سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۹ تیر, ۱۴۰۵ ۱۶:۴۴

جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۴

میناب، جنگ روایت‌ها و سیاست انکار: همگرایی سلطنت‌طلبی با پروپاگاندای صهیونیستی

اگر سیاست به جایی برسد که ویرانی یک سرزمین یا کشتار کودکان به ابزاری برای نیل به اهداف سیاسی بدل شود، آنچه فرو می‌ریزد تنها ساختمان یک مدرسه نیست، بلکه بنیان اخلاقی هر ادعای رهبری و آینده‌سازی است. آینده‌ای انسانی تنها زمانی ممکن است که جان انسان‌ها از بازی‌های قدرت بیرون کشیده شود
Getting your Trinity Audio player ready...

در گزارش رسانه‌های بین‌المللی از جمله بی‌بی‌سی، گاردین، ایندیپندنت، واشنگتن‌پست و فایننشال‌تایمز، حمله به مدرسه دخترانه در میناب ــ که در آن دست‌کم ۱۶۵ دانش‌آموز جان باختند ــ در چارچوب حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران تحلیل و ارزیابی شده است. الجزیره، رویترز و دیگر خبرگزاری های جهانی نیز این رویداد را بخشی از عملیات مشترک نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران دانسته‌اند، نه حادثه‌ای ناشی از خطای داخلی یا شلیک اشتباهی ایران.

در مقابل، روایت رسمی رژیم صهیونسیتی مسئولیت حمله را رد کرده و آن را «تبلیغات» خوانده و ادعا کرده است که انفجار ناشی از نقص موشکی یا سامانه پدافندی ایران بوده باشد. این شکاف روایتی نشان‌دهنده جنگ روایت‌ها در شرایط درگیری نظامی است؛ جایی که اکثریت رسانه‌های بین‌المللی حمله را در بستر عملیات نظامی خارجی تحلیل می‌کنند، اما روایت رسمی اسرائیل بر انکار و ایجاد تردید در منشأ حمله تمرکز دارد.

این شکاف روایتی صرفاً نشانهٔ یک اختلاف خبری نیست، بلکه در چارچوب گسترده‌تر سیاست انکار و مدیریت روایت توسط رژیم صهیونسیتی قابل فهم است؛ الگویی که در جریان نسل‌کشی غزه نیز بارها مشاهده شده است، جایی که حملات به مناطق غیرنظامی ابتدا انکار، سپس به «خطای عملیاتی» نسبت داده شده یا با ادعای حضور اهداف نظامی توجیه شده‌اند. بنابراین، آنچه در ماجرای میناب دیده می‌شود ادامهٔ همان الگوی تثبیت‌شدهٔ جنگ روایتی است که هدف آن ایجاد تردید، به تعویق انداختن مسئولیت‌پذیری و شکل‌دهی به ادراک جهانی پیش از تثبیت واقعیت‌های میدانی است.

همزمان، جریان سلطنت‌طلب ایرانی به‌صورت نظام‌مند این خطوط روایی رژیم صهیونیستی را بازتولید کرده است؛ از طرح ادعای «ساختگی بودن حادثه» تا نسبت دادن آن به خطای موشکی ایران یا حتی انکار وقوع حمله در خاک ایران. در چنین بستری، موضع‌گیری این جریان، معنایی فراتر از یک اختلاف خبری در شرایط جنگی پیدا می‌کند. همسویی آشکار آنان با روایت‌ها و منافع رژیمی که حتی سازمان‌های حقوق بشری اسرائیلی آن را نظامی مبتنی بر آپارتاید توصیف کرده‌اند، الگوی خون‌شویی رسانه‌ای را نشان می‌دهد. برخی از چهره ها و شبکه‌های سلطنت‌طلب ابتدا مدعی شدند که اساساً حمله در پاکستان رخ داده و نه در ایران؛ تلاشی آشکار برای جابه‌جایی جغرافیای فاجعه و کاستن از بار ملی آن. همزمان، پرسش‌هایی از جنس «چرا مدرسه تعطیل نبوده؟» یا «چرا کودکان در آن شرایط به مدرسه رفته بودند؟» مطرح شد؛ پرسش‌هایی که به‌جای تمرکز بر عامل حمله، مسئولیت را به‌طور ضمنی بر دوش قربانیان یا خانواده‌هایشان می‌گذارد.

این دقیقاً همان سازوکار انسانیت‌زدایی است که در قبال فلسطینی‌ها نیز بارها به‌کار گرفته شده است: تغییر محل بحث از فاعل خشونت به رفتار قربانی، تقلیل کشتار به «اشتباه»، «خطا» یا «پیامد ناگزیر جنگ»، و القای این ایده که قربانیان در جای «اشتباه» بوده‌اند. در هر دو مورد، هدف یکی است: بی‌اهمیت جلوه دادن جان انسان‌ها و عادی‌سازی کشتار از طریق بازی با روایت. این الگو نه تحلیل سیاسی، بلکه فرآیندی نظام‌مند از انسانیت‌زدایی و خون‌شویی است که خشونت را از بار اخلاقی تهی می‌کند و آن را در پوشش استدلال‌های ظاهراً منطقی بازتولید می‌کند.

مرحله بعدی، سرکوب اخلاقی هر صدای مخالف جنگ است: هرکس از جان‌باخته‌ها سخن بگوید یا با حمله نظامی مخالفت کند، فوراً با برچسب «حمایت از جمهوری اسلامی» حذف سیاسی می‌شود یا در نهایت، با استدلال هایی درباره «اجتناب ناپذیری» کشتارها، جان انسان‌ها به ابزار پروژه سیاسی تبدیل می‌شود؛ پروژه‌ای که اغلب از بیرون مرزها و در امنیت کامل تبلیغ می‌گردد.

به این ترتیب، خون قربانیان نه مورد سوگواری قرار می گیرد و نه دادخواهی می‌طلبد، بلکه در فرآیندی سازمان‌یافته خون‌شویی می‌شود: پاک‌سازی اخلاقی خشونت از طریق زبان، رسانه و روایت. این همان نقطه‌ای است که سیاست رسانه‌ای سلطنت‌طلبی از مخالفت سیاسی عبور کرده و به بازتولید گفتمان مشروعیت‌بخش  کشتار انسانی بدل می‌شود.

در نهایت، اگر سیاست به جایی برسد که ویرانی یک سرزمین یا کشتار کودکان به ابزاری برای نیل به اهداف سیاسی بدل شود، آنچه فرو می‌ریزد تنها ساختمان یک مدرسه نیست، بلکه بنیان اخلاقی هر ادعای رهبری و آینده‌سازی است. آینده‌ای انسانی تنها زمانی ممکن است که جان انسان‌ها از بازی‌های قدرت بیرون کشیده شود و در مرکز هر تحلیل و کنش سیاسی قرار گیرد.

 

برگرفته از کانال تلگرامی کانون زنان ایرانی

تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند, ۱۴۰۴ ۳:۰۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

پنجاه سال پس از حماسه هشتم تیر؛ ادای احترام به حمید اشرف و جان‌باختگان فدایی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): امروز که جامعهٔ ایران همچنان با چالش‌های بزرگ در عرصهٔ آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و توسعهٔ دموکراتیک روبه‌رو است، پاسداشت یاد جان‌باختگان فداییان خلق یادآور مسئولیت ما در ادامهٔ راه مبارزه برای تحقق آرمان‌هایی است که آنان برای آن زیستند و جان باختند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

تریتا پارسی: هر دو طرف به وضوح در حال آزمایش خطوط قرمز یکدیگر هستند. اگر اختلاف صرفاً در مورد تضمین عبور ایمن کشتی‌های تجاری بود، کشتی‌ها می‌توانستند به سادگی از طریق خط کشتیرانی ایران عبور کنند. مشخصا تهران مانع استفاده هیچ یک از کشتی‌ها از کریدور شمالی نشده است. در عوض، اصرار بر استفاده از کریدور جنوبی بدون اطلاع ایران، به نظر می‌رسد برای به چالش کشیدن ادعای تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز طراحی شده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فدراسیون بین‌المللی فوتبال، و شکست اعتبار عدالت!

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

راهبرد برون‌ رفت از بحران اقتصادی ایران زیر بار تحریم‌ها و جنگ

به مناسبت سالگرد تجاوز اسرائیل به ایران

آخرین دادگاه قدرت…

جنوب ایران زیر فشار؛ اکنون زمان مهار بحران است، نه تشدید آن