سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۴ مرداد, ۱۴۰۵ ۲۲:۲۰

چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۰

قدرت نادیده زنان در گذر مشروطه

گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): جنبش زنان در ایران، تاریخ حذف نیست بلکه تاریخ ساختن است. اگر مشروطه نقطه آغاز رسمی حضور زن در حرکت مدرن ایران بود، مسیر این جنبش هنوز ادامه دارد. «زن، زندگی، آزادی» شعار امروز، نه صرفاً ندای اکنون، بلکه پیوندی‌ست میان ریشه‌های مبارزه‌ی زنان در تاریخ و رؤیای آینده‌ای دموکراتیک که هنوز محقق نشده.
Getting your Trinity Audio player ready...

سردبیر ماه:
چهاردهم مرداد، سالگرد صدور فرمان مشروطیت، امسال در شرایطی فرا می‌رسد که جامعهٔ ایران با بحرانی چندلایه روبه‌روست؛ از یک‌سو حملات نظامی آمریکا و سایهٔ جنگ بر زندگی مردم سنگینی می‌کند و از سوی دیگر موج تازه‌ای از اعدام‌ها، سرکوب سیاسی و محدودیت‌های گسترده بر آزادی‌های مدنی، فضای کشور را تیره‌تر کرده است. در چنین لحظه‌ای، بازگشت به تجربهٔ مشروطه تنها یادآوری یک واقعهٔ تاریخی نیست؛ بلکه ضرورتی برای فهم ریشه‌های ساختاری بحران امروز است. بسیاری از پرسش‌هایی که مشروطه‌خواهان بیش از یک قرن پیش طرح کردند، پرسش‌هایی دربارهٔ قانون، عدالت، مشارکت مردم و محدودیت قدرت، هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند و امروز با شدتی بیشتر خود را نشان می‌دهند.

مقاله زیر را گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) سال گذشته منتشر کرد تا نقش زنان در مشروطه را از حاشیه به متن بیاورد؛ نقشی که در روایت رسمی کم‌رنگ شده، اما در واقعیت تاریخی تعیین‌کننده بوده است. اکنون، در میانهٔ جنگ و سرکوب، بازنشر این نوشته معنایی دوچندان دارد: نشان می‌دهد که چگونه جنبش زنان، از انجمن‌های مخفی و مدارس پنهانی دوران مشروطه تا فریاد «زن، زندگی، آزادی» امروز، همواره در برابر خشونت، حذف و انحصار ایستاده است. مرور تجربهٔ مشروطه در چنین شرایطی یادآور این حقیقت است که هیچ گذار سیاسی، هیچ اصلاح ساختاری و هیچ وعدهٔ آزادی‌ای پایدار نمی‌شود مگر آن‌که زنان، نیمی از جامعه، در آن حضور واقعی و برابر داشته باشند.

بازنشر این مقاله در سالگرد مشروطه، دعوتی است برای دیدن پیوستگی تاریخی میان دو لحظه: لحظه‌ای که مردم ایران در ۱۲۸۵ برای عدالت و قانون برخاستند، و لحظه‌ای که امروز، در میانهٔ جنگ، اعدام‌ها و سرکوب، بار دیگر همان پرسش‌ها را با صدایی بلندتر مطرح می‌کنند

این بازنشر نه صرفاً یادآوری گذشته، بلکه تأکید بر ضرورتی است که امروز بیش از هر زمان دیگر احساس می‌شود: بدون برابری زنان، هیچ مشروطه‌ای کامل نمی‌شود و هیچ آیندهٔ دموکراتیکی شکل نخواهد گرفت.

 


قدرت نادیده زنان در گذر مشروطه

در روز چهاردهم مرداد ۱۲۸۵، مظفرالدین‌شاه فرمانی را امضا کرد که در ظاهر، نقطه‌ی آغاز مشروطیت در ایران شد؛ فرمانی که وعده‌ی ایجاد عدالتخانه، تدوین قانون اساسی، و تشکیل مجلس شورای ملی را می‌داد. اما این فرمان نه از سر روشن‌بینی شاه، بلکه در پی ماه‌ها اعتراض مردمی، اعتصاب‌های اقتصادی، تحصن در مساجد و میدان‌ها، و مقاومت مسلحانه در تبریز به سرکردگی ستارخان و باقرخان صادر شد (۱). از بازار تهران تا کوچه‌های تبریز، زن و مرد از همه اقشار با حضور در تجمعات،‌ نامه‌نگاری یا تأمین مخارج اعتصابات، مشروطه را به‌مثابه یک جنبش از پایین رقم زدند.

در حافظه‌ی جمعی، جنبش مشروطه اغلب با تصویر مردان روشنفکر، علما و مجاهدانی شناخته می‌شود که به دنبال تأسیس عدالت‌خانه‌ای برای ملت بودند. اما حضور زنان در این نهضت، نه‌تنها پررنگ، بلکه در مواردی تعیین‌کننده نیز بود. با وجود محرومیت از تحصیل، پرده‌نشینی اجتماعی، و حذف حقوقی از ساختار قدرت، زنان در صف مقدم جنبشی ایستادند که نوید جامعه‌ای نوین می‌داد.

تعامل میان سنت و نوگرایی از همان آغاز آشکار بود. شماری از روشنفکران و روزنامه‌نگاران تجددخواه به دنبال نهادسازی پاسخ‌گو بودند، ولی در دل مشروطه جنبشی نیز جوانه زد که تعریفی متفاوت از قانون‌گذاری و مشروعیت داشت: مشروعه، حکومتی مبتنی بر شریعت. این دو گفتمان، گاه موازی و گاه متضاد، مسیر متزلزل مشروطه را رقم زدند (۲).

در این میان، سهم زنان اگرچه در تاریخ رسمی کشور کم‌رنگ مانده، اما در منابع مکتوب، خاطرات و پژوهش‌های معاصر پررنگ دیده می‌شود. انجمن‌های سری و نیمه‌سری زنان، مدارس دخترانه، نشریه‌های اختصاصی، حمایت مالی از بست‌نشینی‌ها و حضور زنان مبارز در روزهای بحرانی مانند «استبداد صغیر»، نمونه‌هایی قابل تأمل‌اند (۳،۴). گزارش‌هایی وجود دارد، هرچند عمدتاً در قالب روایت‌های شفاهی یا منابع غیررسمی، که از نقش زنی ناشناس در رساندن نامه‌ای به شاه سخن می‌گویند؛ نامه‌ای که بنا به برخی نقل‌ها، در تصمیم مظفرالدین‌شاه به صدور فرمان مشروطه تأثیرگذار بود. گفته می‌شود این زن با یکی از علمای مشروطه‌خواه نسبت خانوادگی داشت و این کنش جسورانه، در دل ساختاری مردسالار و سلطنت‌محور، نشان‌دهنده‌ی عمق مشارکت سیاسی زنان در آن مقطع است. با اینکه صحت تاریخی این روایت نیازمند پژوهش بیشتر و منابع دقیق‌تری است، اما همین نقل، نمادی‌ست از حضوری که در متون رسمی به‌ندرت بازتاب یافته است.

فراتر از روایت‌ها، اسناد معتبرتری نیز وجود دارد. مورگان شوستر، مستشار مالی آمریکایی در ایران، در خاطرات خود از وجود «ده انجمن مخفی زنان در تهران» یاد می‌کند که در هماهنگی با یک کمیته مرکزی، به‌صورت منظم جلساتی را برگزار می‌کردند و در دفاع از مشروطه، گاه به اقدامات رادیکال نیز دست می‌زدند (۵). همچنین انجمن‌هایی چون «جامعه نسوان وطن‌خواه»، «انجمن آزادی زنان»، و گروه‌هایی که نشریات زنانه منتشر می‌کردند، از نشانه‌های کوشش آگاهانه‌ی زنان برای مداخله در عرصه عمومی و سیاسی‌اند (۶،۷).

« زنان ایرانی نه فقط با تشکیل انجمن‌ها و مدارس، بلکه گاه با فروش زیورآلات و طلاهای شخصی برای حمایت از اعتصابات و نهضت، نشان دادند که خواهان مشارکت فعال در سرنوشت کشورند» (۵).

با این همه، تناقضی بنیادی از همان آغاز در دل مشروطه باقی ماند: دقیقاً همان ساختار سیاسی که به نام عدالت‌خواهی ایجاد شد، زنانی که برای تحقق آزادی جنگیدند، از همان ابتدا از ساختار قانون و قدرت کنار گذاشته شدند؛ نه تنها حق رأی نداشتند، بلکه موضوع گفت‌وگوهای رسمی نیز نبودند. این حذف، نه‌فقط یک بی‌عدالتی تاریخی، که نشانه‌ای از آسیب ساختاری در تحقق مردم‌سالاری مشروطه است. این تناقض بنیادین، می‌تواند در فهم ما از زن و جنبش مشروطه راهگشا باشد: جنبشی که از پایین در برابر بند استبداد قیام کرد، اما نیمی از جامعه را در خلأ قدرت رها ساخت.

سکولاریسم رضاشاهی و مدرنیزاسیون بیرونی‌اش نیز نتوانست خلأ نهادهای دموکراتیک را پُر کند. نهادسازی بدون مشارکت واقعی مردم، هرچند ظاهری شبیه غربی‌ها داشت، اما در ماهیت، اقتدارگرایانه بود. در این چارچوب، زنان نه تنها در ساختار قدرت مردانه با تبعیض کمتری مواجه نشدند، بلکه حذف آن‌ها در سطح قانون‌گذاری و تصمیم‌گیری عمیق‌تر شد.

آن‌چه وضعیت زنان را پیچیده‌تر می‌کند، این است که بسیاری از مطالبات آن دوران، هنوز به قوت خود باقی‌اند. نزدیک به ۱۲۰ سال پس از فرمان مشروطه، زنان ایرانی همچنان برای ابتدایی‌ترین حقوق خود، از آزادی پوشش و خواست حق برابر در طلاق، ارث، سفر و مشارکت سیاسی، در حال مبارزه‌اند. این پایداری، از یک‌سو نشان‌دهنده‌ی تداوم تاریخی جنبش زنان است، و از سوی دیگر، بازتاب همان وعده‌ی ناتمام است که در مشروطه آغاز شد، اما هرگز در نهاد قدرت جای نگرفت. در دوره‌ای که جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سطح ملی و جهانی پژواک یافته، بازگشت به آغازگاه‌هایی چون مشروطه نشان می‌دهد که این مطالبه نه یک فریاد تازه، بلکه صدایی تاریخی‌ست.

هر تغییر ناگهانی، از جمله سرنگونی، معمولاً خواسته‌های زنان را زیر سایه‌ی شعار «دشمن مشترک» نادیده می‌گیرد. در چنین بزنگاه‌هایی، اولویت دادن به «نجات ملی» یا «وحدت برای گذار» می‌تواند به معنای تعلیق یا حذف دوباره‌ی مطالبات تاریخی نیمی از جامعه باشد.

در پیوند با امروز، این پرسش اساسی پیش روی ماست: آیا گذار پیشِ رو، حتی اگر در قالب رفراندوم یا گفت‌وگوی سازمان‌یافته باشد، می‌تواند از تکرار تجربه‌ی مشروطه فاصله بگیرد؟ اگر این گذار بر اساس پیمان‌های پشت پرده یا نهادهای غیرپاسخگوی قدرت سیاسی مردانه شکل بگیرد، چه تضمینی وجود دارد که به دموکراسی واقعی منجر شود، نه بازتولید همان الگوی انحصار و حذف؟

جنبش زنان در ایران، تاریخ حذف نیست، بلکه تاریخ ساختن است. اگر مشروطه نقطه‌ی آغاز رسمی حضور زن در حرکت مدرن ایران بود، مسیر این جنبش هنوز ادامه دارد. «زن، زندگی، آزادی» صرفاً شعار امروز نیست؛ پیوندی‌ست میان ریشه‌های مبارزه‌ی تاریخی زنان و رؤیای آینده‌ای دموکراتیک که هنوز تحقق نیافته است.

در نهایت، نگاه به تجربه‌ی زنان در مشروطه، نه پایان تاریخ مردانه، بلکه کلیدی‌ست برای تعریف آینده‌ای که عدالت را از یک شعار فراموش‌شده به یک اصل محقق‌شده بدل کند.

منابع

  1. کسروی احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: امیرکبیر؛ ۱۳۲۳
  2. THE IRANIAN: Histoey, Constitutional Revolution, Janet Afary
  3. پیام ما؛ رسانه توسعه پایدار ایران | جنبش مشروطه‌ زنان ادامه دارد
  4. ۰۱کتاب حیات یحیی نوشته یحیی دولت آبادی | PDF
  5. The strangling of Persia; story of the European diplomacy and oriental intrigue that resulted in the denationalization of twelve million Mohammedans, a personal narrative.
  6. مشکینی فاطمه. زنان در تاریخ مشروطه ایران. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی؛ ۱۳۸۹.
  7. رضوی نسرین. نقش زنان در مشروطه. فصلنامه تاریخ معاصر ایران. ۱۳۹۲؛(۴۵):۵۵–۶۹
  8. زنان در جنبش مشروطه – ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد, ۱۴۰۵ ۸:۲۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

خورشید خانم

قدرت نادیده زنان در گذر مشروطه

زمان‌پریشی در نقد چپ؛ نگاهی به دیدگاه‌های موسی غنی‌نژاد

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

جنگ چگونه زنان را از بازار کار ایران بیرون راند

سئوتا؛ وقتی مهاجرت به ابزار جنگ ژئوپلیتیک تبدیل می‌شود