با افزایش تنشها در خاورمیانه، نشانههایی از تردید و نگرانی در میان برخی نیروهای نظامی آمریکا دیده میشود. گزارش پیشرو ترجمهای است از روزنامه نروژی «کلاسه کامپن (Klassekampen)» نوشتهٔ اینگرید فادنس (Ingrid Fadnes)؛ گزارشی که روایت سربازانی را بازگو میکند که نمیخواهند در جنگی شرکت کنند که آن را نه میفهمند و نه به ضرورتش باور دارند.
مایک پریسنر (Mike Prysner)، که به برخی از نظامیانی که در پی خروج از خدمت هستند کمک میکند، میگوید شمار فزایندهای از سربازان آمریکایی، از ترس اعزام به ایران، به دنبال ترک ارتشاند.
در روزهای اخیر، گروهی از نیروهای آمریکایی مستقر در نقاط مختلف جهان به خاورمیانه منتقل شدهاند. در یکی از کشتیهای حامل پرسنل و تجهیزات نظامی، یکی از این افراد حضور دارد؛ نظامیای که اکنون مانند بسیاری دیگر، برای رهایی از مأموریتی احتمالی در ایران درخواست کمک کرده است.
او اپراتور سونار در یک ناو نیروی دریایی است و وظیفهاش شناسایی اهداف برای بمباران است. به گفته پریسنر، این نظامی پس از مشاهده حمله آمریکا به یک کشتی ایرانیِ غرقشده در سریلانکا دچار شوک شده است، مأموریتی که میتوانست بر عهده او باشد.
پریسنر ریاست «مرکز وجدان و جنگ» در واشنگتن را بر عهده دارد؛ نهادی که به سربازانی که نمیخواهند در جنگهای آمریکا مشارکت کنند، مشاوره و حمایت ارائه میدهد.
او در گفتوگو با روزنامه «کلاسه کامپن» میگوید:
«وضعیت این فرد ناامیدکننده است. ناوشکنی که با آن اعزام شده، از مأموریت دیگری به این منطقه منتقل شده است. ما از طریق همسرش با او در تماس هستیم و تلاش میکنیم کمکش کنیم.»
به گفته او، چند هفته گذشته برای این سازمان بسیار پرکار بوده است. درست از روزی که ایالات متحده و اسرائیل نخستین حملات خود به ایران را آغاز کردند، موجی از درخواستها از سوی نظامیان به این مرکز سرازیر شده است.
سکوت رسانهای درباره این موضوع
هفته گذشته، خبرگزاری رویترز گزارش داد که پنتاگون در نظر دارد چند هزار نیروی نخبه را به خاورمیانه اعزام کند. دونالد ترامپ نه این گزارش را تأیید کرده و نه رد، اما به گفته پریسنر، فضای نگرانی و ترس در میان نظامیان کاملاً محسوس است.
او میگوید:
«وحشت در میان سربازانی که در مدت کوتاهی دستور اعزام به خاورمیانه را دریافت کردهاند، گسترش یافته است. از همان روزهای نخست جنگ، زمانی که گزارشهایی از بمباران یک مدرسه دخترانه منتشر شد، ما با افزایش چشمگیر تماسها روبهرو شدیم.»
به گفته او، در حالی که پیشتر هفتهای یک یا دو درخواست دریافت میکردند، اکنون روزانه یک تا دو نظامی با این مرکز تماس میگیرند. با این حال، پریسنر معتقد است شمار واقعی بسیار بیشتر است، چرا که بسیاری از سربازان از این حق خود بیاطلاعاند که میتوانند به دلایل وجدانی از انجام مأموریت سر باز زنند.
او درباره شیوه ارتباط با این افراد میگوید:
«ما در شبکههای اجتماعی فعال هستیم، در اطراف پایگاههای نظامی اعلامیه پخش میکنیم و پوستر نصب میکنیم. حتی در حال اجاره یک بیلبورد در نزدیکی فورت براگ هستیم؛ جایی که هزاران سرباز برای اعزام آماده میشوند. علاوه بر این، تلاش گستردهای در حوزه رسانه انجام میدهیم.»
با این حال، به گفته او، این موضوع تقریباً در رسانههای جریان اصلی آمریکا بازتابی ندارد:
«تقریباً هیچیک از این موارد در رسانههای اصلی مطرح نمیشود. در حالی که درباره جو کنت گزارشهای زیادی منتشر شد، کاری که او انجام داد، تفاوتی با آنچه بسیاری از سربازانی که با ما تماس میگیرند انجام میدهند، ندارد.»
تأثیر استعفای جو کنت (Joe Kent)
جو کنت، که سالها در نیروهای ویژه ایالات متحده خدمت کرده بود، در دولت دوم دونالد ترامپ بهعنوان رئیس مبارزه با تروریسم منصوب شد، اما دو هفته پیش از سمت خود استعفا داد.
او در نامهای که بهصورت عمومی منتشر کرد، نوشت:
«نمیتوانم از اعزام نسل بعدی برای جنگیدن و جانباختن در جنگی حمایت کنم که نه در خدمت منافع مردم آمریکاست و نه تلفات انسانی آن قابل توجیه است.»
به گفته پریسنر، این اقدام بازتاب گستردهای در میان نیروهای نظامی داشته است. او معتقد است کنت در میان بدنه ارتش از مشروعیت بیشتری نسبت به چهرههایی مانند پیت هگست، وزیر جنگ، و جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، که هر دو نیز کهنهسرباز هستند، برخوردار است.
پریسنر میگوید دلایل متعددی وجود دارد که چرا بسیاری از آمریکاییها دیگر تمایلی به درگیر شدن در جنگی جدید در خاورمیانه ندارند. به باور او، مهمترین دلیل این است که نه افکار عمومی و نه خود نظامیان، درک روشنی از هدف این جنگ ندارند.
او میگوید:
«این دولت با وعده پایان دادن به “جنگهای ابدی” روی کار آمد. با این حال، همان مقامهایی که پیشتر این جنگها را زیر سؤال میبردند، اکنون نیروها را به جنگی میفرستند که توضیح روشنی برای آن ارائه نمیشود.»
در پاسخ به این پرسش که آیا احتمال اعزام نیروهای زمینی وجود دارد، پریسنر میگوید:
«بسیاری این سناریو را بعید میدانند، چون اقدامی بسیار پرخطر و غیرعقلانی است. اما با توجه به غیرقابل پیشبینی بودن این دولت، نمیتوان آن را کاملاً منتفی دانست. حتی اگر چنین چیزی دور از ذهن به نظر برسد، باید احتمال آن را در نظر گرفت.»

مایک پریسنر (Mike Prysner)
آمادگیای که وجود نداشت
پریسنر میگوید بهخوبی احساس سربازانی را که با او تماس میگیرند درک میکند، چرا که خود نیز تجربهای مشابه داشته است. او در ۱۷ سالگی به ارتش پیوست و در ۱۹ سالگی به عراق اعزام شد.
او میگوید:
«قرار بود آنقدر از خط مقدم دور باشم که هرگز با یک شهروند عراقی روبهرو نشوم، اما در عمل به یک نیروی اشغالگر تبدیل شدم که کاروانها را در خیابانها هدایت میکرد و مسئول تأمین امنیت بود.»
به گفته او، نه خودش و نه ارتش آمریکا برای واقعیتهای جنگ آماده نبودند:
«در آن زمان، تصور فرماندهان و دولت بوش این بود که جنگهای عراق و افغانستان سریع و آسان خواهند بود؛ ارتش بهسرعت فرو میپاشد و کنترل کشور در دست ما قرار میگیرد.»
اما چنین نشد. حدود ۴۵۰۰ سرباز آمریکایی کشته شدند و برای غیرنظامیان عراقی، این جنگ به فاجعهای انسانی بدل شد؛ فاجعهای که دستکم ۲۰۰ هزار قربانی بر جای گذاشت. پریسنر اکنون نگران است که تاریخ در حال تکرار شدن باشد.
تأثیر غزه بر نسل جدید سربازان
به گفته پریسنر، افرادی که با این مرکز تماس میگیرند از تمامی ردههای نظامی هستند، از نیروهای نخبه و افسران ارشد گرفته تا سربازان عادی، زنان و مردان. با این حال، همه آنها در یک نکته مشترکاند:
آنها نمیخواهند بکشند.
او تأکید میکند که مسئله صرفاً به نبود توضیح روشن برای این جنگ محدود نمیشود. حتی اگر دولت بتواند استدلالی منسجم ارائه دهد، باز هم بسیاری مخالفت خواهند کرد. به باور او، تحولات عمیقتری در حال شکلگیری است که نگرش نسل جوان نظامیان را تغییر داده است.
پریسنر به تجربه جنگهای عراق و افغانستان و همچنین جنگ غزه اشاره میکند و میگوید:
«جنگ غزه تأثیر عمیقی بر جوانان آمریکا گذاشته و واقعیت جنگ قدرتهای بزرگ علیه مردم خاورمیانه را برای آنها آشکار کرده است.»
به گفته او، شماری از نظامیانی که با این مرکز تماس گرفتهاند، صراحتاً به غزه بهعنوان یکی از دلایل تصمیم خود اشاره کردهاند، با وجود آنکه نیروهای آمریکایی مستقیماً در این جنگ درگیر نیستند. از نگاه پریسنر، مسئله به نقش آمریکا در حمایت از اسرائیل و تأمین تسلیحات برای این کشور بازمیگردد.
در چنین شرایطی، این سازمان همچنان به ارائه کمک ادامه میدهد، از جمله به همان نظامی جوانی که اکنون در مسیر خاورمیانه است.
پریسنر در پایان میگوید:
«او باید به دلایل وجدانی درخواست کنارهگیری از مأموریت بدهد. در این صورت، فرماندهاش نمیتواند او را در هیچ فعالیت مرتبط با جنگ به کار گیرد و موظف است هرچه سریعتر او را به کشور بازگرداند.»
Amerikanske soldater søker seg ut av militæret – frykter å bli sendt til Iran | Klassekampen



