سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۸:۵۷

دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۷

روایتگری زنان از جنگ؛ بازآفرینی امید و زندگی در دل خشونت

گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): آنچه در این تجربه تاریخی برجسته است، سکوت نیست، بلکه تبدیل رنج به روایت و روایت به کنش است. زنان در دل بحران، با حفظ زندگی، با روایت کردن، با مراقبت از یکدیگر، سیاستی را پیش می‌برند که نه بر حذف، بلکه بر تداوم بنا شده است.
Getting your Trinity Audio player ready...

در شرایطی که بحران و جنگ، سیاست رسمی را بیش از پیش به سمت خشونت، حذف و بازتولید مرگ سوق داده‌اند، پافشاری بر زندگی خود به کنشی سیاسی و رادیکال تبدیل شده است. در چنین شرایطی، «زندگی» امری خنثی یا صرفاً بیولوژیکی نیست، بلکه در تجربهٔ معاصر ایران، به‌ویژه  برای ما زنان، معنایی عمیق‌تر یافته است: زندگی به‌مثابه مقاومت.

در سال‌های اخیر، جامعه ایران با مجموعه‌ای از بحران‌ها دست و پنجه نرم کرده است که هر کدام به تنهایی پتانسیل فرسایش یک نسل را دارند: سرکوب خونین، شرایط امنیتی گسترده، بازداشت‌های فَراقانونی، فروپاشی اقتصادی، فقر و ناامیدی فزاینده از آینده، و سپس جنگی که زندگی روزمره را به بن‌بست دائمی کشانده است. در چنین شرایطی، بقا دیگر یک امر بدیهی نیست؛ بلکه یک انتخاب آگاهانه و سیاسی است.

در این میان، زندگی زنان در مرکز این وضعیت قرار دارد؛ نه فقط به‌عنوان کسانی که خشونت را تجربه می‌کنند، بلکه به‌عنوان حاملان اصلی روایت، مراقبت و بازتولید زندگی اجتماعی. اگر جنگ و سرکوب در پی آن هستند که انسان‌ها را به عدد، آمار یا «ابژه» تبدیل کنند، یعنی به موجوداتی که صرفاً موضوع کنترل و تصمیم‌گیری هستند تا کنشگران مستقل، زنان در بسیاری از تجربه‌های روزمره دقیقاً در نقطه مقابل این روند قرار می‌گیرند: در بازسازی مداوم زندگی.

در تجربهٔ جنگ و بحران، این نقش پررنگ‌تر نیز شده است. در روایت‌هایی که از دل جنگ و موقعیت‌های بحرانی بیرون آمده‌اند، اغلب زنان‌اند که جزئیات زندگی روزمره را ثبت می‌کنند: اضطراب لحظهٔ انفجار، مراقبت از خانواده، مدیریت ترس، تصمیم‌های لحظه‌ای برای پناه گرفتن و تلاش برای حفظ حداقلی از امنیت روانی و عاطفی. در اینجا «بدن» فقط یک واقعیت زیستی نیست؛ محل تجربهٔ مستقیم ترس، اضطراب، درد و امید است. این روایت‌ها در ظاهر شخصی‌اند، اما در واقع سیاسی‌ترین شکل‌های روایت از جنگ‌اند؛ زیرا جنگ را از سطح استراتژی، آمار و زبان قدرت، به سطح بدن و زندگی بازمی‌گردانند.

بخشی از اهمیت روایت‌های زنان دراین تغییر نهفته است؛ تغییر از درک جنگ به عنوان یک رویداد سیاسی به تجربه جنگ به عنوان موقعیتی که همه جنبه‌های زندگی را در بر می‌گیرد. زنانی که در بستر مراقبت، خانواده و روابط نزدیک انسانی زندگی کرده‌اند، اغلب به جزئیاتی توجه می‌کنند که در روایت‌های کلان نادیده گرفته می‌شوند، اما بار اصلی تجربه را حمل می‌کنند. به همین دلیل، زبان روایت نیز از زبان رسمی فاصله می‌گیرد و به بدن، احساس و فضاهای زیسته نزدیک‌تر می‌شود.

در اینجا، آنچه اهمیت دارد تنها روایت نیست، بلکه حفظ امکان زندگی است. زنانی که در دل بحران می‌نویسند، مراقبت می‌کنند و شبکه‌های کوچک همبستگی را زنده نگه می‌دارند، در واقع کنشی سیاسی انجام می‌دهند: ایستادگی در برابر فرسایش و فروپاشی زندگی روزمره. در چنین وضعیتی، آنچه در سنت فمینیستی «امر شخصی» نامیده می‌شود، به‌روشنی سیاسی می‌شود.

در راستای این نگاه، نظریه‌پردازانی چون «سیلویا فِدِریچی» نشان می‌دهند که کار مراقبت و بازتولید زندگی، اگرچه در نظام‌های قدرت نامرئی شده، اما اساس تداوم جامعه است. در شرایط بحرانی و جنگ، این حقیقت حتی آشکارتر می‌شود: بدون مراقبت، بدون حفظ پیوندهای انسانی، هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند زنده بماند. در این میان، زنان نه در حاشیه زندگی، بلکه در مرکز تداوم آن قرار دارند.

از سوی دیگر، جنگ و سرکوب نه‌تنها نابرابری‌ها را از بین نمی‌برد، بلکه آن‌ها را تشدید و عریان می‌نماید. اما تفاوت مهم این است که این نابرابری‌ها در روایت‌های زنانه اغلب نه در شعار، بلکه بر اساس تجربه بیان می‌شوند: اضطراب، ناامنی، فروپاشی اقتصادی، و نگرانی برای آینده. این زبان، زبان انتزاعی سیاست نیست، بلکه زبان زیسته زندگی است؛ زبانی که به‌جای حذف بدن، آن را به مرکز تحلیل بازمی‌گرداند.

در برابر زبان رسمی جنگ که به قول «کارول کوهن»، از جسم و احساس تهی شده است، این روایت‌ها جسم را دوباره وارد سیاست می‌کنند. بدن زن در اینجا نه فقط ابژه خشونت، بلکه کانونی برای تولید معنا و امید است. امیدی که نه از خوش‌بینی، بلکه از دل ادامه زندگی در شرایط ناممکن شکل می‌گیرد.

در نهایت، آنچه در این تجربه تاریخی برجسته است، سکوت نیست، بلکه توانایی زنان در تبدیل رنج به روایت و روایت به کنش است. آنان در دل بحران، با حفظ زندگی، با روایت کردن، با مراقبت از یکدیگر، سیاستی را پیش می‌برند که بر تداوم استوار است، نه حذف. در جهانی که به سوی خشونت و فرسایش زندگی پیش می‌رود، پافشاری زنان بر زیستن، خود شکلی از مقاومت است؛ مقاومتی که نه در سطح شعار، بلکه در سطح زندگی روزمره رخ می‌دهد. و شاید دقیقاً در همین نقطه است که «زن، زندگی، آزادی» از یک شعار فراتر رفته و به افقی تاریخی برای باز اندیشی در زندگی تبدیل می‌شود؛ افقی که در آن جنگیدن برای بقا، خود نام دیگرِ امید است.

 

منابع:

Silvia Federici on The Arcana of Reproduction | Verso Books

Sex and Death in the Rational World of Defense Intellectuals, Working Paper No. 8, First Annual Conference on Discourse, Peace, Security, and International Society By Carol Cohn.

 

T

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۳۱ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۱:۲۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

تندروها در دورۀ رهبری سوم: مجری یا معمار؟

جنگ ایران و جهت تحولات منطقه‌ای

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

ایدئولوژی ستیزان؛ خود ایدئولوژی گرایند

در حمایت از زنان افغانستان؛ محکومیت سرکوب خشونت‌بار طالبان