سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۸:۱۲

جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۲

 انگیزه ها و پیامدهای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

مهرداد درویش پور: رضا شاه و محمدرضا شاه هر دو نهادهای مدرن ساختند یا گسترش دادند، اما این نهادها را تابع قدرت سلطنت کردند. از همین رو پهلوی‌ها بیش از آنکه ادامه‌دهنده مشروطه باشند، ادامه‌دهنده روند مشروطه‌کشی بودند: قانون اساسی را نگه داشتند، اما روح آن را، یعنی محدودیت قدرت سلطنت و حاکمیت ملت، به حاشیه راندند.
Getting your Trinity Audio player ready...

مهرداد درویش پور: در مناظره  با آریا کنگرلو در برنامه میدان صدای آمریکا درباره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به صورت موجزتر و به اشاره درباره موضوعات زیر از جمله گفتم:

بررسی کودتا در عصر پساحقیقت: آنجا که جعل تاریخ جایگزین حقیقت می شود

در عصر پساحقیقت که تلاش می شود هرجعلی را به نام حقیقت به خورد مردم داد، اهمیت فهم کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در نقطه تلاقی سه روند میسر است: نخست، بحران نفت و مقاومت بریتانیا در برابر ملی شدن صنعت نفت؛ دوم، فضای جنگ سرد و نگرانی آمریکا از بی‌ثباتی و نفوذ حزب توده؛ سوم، شکاف‌های داخلی ایران، از جمله اختلاف میان دولت، دربار، بخشی از روحانیت، نیروهای محافظه‌کار، ارتش و مطبوعات و احزاب رقیب. اسناد سیا، اظهارات مقام‌های آمریکایی و پژوهش‌های تاریخی نشان می‌دهند که این رویداد کودتایی با طراحی و حمایت آمریکا و بریتانیا بود

در عین حال، دولت مصدق را نمی‌توان بدون نقد دید. مسائلی چون رفراندوم انحلال مجلس هفدهم، استفاده از اختیارات فوق‌العاده و ضعف مدیریت ائتلاف‌های داخلی محل بحث‌اند. اما این کاستی‌ها از نظر تاریخی و حقوقی، مداخله خارجی و عملیات براندازانه را مشروع نمی‌کند و جای قربانی و متجاوز را تغییر نمی دهد. درس بنیادی ۲۸ مرداد این است که استقلال ملی و آزادی سیاسی هر دو به نهادهای پایدار، قانون‌گرایی، ائتلاف اجتماعی و مقاومت در برابر قدرت مطلقه نیاز دارند.

مصدق، نماد ادامه آرمانهای انقلاب مشروطه

:از منظر تاریخی مصدق در امتداد آرمان‌های انقلاب مشروطه و در کنار آن ایستاده بود.

انقلاب مشروطه ایران با هدف محدود کردن قدرت خودکامه شاه، ایجاد مجلس، برقراری قانون، پاسخ‌گو کردن دولت و دفاع از حاکمیت ملی شکل گرفت و مصدق خود را در ادامه همین سنت می‌دید. مصدق حتی در پاسخ به استناد دادستان به اصل ۴۶ متمم قانون اساسی، که عزل و نصب وزرا را به فرمان شاه مربوط می‌دانست، تأکید کرد که در نظام مشروطه این اصل جنبه تشریفاتی دارد و شاه نباید مانند شاه قاجار زمام امور اجرایی را در دست گیرد. مسئولیت سیاسی دولت بر عهده کابینه و مجلس است.

به همین دلیل، کشمکش میان مصدق و محمدرضا شاه بر سر وزارت جنگ در تیر ۱۳۳۱ را باید بخشی از منازع بین سلطنت مطلقه و مشروطه خواهی دانست. مصدق می‌خواست ارتش و وزارت جنگ زیر نظارت دولت مسئول و منتخب مجلس قرار گیرد، در حالی که شاه ارتش را پایه اصلی قدرت سلطنت می‌دانست. قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱، که پس از استعفای مصدق و نخست‌وزیری احمد قوام رخ داد، عملاً نشان داد بخش مهمی از جامعه شهری و نیروهای ملی، مصدق را نماد ادامه مشروطه و تحدید قدرت سلطنت می‌دانستند و از محبوبیت ملی برخوردار است.

درهم آمیخته شدن دمکراسی با استعمار زدایی

در منطقه ما انقلاب هند و ایران از معدود انقلاب های ناسیونالیستی ضد استعماری به شمار می روند که همزمان دمکراتیک بودند. در این راستا یکبار این تلاش در انقلاب مشروطه با کودتای رضا شاه عقیم می شود و بار دیگر در دوران مصدق که با کودتا علیه آن مسئله دمکراسی به مشکل حل نشده جامعه ایران بدل می شود. درعین حال در دوره نخست وزیری مصدق، ایران با گسترده ترین آزادی های سیاسی و اجتماعی روبرو می شود. تحمل گسترده‌تر مطبوعات و احزاب، به رغم برخی محدودیت‌ها در دوره های بحرانی چشمگیر است..

دوره ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ را بسیاری از پژوهشگران یکی از بازترین دوره‌های سیاست در ایران قرن بیستم می‌دانند. پس از کناره‌گیری اجباری رضا شاه در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، فضای سیاسی ناگهان باز شد. کمبریج در توصیف این دوران از «بازی آزادتر مشروطه‌گرایی»، اهمیت دوباره مجلس و نخست‌وزیری، و شکوفایی مطبوعاتی نسبتاً بدون سانسور سخن می‌گوید. در واقع نبود سانسور سختگیرانه دولتی سبب شد مطبوعاتی زنده، پرصدا و گاه تند تا روز کودتا فعال باشند.

در دوران مصدق، روزنامه‌ها و مجلات موافق و مخالف دولت آزادانه‌تر از دوره رضاشاه و دوره پس از کودتا فعالیت می‌کردند. نشریات نزدیک به جبهه ملی، حزب ایران، نیروی سوم، حزب توده، پان‌ایرانیست‌ها، نیروهای مذهبی و منتقدان سلطنت یا مصدق، هر یک روایت خود را منتشر می‌کردند.

البته آزادی ها در دوران مصدق بی حد و حصر نبود. دولت مصدق در دوره بحران نفت، مقابله با کودتای دربار و تهدید شورش و آشوب، گاه به توقیف موقت برخی نشریات، محدودیت بر تحریکات خشونت‌آمیز و اختیارات فوق‌العاده متوسل شد. افزون بر آن، رفراندوم انحلال مجلس هفدهم در مرداد ۱۳۳۲ از نظر حقوقی و دموکراتیک محل مناقشه جدی بود. اما با همه این کاستی‌ها، تفاوت میان فضای سیاسی دوران مصدق و فضای پس از کودتا بسیار روشن است: پس از ۲۸ مرداد، بسیاری از روزنامه‌ها بسته شدند، جبهه ملی و توده‌ای‌ها سرکوب شدند و فضای سیاسی به سرعت امنیتی شد. در واقع برگزارکنندگان کودتا روزنامه‌ها را به عنوان بخشی از تصرف قدرت بستند. 

نظام پهلوی‌ نماد «مشروطه‌کشی» که کودتای سال ۳۲ را باید در آن راستا فهمید

مشروطه‌کشی به این معنا است که حکومت پهلوی، با وجود حفظ ظاهری قانون اساسی، مجلس و کابینه، در عمل بسیاری از مضمون‌های مشروطه را تهی کرد. رضا شاه با کودتای ۳ اسفند وارد مرکز قدرت شد و در ۱۵ دسامبر ۱۹۲۵ با رأی مجلس مؤسسان به سلطنت رسید. او امنیت، تمرکز اداری، ارتش نوین و برخی اصلاحات دولت‌سازانه را پیش برد، اما هم‌زمان استقلال مجلس، آزادی احزاب، آزادی مطبوعات و امکان رقابت سیاسی را به شدت محدود کرد. مجلس در دوره رضا شاه و پس از ۱۳۳۲ عمدتاً تابع دربار شد.

محمدرضا شاه در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ به دلیل اشغال ایران، ضعف دربار، قدرت مجلس، حضور نیروهای سیاسی و نفوذ مصدق ناچار به تحمل نوعی تکثر سیاسی بود. اما پس از کودتای ۲۸ مرداد، همان روند مشروطه‌کشی پدر را با ابزارهای جدید ادامه داد: تمرکز قدرت در دربار، کنترل ارتش، تضعیف مجلس، سرکوب جبهه ملی و حزب توده، و ایجاد دستگاه امنیتی ساواک

خودکامگی حکومت محمدرضا شاه پس از کودتا  تشدید شد.

نقطه اوج این روند نظام تک‌حزبی رستاخیز بود که  با منطق مشروطه، یعنی رقابت سیاسی، امکان نظارت عمومی و پاسخ‌گویی قدرت، ناسازگار بود. مصدق جمهوری خواه نبود، بلکه مشروطه خواه بود. او برآن بودشاه باید سلطنت کند نه حکومت؛ دولت مسئول مجلس است. اما شاه در عمل محور ارتش، دولت، مجلس و تصمیم‌های اصلی شد

اعتراف سیا و آمریکا به کودتا علیه مصدق و به عقب راندن پروسه دمکراسی در ایران

اسناد منتشرشده سیا در سال ۲۰۱۳ تصریح می‌کنند: «کودتای نظامی که مصدق و کابینه جبهه ملی او را سرنگون کرد، تحت هدایت سیا و به عنوان اقدامی از سیاست خارجی ایالات متحده انجام شد.» این سند یکی از روشن‌ترین شواهد رسمی درباره نقش آمریکا است. مادلین آلبرایت، وزیر خارجه آمریکا، در ۱۷ مارس ۲۰۰۰ گفت: «در سال ۱۹۵۳ ایالات متحده نقش مهمی در سازماندهی سرنگونی نخست‌وزیر محبوب ایران، محمد مصدق، ایفا کرد.» او همچنین این کودتا را «عقب‌گردی برای توسعه سیاسی ایران» توصیف کرد.

اوباما در سخنرانی قاهره در ۴ ژوئن ۲۰۰۹ گفت: «در میانه جنگ سرد، ایالات متحده در سرنگونی یک دولت منتخب دموکراتیک ایران نقش داشت.» او در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۳ در مجمع عمومی سازمان ملل نیز بار دیگر به نقش آمریکا در سرنگونی دولت ایران در دوران جنگ سرد اشاره کرد.

هیلاری کلینتون نیز در مقام وزیر خارجه آمریکا به نقش آمریکا و بریتانیا در سرنگونی مصدق اذعان کرد، هرچند این اذعان در چارچوب توضیح «انتخاب‌های دشوار» جنگ سرد بیان شد و به اندازه سخنرانی آلبرایت یا اوباما، لحن عذرخواهانه نداشت.

بریتانیا برخلاف آمریکا هنوز به صورت رسمی و دولتی نقش خود در کودتای ۱۹۵۳ را نپذیرفته و معمولاً درباره «مسائل اطلاعاتی» اظهارنظر نمی‌کند. با این حال، اسناد و پژوهش‌ها نشان می‌دهند که طرح اولیه با عملیات بریتانیا آغاز شد و سپس با مشارکت آمریکا به عملیات آژاکش تبدیل شد. دیوید اوون، وزیر خارجه پیشین بریتانیا، در اوت ۲۰۲۳ خواستار آن شد که دولت بریتانیا سرانجام نقش خود را در کودتا بپذیرد. همین درخواست نشان می‌دهد که عذرخواهی رسمی لندن هنوز صورت نگرفته است.

مارک گازیوروفسکی در بررسی تاریخ رسمی سیا می‌نویسد که سیا تقریباً سه هفته برای جلب حمایت شاه فشار آورد، اما در طرح آمده بود که اگر لازم شود، کودتا بدون همکاری شاه نیز انجام خواهد شد.

. البته پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد، نقش نورمن داربیشایر، افسر ام‌آی‌۶، در اصرار بر ادامه عملیات برجسته است. گزارش گاردین در ۱۵ اوت ۲۰۲۳ می‌نویسد که وقتی سیا پس از شکست اولیه آماده توقف عملیات بود، داربیشایر از پایگاه مخفی بریتانیا در قبرس بر ادامه کار و فعال نگه داشتن شبکه‌های خیابانی پافشاری کرد.

هزینه کودتا و نقش آن در بسیج و اتحاد نظامیان و اوباشان

بر اساس گزارش مارک گازیوروفسکی از تاریخ رسمی سیا، در اوایل آوریل ۱۹۵۳، سیا مبلغ یک میلیون دلار در اختیار کودتاچیان گذاشت تا «به هر طریقی که موجب سقوط مصدق شود» استفاده شود. از این مبلغ دست‌کم ۶۰ هزار دلار، و احتمالاً بیشتر، به فضل‌الله زاهدی داده شد تا برای جلب دوستان و اثرگذاری بر افراد کلیدی هزینه کند. درست همانند کودتای سرهنگ ها در یونان ، نقش بسیج لمپن ها با حمایت نیروهای نظامی در سازماندهی کودتا علیه مصدق کلیدی بود.

گزارش نیویورک‌تایمز از تاریخ محرمانه سیا نیز می‌گوید که دو روز پس از موفقیت کودتا، سیا پنج میلیون دلار در اختیار رژیم زاهدی قرار داد تا دولت جدید تثبیت شود.

این پول‌ها برای چند هدف به کار رفتند: تبلیغات ضد مصدق، اثرگذاری بر مطبوعات، حمایت از شبکه رشیدیان، جلب سیاستمداران و افراد بانفوذ، سازماندهی تظاهرات خیابانی، تحریک آشوب، ایجاد ترس از حزب توده و جلب یا هماهنگی بخشی از نیروهای نظامی. گزارش نیویورک‌تایمز همچنین می‌گوید عوامل ایرانی همکار سیا گاه با ظاهر کمونیست‌ها به آزار روحانیون و حتی بمب‌گذاری در خانه یک روحانی دست زدند تا جامعه مذهبی را علیه دولت مصدق تحریک کنند.

علت کودتا: ملی شدن نفت یا ترس از شوروی؟

برای بریتانیا، علت بنیادی بحران ملی شدن صنعت نفت بود. شرکت نفت ایران و انگلیس، که بعدتر به بی‌پی تبدیل شد، یکی از مهم‌ترین دارایی‌های اقتصادی و استراتژیک بریتانیا بود. ملی شدن نفت در اسفند ۱۳۲۹ ضربه‌ای مستقیم به منافع نفتی، اعتبار امپراتوری و الگوی کنترل بریتانیا بر منابع خاورمیانه بود. بریتانیا پس از ملی شدن نفت، تحریم نفتی، فشار حقوقی، انزوای اقتصادی و سپس طرح برکناری مصدق را دنبال کرد.

برای آمریکا، مسئله در ابتدا پیچیده‌تر بود. دولت ترومن نسبت به کودتا مردد بود و بیشتر به مصالحه میان ایران و بریتانیا می‌اندیشید. اما با روی کار آمدن آیزنهاور در ژانویه ۱۹۵۳ و قدرت گرفتن جان فاستر دالس و آلن دالس، سیاست واشنگتن بیشتر در چارچوب جنگ سرد تعریف شد. در این فضا، فعالیت حزب توده و خطر بی‌ثباتی ایران به عنوان توجیه اصلی دخالت مطرح شد.

با این حال، بسیاری از پژوهشگران مانند یرواند آبراهامیان معتقدند که توضیح کودتا صرفاً با «ترس از کمونیسم» گمراه‌کننده است. به نظر او، هدف اصلی حفظ کنترل غرب بر نفت و جلوگیری از تثبیت الگوی دولت ملی مستقلی بود که می‌توانست در جهان پساکلونیال الهام‌بخش شود. به عبارت دقیق‌تر ملی شدن نفت علت بنیادی و اولیه بحران بود. ترس از شوروی و حزب توده عامل شتاب‌دهنده و موجه‌ساز کودتا برای آمریکا شد.

اما ادعای این که مصدق در حال افتادن به دامن شوروی بود درست نیست. مصدق نه کمونیست بود و نه خواهان وابستگی ایران به شوروی. او ملی‌گرای مشروطه‌خواهی بود که می‌خواست ایران از سلطه نفتی بریتانیا خارج شود و استقلال خود را از هر دو بلوک حفظ کند. اما وجود حزب توده و فضای جنگ سرد این امکان را به مخالفان داخلی و خارجی داد که دولت مستقل مصدق را به عنوان راهی به سوی کمونیسم تصویر کنند

نقش روحانیت و کاشانی: همراهی، شکاف و قرار گرفتن در جبهه مخالف مصدق

کاشانی در آغاز نهضت نفت، یکی از متحدان مهم مصدق بود. او با نفوذ بریتانیا مخالفت می‌کرد و بخشی از نیروهای مذهبی، بازار و شبکه‌های اجتماعی شهری را در حمایت از ملی شدن نفت بسیج کرد. اما پس از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ شکاف میان کاشانی و مصدق افزایش یافت. دلایل مهم آن عبارت بود از اختلاف بر سر اختیارات نخست‌وزیر، نقش مجلس، نگرانی کاشانی از نفوذ حزب توده، رقابت بر سر رهبری نهضت و مخالفت با رفراندوم انحلال مجلس.

در ماه‌های پایانی، کاشانی عملاً از مصدق فاصله گرفت و بخشی از شبکه‌های مذهبی و خیابانی نزدیک به مخالفان دولت در صف ضد مصدق قرار گرفتند. درباره میزان همکاری مستقیم شخص کاشانی با سیا یا ام‌آی‌۶ اختلاف وجود دارد، اما روشن است که شکاف میان نیروهای ملی و مذهبی یکی از زمینه‌های داخلی موفقیت کودتا بود.

پیامدهای کودتا: از تحقیر ملی تا انقلاب ۱۳۵۷

کودتای ۲۸ مرداد در ذهن بخش بزرگی از جامعه ایران به نماد تحقیر حاکمیت ملی تبدیل شد؛ زیرا دولتی که با شعار استقلال، ملی شدن نفت و تحدید قدرت سلطنت روی کار آمده بود، با دخالت خارجی و همکاری نیروهای داخلی سرنگون شد. شورای روابط خارجی آمریکا در تحلیلی می‌نویسد عملیات آژاکس ایران را به سوی خودکامگی راند و این تجربه، بعدها رؤسای جمهور آمریکا را به تأیید عملیات‌های مشابه برای سرنگونی دولت‌های ناخواسته تشویق کرد.

پس از کودتا، محمدرضا شاه قدرت بیشتری در دست گرفت، جبهه ملی و حزب توده سرکوب شدند، فضای مطبوعاتی بسته شد، ساواک تأسیس شد و راه اصلاحات قانونی محدودتر گردید. این روند نیروهای میانه‌رو، ملی و سکولار را تضعیف کرد و بخشی از جامعه را به این نتیجه رساند که اصلاحات پارلمانی در چارچوب سلطنت ممکن نیست. بنابراین کودتا تنها علت انقلاب ۱۳۵۷ نبود، اما از مهم‌ترین حلقه‌های زنجیره‌ای بود که به رادیکالیزه شدن سیاست، بی‌اعتمادی به آمریکا و گسترش مخالفت ضدسلطنتی انجامید.

درس تاریخی ۲۸ مرداد

درس مهم ۲۸ مرداد این است که دموکراسی فقط با محبوبیت یک رهبر یا ملی بودن یک برنامه حفظ نمی‌شود. دموکراسی به نهادهای پایدار، احزاب ریشه‌دار، مطبوعات آزاد، ارتش غیرسیاسی، مجلس مستقل، ائتلاف اجتماعی و قانون‌مندی نیاز دارد. مصدق نماینده یکی از جدی‌ترین تلاش‌ها برای پیوند استقلال ملی با مشروطه‌خواهی بود. اما دولت او در میانه فشار اقتصادی، تحریم نفتی، اختلافات داخلی، خطر حزب توده، دربار ناراضی، روحانیت دوپاره، ارتش غیرقابل اعتماد و مداخله خارجی گرفتار شد.

از سوی دیگر، تجربه پهلوی نشان داد که نوسازی بدون آزادی سیاسی می‌تواند به تمرکز قدرت و سرکوب بینجامد. رضا شاه و محمدرضا شاه هر دو نهادهای مدرن ساختند یا گسترش دادند، اما این نهادها را تابع قدرت سلطنت کردند. از همین رو پهلوی‌ها بیش از آنکه ادامه‌دهنده مشروطه باشند، ادامه‌دهنده روند مشروطه‌کشی بودند: قانون اساسی را نگه داشتند، اما روح آن را، یعنی محدودیت قدرت سلطنت و حاکمیت ملت، به حاشیه راندند.

بنابراین  ۲۸ مرداد را باید کودتایی با طراحی و حمایت آمریکا و بریتانیا خواند که بر شکاف‌های واقعی داخلی ایران سوار شد؛ ملی شدن نفت علت بنیادی بحران بود و ترس از گسترش نفوذ شوروی و حزب توده بهانه و شتاب‌دهنده سیاست براندازی شد؛ و پیامد آن، قطع شدن یکی از مهم‌ترین امکان‌های تاریخی ایران برای پیوند استقلال ملی، آزادی سیاسی و مشروطه‌گرایی پارلمانی بود.

امروز همچنان باید بر پیوند مبارزات دمکراتیک با استقلال ملی تاکید کرد در واقع صدای سومی را تقویت کرد که از انقلاب مشروطه در بر ابر روحانیت مرتجع و استبداد موروثی و استعمار و مداخله خارجی شکل گرفت. صدایی که  در دوره مصدق به اوج رسید و پس از کودتا به حاشیه رانده شد و به جای آن  حکومت اسلامی به قدرت رسید. امروز هم این صدای سوم است که با مخالفت با جنگ و مداخله خارجی و استبداد داخلی بر آرمان های انقلاب مشروطه و آرمانهای دکتر مصدق پافشاری می کند. هم از این رو  در تقابل با جمهوری اسلامی و جنگ طلبی، مبلغ صدای سوم صلح و دمکراسی است!

مهرداد درویش پور

 

مناظره مهرداد درویش پور و آریا کنگرلو در برنامه میدان صدای آمریکا درباره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲: انگیزه ها و پیامدهای آن

https://www.youtube.com/live/J9XqPt9Y4Fg

تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد, ۱۴۰۵ ۱:۳۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر – تیر ماه ۱۴۰۵

انقلاب ۱۳۵۷؛ خیزش میلیونی مردم ایران بود، نه حرکت چند گروه کوچک

بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان- در محکومیت کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

سه کودتای « ارزان » و « آسان » در تاریخ معاصر ایران !!!

سقوط تاریخی مصرف مواد غذایی در ایران