پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ - ۲۱:۵۲

پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ - ۲۱:۵۲

نقض موازین دادرسی عادلانه با سرشت این حکومت گره خورده است

محروم کردن رسمی متهمان سیاسی و «امنیتی» از حق داشتن وکیل مدافع در مراحل نخست دادرسی، تنها آخرین نمونه از سی و شش سال تعرض حکومت اسلامی به حقوق شهروندان ایران در امور مربوط به دادرسی عادلانه است.

محروم کردن رسمی متهمان سیاسی و «امنیتی» از حق داشتن وکیل مدافع در مراحل نخست دادرسی، تنها آخرین نمونه از سی و شش سال تعرض حکومت اسلامی به حقوق شهروندان ایران در امور مربوط به دادرسی عادلانه است. روحانیت شیعه در مسیر تجدد جامعه ایران که با بیداری تجلی یافته در انقلاب مشروطیت آغاز شد، برخی انحصارات و امتیازهای ویژه خود را از دست داد. در دو عرصه این از دست دادن حقوق ویژه، بر روحانیت بسیار گران آمد. یکی از این دو عرصه، آموزش بود و دیگری دادگستری. در عرصه آموزش، مدارس امروزی جای مکتب و ملا را گرفت و در عرصه قضا، دادگستری مدرن جای حکام شرع را. بیهوده نبود که از نخستین اقدامات حکومتی که با سرنگونی سلطنت به قدرت رسید، چنگ انداختن بر آموزش و پرورش و دستگاه قضایی بود. حتی پیش از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی و در دوره دولت موقت بود که خمینی، دو روحانی مورد اعتمادش یعنی بهشتی و موسوی اردبیلی را به بالاترین مقامات قضایی گماشت. بلافاصله پس از سرنگونی سلطنت، روحانیون در قالب دادگاه های انقلاب، نطفه قوه قضائیه حکومت فقها را تشکیل دادند. به بهانه شرایط انقلابی، ابتدایی ترین موازین دادرسی عادلانه و بنیادی ترین حقوق شهروندان در این عرصه پایمال حکومت جدید شد. پس از قانون اساسی، از نخستین قوانین مصوب جمهوری اسلامی، قانونی بود که نخست به «لایحه قصاص» معروف بود و نام کنونی آن «قانون مجازات اسلامی» است. شتاب در تصویب این قانون، اولویتهای حکومت اسلامی را نشان داد.

زندانیان سیاسی و عقیدتی، همواره قربانیان اصلی یورش حکومت اسلامی به اصول دادرسی عادلانه بوده اند. از حق داشتن وکیل که اینک از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی محدود شده است، زندانیان سیاسی دهه شصت به کلی محروم بودند. فیلمی از اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب تهران و همه کاره در زندان اوین در اوایل دهه شصت موجود است که در آن لاجوردی می گوید «خوشبختانه» هیچ وکیلی حاضر به دفاع از زندانیان سیاسی یا به قول لاجوردی «ضدانقلابی» نیست.

با کشتار هزاران زندانی سیاسی در سال شصت و هفت، جمهوری اسلامی کاری را که هفت سال پیش از آن آغاز کرده بود به پایان رساند. اعضای احزاب و سازمانهای مخالف جمهوری اسلامی حذف فیزیکی شدند و آنها که جان سالم به در بردند یا چاره ای جز مهاجرت به خارج از کشور ندیدند یا در داخل کشور از حق هر گونه تداوم فعالیت سیاسی قبلی خود محروم ماندند. پس از اتمام این سرکوب خونین، جمهوری اسلامی دیگر نیازی به نقض آشکار قانون اساسی و قوانین ناظر بر دادرسی خود نمی دید. در نتیجه، حکومت کوشید به حدی از «قانون مداری» تظاهر کند. پروژه حذف مخالفان سیاسی به گونه ای ادامه یافت که حکومت بتواند از مسئولیت مستقیم آن شانه خالی کند، یعنی به صورت ترور مخالفان در داخل و خارج از کشور.

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی علیرغم تظاهر به قانون مداری از پایان دهه شصت تا امروز، بیش از هر دستگاه حکومتی دیگر عرصه بی قانونی و خودسری است. «ستاره» های این دستگاه و معروفترین چهره هایش امثال سعید مرتضوی بوده اند. جمله «قوه قضاییه به وظیفه اش عمل کند» همواره حکم یک تهدید را دارد. پشتوانه این تهدید، اجرای سالانه صدها حکم اعدام، حبس غیرقانونی و احکام به شدت طالمانه علیه زندانیان سیاسی و اعمال انواع و اقسام شکنجه هاست. قوه قضاییه، شمشیر تیز حکومت علیه شهروندان است در حالی که یکی از وظایف آن باید رسیدگی به شکایات شهروندان از حکومت باشد. در مواردی، قاضی و دادگاه تنها دستوربگیر نهادهایی مانند وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران اند. در قوه قضاییه جمهوری اسلامی، حکم کتبی به دست زندانیان سیاسی نمی دهند. زندانیان سیاسی از حقوق مصرحه در قانون اساسی خود نظام نیز محروم اند. نه از رسیدگی علنی به جرایم مطبوعاتی خبری است و نه از صدور قرار قضایی در بیست و چهار ساعت نخست پس از بازداشت. اکنون با محروم کردن متهمان سیاسی از داشتن وکیل در مراحل اولیه قضایی، باز قوانین دیگر خودشان را نقض کرده اند.

همان گونه که از شرایط لازم حکومت قانون و دمکراسی، یک دادگستری مستقل و ملزم به رعایت اصول دادرسی عادلانه است، از شرایط لازم تداوم یک حکومت استبدادی مانند حکومت فقها نیز قوه قضاییه ای است که دادرسی عادلانه را نقض کند. نقض اصول دادرسی عادلانه، با سرشت حکومت جمهوری اسلامی گره خورده است. قوه قضاییه ای که حقوق شهروندان را فدای منافع قدرت کند، حکم یکی از ستونهای نظام را دارد که اگر بدان خللی وارد آید، بنیان این نظام به لرزه خواهد افتاد. این ستون، از آخرین ارکان حکومت است که فرو خواهد ریخت.

سهراب مبشری
۲۰ ژوئیه ۲۰۱۵
 

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۳۰ تیر, ۱۳۹۴ ۴:۳۵ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

تحریم انفعال نیست بلکه یک خواست اخلاقی و سیاسی است و یک حرکت مدنی برای دفاع از حق مشروع خویش است .در شرایطی رژِیم بیش از ۸۰ درصداز جامعه ناراضی را از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محرم کرده است….

مرگِ سیاه

و تنها کسی که نمی خواست بداند،
که زندگی جاری است،
دستانی بود که اسلحه بر دست،
جز تداوم خویش را نمی پائید.

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

حساسیت این انتخابات چنان است که نه فقط به معنی شروع دوره‌ پساخامنه‌ای دانست، بلکه می توان آن را از جهتی با توجه به رسیدن نظام به‌ سنگر پایانی خود به‌ عنوان شام آخر و چه بسا سلطان‌ آخر سلسه ولایت فقیه دانست.

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

نام الیاس و خبر قتل‌اش چند روز بعد از مرگ او در یکی دو روزنامه علنی شد. نباید صدایش را در می‌آوردند، راننده از خودی‌های نظام بود. او را به راحتی کشتند؛ مثل خیلی از دخترها و پسرهایی که در خیابان فریاد می‌زدند: زن، زندگی، آزادی….

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

مرگِ سیاه

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

مصاحبه با رفیق فرخ نعمت‌پور در مورد انتخابات مجلس و خبرگان ١۴٠٢

انتخابات و مواضع نیروها؛ با شرکت مجید عبدالرحیم‌پور، فرهاد فرجاد و فرخ نگهدار؛ پادکست صوتی و تصویری