سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۸ تیر, ۱۴۰۵ ۱۱:۰۵

پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۵

آیا یک کشور می‌تواند نفتِ خودش را بدزدد؟

برگردان شهناز قراگزلو: آمریکا نه دغدغه دموکراسی دارد و نه واقعاً به اراده مردم اهمیت می‌دهد. ترامپ از اداره نامحدود کشور حرف می‌زند، یعنی اداره آن تا جایی که بتوان آن را کاملاً به مستعمره تبدیل کرد، منابع طبیعی‌اش را به کنترل درآورد و از آن‌ها سود برد.
Getting your Trinity Audio player ready...

این متن ترجمهٔ  « آیا یک کشور می‌تواند نفتِ خودش را بدزدد؟ عملیات نظامی محدود» دونالد ولادیمیرویچ ترامپ Donald Vladimirovitsj Trumps در ونزوئلا، و جنگ‌های تریاک و شورش بردگان در هائیتی است» از نشریهٔ کلاسه‌کامپن Klassekampen  که اسلاوی ژیژک  Slavoj Žižek آن را در تاریخ ۱۴ ژانویه نوشته است.

 

رسانه‌ها پر شده‌اند از جزئیات مربوط به ربودن مادورو Maduro و همسرش، سیلیا فلورس Cilia Flores. این عملیات حساب‌شده و سازمان‌یافته بود، اما آنچه باید بیش از همه ما را نگران کند، خودِ جسارت چنین اقدامی است. ونزوئلا اکنون عملاً کشوری اشغال‌شده است، در حالی که همان دولت پیشین ظاهراً هنوز بر سر کار است.

ترامپ در ۳ ژانویه گفت که آمریکا «برای مدتی نامحدود» ونزوئلا را اداره خواهد کرد: «ما این کشور را اداره می‌کنیم تا زمانی که بتوانیم یک انتقال قدرت امن، منظم و معقول انجام دهیم.» او حتی صریحاً گفت که خودش «مسئول ونزوئلا» است. در این شرایط، عجیب نیست که ترامپ خواسته‌های اپوزیسیون طرفدار آمریکا در ونزوئلا را نادیده می‌گیرد؛ اپوزیسیونی که انتظار دارد در وضعیت جدید نقشی محوری داشته باشد. آمریکا می‌خواهد کشور را خارج از هر چارچوب حقوق بین‌الملل «اداره» کند (آیا این اشغال است یا چیز دیگری؟) و معنادار است که ظاهراً ترجیح می‌دهد با دلسی رودریگز، معاون مادورو، اگر بتواند خواسته‌های آمریکا را اجرا کند، کار کند، نه با چهره‌های اصلی اپوزیسیون.

چرا آمریکا چنین می‌کند؟ پاسخ ساده است: آمریکا نه دغدغه دموکراسی دارد و نه واقعاً به اراده مردم اهمیت می‌دهد. ترامپ از اداره نامحدود کشور حرف می‌زند، یعنی اداره آن تا جایی که بتوان آن را کاملاً به مستعمره تبدیل کرد، منابع طبیعی‌اش را به کنترل درآورد و از آن‌ها سود برد.

آمریکا قرار است «به‌شدت» در صنعت نفت ونزوئلا دخالت کند: «ما بهترین شرکت‌های نفتی دنیا را داریم، بزرگ‌ترین‌ها، زیباترین‌ها، و بسیار در این صنعت درگیر خواهیم شد.» ترامپ حتی وعده داده که «ما» (یعنی آمریکا) مقدار زیادی نفت را با قیمت ارزان به متحدان خود خواهیم فروخت. در اصل، حرف او این است که بازگرداندن قدرت به مردم ونزوئلا، یعنی یک مصادره استعماری تازه از منابع عظیم طبیعی آن‌ها.

کاخ سفید روز شنبه اعلام کرد که عملیات دستگیری مادورو و فلورس تا حدی با این ادعا توجیه می‌شود که ونزوئلا «نفت آمریکا را دزدیده است». ترامپ گفته آمریکا ذخایر عظیم نفتی ونزوئلا را مصادره خواهد کرد و شرکت‌های آمریکایی را به سرمایه‌گذاری میلیاردی در این صنعت دعوت خواهد کرد. او همچنین گفته نیروهای آمریکایی «به خاطر نفت» در ونزوئلا حضور خواهند داشت. این یعنی چه؟ یک کشور چگونه می‌تواند نفتِ خودش را بدزدد؟

در سال ۱۹۷۶، خیلی پیش از هوگو چاوز Hugo Chávez، دولت ونزوئلا صنعت نفت کشور را ملی کرد و صدها شرکت خصوصی و خارجی، از جمله شرکت آمریکایی اکسون‌موبیل، را تحت کنترل دولت درآورد. در سال ۲۰۰۷، چاوز، بنیان‌گذار دولت سوسیالیستی ونزوئلا، کنترل آخرین پروژه‌های نفتی خصوصی در کمربند اورینوکو، محل بزرگ‌ترین ذخایر نفتی کشور، را نیز به دست گرفت.

ترامپ می‌خواهد ونزوئلا این دارایی‌های ملی‌شده را به شرکت‌های نفتی آمریکایی بازگرداند. کاری که ونزوئلا در سال ۱۹۷۶ انجام داد، در آن زمان بخشی از روندی جهانی تلقی می‌شد که طی آن کشورها کنترل منابع طبیعی خود را پس می‌گرفتند. بنابراین حمله ترامپ فقط متوجه «چپ افراطی» نیست، بلکه کل فرایند جهانی استعمارزدایی اقتصادی را هدف گرفته است.

ترامپ نفتی را که شرکت‌های آمریکایی دیگر اجازه استخراجش را نداشتند، به‌عنوان اموالی می‌بیند که از آمریکا «دزدیده شده‌اند». او آشکارا از تصاحب «منابع عظیم نفتی ونزوئلا» سخن می‌گوید. برای اینکه بتوان چنین تصور زشتی را درک کرد، باید دویست سال به عقب برگشت، به استقلال هائیتی در سال ۱۸۰۴؛ استقلالی که از دل یک قیام موفق بردگان بیرون آمد، اما بهایی وحشتناک داشت.

پس از سال‌ها محاصره اقتصادی، فرانسه، استعمارگر سابق، تا سال ۱۸۲۵ صبر کرد تا روابط تجاری و دیپلماتیک برقرار کند، آن هم به شرطی که هائیتی مبلغ ۱۵۰ میلیون فرانک به‌عنوان «غرامت» برای از دست رفتن بردگان بپردازد؛ رقمی هم‌سنگ کل بودجه سالانه فرانسه در آن زمان. این مبلغ بعدها به ۹۰ میلیون فرانک کاهش یافت، اما همچنان باری سنگین بود که رشد اقتصادی را فلج کرد. در اواخر قرن نوزدهم، حدود ۸۰ درصد بودجه دولتی هائیتی صرف پرداخت این بدهی می‌شد و آخرین قسط آن در سال ۱۹۴۷ پرداخت شد.

در سال ۲۰۰۴ و هم‌زمان با دویستمین سالگرد استقلال، رئیس‌جمهور سوسیال‌دموکرات هائیتی، ژان-برتران آریستید Jean-Baptiste Aristide، خواستار بازپرداخت این پول شد، اما یک کمیته فرانسوی، که حتی سیاستمدار چپ‌گرایی چون رژی دبره Regis Debray هم در آن حضور داشت، این درخواست را قاطعانه رد کرد. در حالی که لیبرال‌های آمریکایی درباره پرداخت غرامت به سیاه‌پوستان آمریکا برای دوران برده‌داری بحث می‌کردند، مطالبه هائیتی برای جبران پولی که بردگان سابق مجبور شده بودند برای به‌رسمیت‌شناخته‌شدن آزادی‌شان بپردازند، کاملاً نادیده گرفته شد؛ با اینکه استثمار در اینجا دوگانه بود: بردگان ابتدا استثمار شدند و سپس مجبور شدند برای به‌رسمیت‌شناخته‌شدن آزادی‌ای که خودشان به دست آورده بودند، پول بدهند.

آیا این ماجرا آشنا نیست؟ شاید به یاد رویارویی تحقیرآمیز زلنسکی Zelenskyj در دفتر بیضی بیفتید، جایی که ترامپ و ونس Vance از او خواستند بابت کمک آمریکا تشکر کند و در عوض، منابع طبیعی اوکراین را در اختیار شرکت‌های آمریکایی بگذارد. کشوری را «آزاد» می‌کنند و بعد آن را از نظر اقتصادی به بند می‌کشند: روسیه شرق را می‌گیرد و آمریکا غرب را. به همین دلیل است که باید واکنش اروپا به ربودن مادورو را با دقت دنبال کنیم. همان‌طور که انتظار می‌رفت، تقریباً همه یک حرف زدند: مادورو جنایتکار است و سزاوار برکناری، اما باید به حقوق بین‌الملل احترام گذاشت، درست مثل واکنش معمول اروپای غربی به نسل‌کشی اسرائیل که اغلب به «ابراز نگرانی» درباره زیاده‌روی‌ها تقلیل می‌یابد، انگار آمریکا پیشاپیش حقوق بین‌الملل را آشکارا نقض نکرده است. به‌جز اسپانیا (سانچز Sanchez)، هیچ کشور مهم اروپایی کاری را که شهردار جدید نیویورک، ممدانی، انجام داد، نکرد: محکومیت صریح اقدام آمریکا.

اما توجیه دیگر ترامپ چیست؟ مواد مخدر، یعنی مادورو به‌عنوان رئیس یک کارتل مواد مخدر؟ رابطه مواد مخدر و استعمار در دو قرن گذشته تغییر کرده است. امروز وقتی به مواد مخدر فکر می‌کنیم، اولین تصویر، کارتل‌های خشن کلمبیا یا مکزیک است. اما این کارتل‌ها تا زمانی وجود خواهند داشت که تقاضای عظیم برای مواد مخدر در آمریکا و دیگر کشورهای صنعتی برقرار باشد. پیش از آنکه بخواهیم جهان را از قاچاقچیان نجات دهیم، بهتر است خانه خودمان را مرتب کنیم.

دو جنگ فاجعه‌بار تریاک را به یاد بیاورید که امپراتوری بریتانیا (به همراه دیگران) علیه چین به راه انداخت. آمارها نشان می‌دهد که چین تا سال ۱۸۲۰ قوی‌ترین اقتصاد جهان بود. از اواخر قرن هجدهم، بریتانیا مقادیر عظیمی تریاک به چین صادر کرد، میلیون‌ها نفر را معتاد ساخت و خسارت‌های گسترده‌ای به بار آورد. وقتی امپراتور چین واردات تریاک را ممنوع کرد، بریتانیا (همراه با دیگر قدرت‌های غربی) با نیروی نظامی پاسخ داد. نتیجه فاجعه‌بار بود: اقتصاد چین در مدت کوتاهی به نصف کاهش یافت. اما آنچه باید توجه ما را جلب کند، شیوه توجیه این مداخله است: تجارت آزاد پایه تمدن است، و ممنوعیت واردات تریاک توسط چین، تهدیدی وحشیانه علیه تمدن تلقی شد. سخت نیست تصور کنیم امروز چگونه وضعیتی مشابه می‌توانست رخ دهد: مکزیک و کلمبیا که به دلیل جلوگیری از «تجارت آزاد» مواد مخدر، غیرمتمدن خوانده شوند.

واکنش روسیه به ربودن مادورو و همسرش نیز قابل توجه است. روسیه اعلام کرد که چنین اقداماتی، اگر درست باشند، «نقض غیرقابل قبول حاکمیت یک کشور مستقل» است و «احترام به حاکمیت کشورها از اصول بنیادین حقوق بین‌الملل است». همچنین گفت که ونزوئلا باید بتواند بدون هیچ مداخله مخرب، به‌ویژه مداخله نظامی خارجی، سرنوشت خود را تعیین کند. بله، اما آیا دقیقاً همین حرف درباره اوکراین صدق نمی‌کند؟

 

کوتاه‌ترین توصیف از آنچه در حال رخ دادن است، در ستونی از روزنامه گاردین به قلم جولیان بورگر Julian Borger آمده بود:

«پپاسخ این پرسش که «کدام‌یک بدتر است، ترامپ یا مادورو؟» روشن است: هر دو.»

«این روند گذار از جهانی عمدتاً مبتنی بر قواعد را به جهانی با حوزه‌های نفوذ رقیب سرعت می‌بخشد؛ جهانی که با قدرت نظامی و آمادگی برای استفاده از آن تعریف می‌شود. دیوید راتکوف این وضعیت را “پوتینی‌شدن سیاست خارجی آمریکا” نامیده است. مفسران روسی بارها گفته‌اند آمریکای لاتین در حوزه نفوذ آمریکا قرار دارد، همان‌طور که اوکراین در حوزه نفوذ روسیه است. پوتین Vladimir Putin همین نگاه را به بخش بزرگی از اروپای شرقی دارد. شی جین‌پینگ Xi Jinping هم نتیجه‌گیری‌های خودش را می‌کند.» که البته به تایوان مربوط می‌شود.

من هیچ همدلی‌ای با رژیم مادورو ندارم. احتمالاً دست‌کم بخشی از اتهام‌ها درباره نقش او در قاچاق مواد مخدر درست است. مهم‌تر از آن، او نماد شکست اقتصادی و اجتماعی «انقلاب بولیواری» است؛ شکستی که به سیاست سوسیالیستی معاصر اعتبارش را لطمه زد. این انقلاب نه‌تنها اپوزیسیون لیبرال، بلکه هر نقد مشروع چپ را هم سرکوب کرد. اینجا هیچ «اما»یی وجود ندارد، هیچ افزودنی از این جنس که «با این حال، ونزوئلای مادورو تلاشی برای یک انقلاب سوسیالیستی بود».

وظیفه اصلی چپ امروز در قبال ونزوئلا این نیست که ترامپ را به خاطر تجاوزهایش سرزنش کند، که کاملاً قابل پیش‌بینی بودند، بلکه این است که بررسی کند چرا «انقلاب بولیواری» تا این حد فاجعه‌بار شکست خورد.

با این حال، من معتقدم که باید بدون هیچ قید و شرطی ربودن مادورو و فلورس، و همچنین زمینه اقتصادی و اجتماعی این اقدام، محکوم شود. این عمل تاریک‌ترین گذشته جنایت‌بار استعمار غربی را زنده می‌کند، آن هم در پوشش دفاع از دموکراسی. برای نقل به مضمون از استالین، نباید اینجا دست به نسبی‌سازی زد: پاسخ به پرسش «کدام بدتر است، ترامپ یا مادورو؟» این است که هر دو بدترند.

و برای بازنویسی جمله‌ای مشهور از گلدا مایر: شاید بتوانم ترامپ را به خاطر ربودن مادورو ببخشم، اما هرگز او را به خاطر این نخواهم بخشید که مرا مجبور می‌کند موضعی بگیرم که شبیه حمایت یا همدلی با مادورو به نظر برسد. تقابل میان آمریکای ترامپ و ونزوئلای مادورو، در نهایت تقابلی جعلی است؛ تقابلی که هر چشم‌انداز اصیل و آینده‌دارِ چپ را مخدوش و پیچیده می‌کند.

ترجمه: اینگر اسوره‌سون هولمز

 

تاریخ انتشار : ۲۵ دی, ۱۴۰۴ ۲:۳۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

پنجاه سال پس از حماسه هشتم تیر؛ ادای احترام به حمید اشرف و جان‌باختگان فدایی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): امروز که جامعهٔ ایران همچنان با چالش‌های بزرگ در عرصهٔ آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و توسعهٔ دموکراتیک روبه‌رو است، پاسداشت یاد جان‌باختگان فداییان خلق یادآور مسئولیت ما در ادامهٔ راه مبارزه برای تحقق آرمان‌هایی است که آنان برای آن زیستند و جان باختند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

تریتا پارسی: هر دو طرف به وضوح در حال آزمایش خطوط قرمز یکدیگر هستند. اگر اختلاف صرفاً در مورد تضمین عبور ایمن کشتی‌های تجاری بود، کشتی‌ها می‌توانستند به سادگی از طریق خط کشتیرانی ایران عبور کنند. مشخصا تهران مانع استفاده هیچ یک از کشتی‌ها از کریدور شمالی نشده است. در عوض، اصرار بر استفاده از کریدور جنوبی بدون اطلاع ایران، به نظر می‌رسد برای به چالش کشیدن ادعای تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز طراحی شده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فدراسیون بین‌المللی فوتبال، و شکست اعتبار عدالت!

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

راهبرد برون‌ رفت از بحران اقتصادی ایران زیر بار تحریم‌ها و جنگ

به مناسبت سالگرد تجاوز اسرائیل به ایران

آخرین دادگاه قدرت…

جنوب ایران زیر فشار؛ اکنون زمان مهار بحران است، نه تشدید آن