، بلکه تعهدی حقوقی و الزام‌آور برای بنیاد نوبل و مدیران سوئدی نامیده است.

به گزارش روزنامۀ «یونگه‌ولت»، استدلال محوری آسانژ این است که مدیران بنیاد نوبل نمی‌توانند پشت تصمیم «سیاسی» کمیتۀ نروژی پنهان شوند. آن‌ها مسئول اجرای وصیت‌نامۀ نوبل‌اند و نه تطبیق آن با منافع فرامرزی ایالات متحده و متحدانش. بر این اساس، پرداخت ۱۱ میلیون کرون سوئد به فردی که آشکارا از جنگ و تجاوز حمایت می‌کند، چیزی جز انحراف عامدانۀ منابع یک بنیاد صلح‌طلب برای اهداف جنگی نیست.

بر مبنای شکایت آسانژ، ماچادو بارها خواستار مداخلۀ نظامی آمریکا در ونزوئلا شده، حملات نظامی ایالات متحده در منطقۀ کارائیب را «موجه» و «دوراندیشانه» توصیف کرده و حتی جایزۀ نوبل خود را به رییس‌جمهور آمریکا تقدیم کرده است؛ رییس‌جمهوری که هم‌زمان دستور تشدید عملیات نظامی علیه ونزوئلا را صادر کرده است. بر چنین زمینه‌ای، آسانژ پرداخت جایزه نقدی نوبل را نه‌تنها نقض وصیت‌نامۀ آلفرد نوبل، بلکه مصداق تصاحب غیرقانونی و همدستی در جنایات جنگی می‌داند.

شکایت آسانژ هشداری جدی نسبت به خطر مشروعیت‌بخشی به مداخلۀ نظامی و نقض تمامیت ارضی کشورهای مستقل است. به باور او، دریافت معتبرترین جایزه صلح جهان توسط سیاستمداری حامی جنگ، به معنای سازگار جلوه دادن گفتمان صلح با تجاوز نظامی در چارچوب منافع فرامرزی قدرت‌های مسلط است. به همین دلیل، شکایت آسانژ را می‌توان تلاشی آگاهانه برای قطع پیوند میان سرمایۀ نمادین جایزه نوبل و سیاست‌های تهاجمی آمریکا و متحدانش دانست.

بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای، آسانژ با ثبت هم‌زمان شکایت نزد دادستانی جرایم اقتصادی سوئد و بخش رسیدگی به جنایات جنگی، با استناد به مادۀ ۲۵ بند ۳ (ج) اساسنامه رُم در بارۀ همدستی و معاونت در جنایات بین‌المللی، و با درخواست ارجاع پرونده به دیوان کیفری بین‌المللی در صورت عدم رسیدگی داخلی، مسیری حقوقی و مستند را در پیش گرفته است.

هرچند احتمال محکومیت قضایی بنیاد نوبل اندک به‌نظر می‌رسد، اهمیت این پرونده اما در جای دیگری نهفته است. در دورانی که جنگ با واژگانی چون «دموکراسی»، «امنیت» و «حقوق بشر» آراسته می‌شود، شکایت آسانژ یادآور این واقعیت تلخ است که جایزۀ صلح نوبل، برخلاف هدف بنیان‌گذارش، به‌تدریج نه در خدمت صلح و دوستی میان ملت‌ها، بلکه در خدمت توجیه جنگ، تحریم و نقض نظام‌مند حقوق جهان‌شمول بشر قرار گرفته است.

 

تاریخ انتشار : ۲۷ آذر, ۱۴۰۴ ۱:۰۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عکاسی صحنه‌پردازی‌شده؛ از بازآفرینی واقعیت تا بیان مفهومی

 ایتمار بن گویر، وزیر امنیت اسرائیل خواستار «کشتارهای هدفمند هر شب» در نوار غزه شده است 

بن بست راهبردی آمریکا، تحولات منطقه ای و سناریو های پیش رو

اعتصاب هشداردهنده کارگران، بنادر دریایی را تا حد زیادی فلج کرد

کمدی الاهی یا کمدی انسانی؟ بالزاک و دانته

«نفوذ» اسم رمز امنیتی‌کردن جامعه