سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۰:۰۷

پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۷

اتخاذ سیاست بر پایه آرزوبررسی دو برخورد سیاسی به عواقب انتخابات

اگرچه مسئولیت مستقیم عواقب ناخواسته و ناشی از تقابل ناچاری مردم با سرکوب، جمهوری اسلامی است، اما دور زدن پتانسیل سیاسی در ایران که اکنون در مقابله با رهبری، شورای نگهبان و سایر ارگانهای غیردمکراتیک ایستاده اند و دادن نوید "انقلابی قریب الوقوع"، خلع سلاح جنبش واقعی و جوان کنونی و به قول شاملو "شلیک در گاودانی است".

کشور ما دو هفته پر تب وتاب را پشت سر گذاشت. دو هفته ای که بی شک مهر خود را بر تاریخ مدرن جامعه ما خواهد کوبید. در اینجا لازم نمی بینم که به سیر وقایع بعد از انتخابات بپردازم که در این رابطه بیشمار نوشته انتشار پیدا کرده است. آنچه مایلم به آن بپردازم نوع برخورد سیاسی دو گرایش به ظاهر متفاوت در خارج از قدرت حکومتی است:
یکی برخورد سیاسی گرایشاتی است که انتخابات را تحریم و آن را به دلیل نمایشی و غیردمکراتیک بودنش محکوم کرده و مردم را به دست شستن از شرکت در فعالیتهای سیاسی مرتبط با سیستم حاکم و قطع امید ازبازیگران این عرصه دعوت کردند. گرایشی که از راست و با تحلیل جمهوری اسلامی بعنوان غاصب میراث ۲۵۰۰ ساله و مانع پیشرفت در حال تحقق سالهای ۵۰ شمسی، به رویدادها می نگرد و اکنون می توان به جرات گفت که تنها جریانیست که ادعا می کند که انقلاب ۵۷ توطئه انگلیس و آمریکا بوده است برای جلوگیری از پیشرفت و عظمت ایران. این خواستگاه هیچ نوع مصالحه ای را شایسته نمی داند، امیدی در نظام ندیده و هرگونه دلبستگی به اصلاح طلبان را تا حد وطن فروشی و غیرایرانی بودن تنزل می دهد. بی علت نیست که شایعه غیرایرانی بودن عده ای از سرکوبگران به مذاق این دیدگاه بس خوش می آید، زیرا که دامن ایرانی از لکه ننگ سرکوب هموطن دور خواهد ماند. برای این گرایش اعتراضات مردمی “عاقل” شدن آنان در دوری از حکومتیان و حتی اصلاح طلبان است و نزدیکی به تحلیل آنها. اینان از این خیزش مردمی احساس شعف کرده و سعی در کشاندن آن به سوی رویاروئی با کل نظام دارند.
از سوئی دیگر گرایشی است که یا با سیاست تحریم هم سو بوده و یا سرکوب معترضین را همان گونه تحلیل میکند، اما خاستگاهی متفاوت دارد. این گرایش جمهوری اسلامی را به شکست کشاننده انقلاب بهمن می داند و با وجود تشخیص طیفهای مختلف در حاکمیت، نیروهای اصلاح طلب را فاقد قدرت لازم و پی گیری کافی در تغییر اوضاع کشور می داند. این دیدگاه نیز اعتراضات مردمی بعد از ۲۲ خرداد را آغاز پایان کل حاکمیت، بریده شدن وسیع مردم از سیستم و در برخی موارد نوید بخش انقلاب سریع الوقوع می بیند.
برای گرایش اول هر نوع جابجائی قدرت در سیستم سیاسی ایران می تواند مطلوب تر ازشرایط کنونی باشد، به شرط آن که “دمکراسی” رعایت شود و به آنها هم حق شرکت در حیات سیاسی داده شود. این گرایش سالهاست از عرصه حرکت موثر سیاسی در ایران بدور است و هر شانسی ولو در حد هزارم درصد را برای تاثیر گذاری بهتر از هیچ کنونی می بیند و بحق هم که چنین است. آنان چیزی ندارند که از دست دهند. تعجب آور نیست که این گرایش شعار اتحاد عمومی تقریبا با همه کس را میدهد و حاضر است با همه گروه های سیاسی، حتی دشمنان قسم خورده نظام پیشین بر سر یک میز و سفره بنشیند، زیرا هر اتفاقی در جهت دفع جمهوری اسلامی از هیچ کنونی بهتر است.
اما برای گرایش دوم تنها آن تغییر و انقلابی مقبول نظر است که سیستم سیاسی کشور را در جهت دمکراسی و ایده های برابری خواهانه پیش ببرد. آنان خواستهای مردمی را نه در جهت بازگشت بلکه در مسیر گسترش عدالت می دانند و معتقدند که تحقق خواستهای مردمی دوران بهمن در سد سیستم جمهوری اسلامی متوقف شده، و خیزش کنونی ادامه طبیعی، گرچه متفاوت و مدرن شده همان خواستهاست.
هر دوی این خاستگاه ها اکنون چشم به این خیزش عمومی مردمی دارند و امیدوارند که گسترش و تعمیق پیدا کرده، در تقابل با کل نظام و سیستم سیاسی و نظامی آن قرار بگیرد و در نهایت به بزیر کشیدن جمهوری اسلامی بیانجامد. برخی از این دوستان مشارکت بالای مردمی در انتخابات را دور میزنند، آن را مورد شک و شامل تقلب نمی بینند اما با تکرار “ما که از همان اول گفتیم!” تقلب و عدم تاثیر مشارکت را تائید کننده سیاست خود می دانند. این دوستان شرکت گسترده مردم را به عنوان عاملی حساس در مقاومت گسترده پس از ۲۲ خرداد نمی بینند. این دوستان تاثیر شعار “رای مرا پس بگیر!” را دست کم در ابتدای همگرائی مردم فراموش می کنند.
صرف نظر از اختلافها پیرامون وسعت، ساختار، جنس و خواستهای این خیزش مردمی، به جرات می توان گفت که توافقی بر سر “روشنفکری” بودن آن وجود دارد. شرکت کنندگان در این جنبش جوانان، روشنفکران (وکلا، نویسندگان، شاعران، هنرمندان و …)، قشر تحصیلکردۀ زنان شهری و سیاسیون خارج و حاشیه نظام سیاسی ایرانند. گرچه خواست این حرکت را نمی توان مطلقا به خواستهای سیاسی برای تغییر در سیستم اداره کشور محدود کرد، اما خواستهای صنفی و طبقاتی دست کم در شرایط فعلی جای کمی را اشغال می کنند. این خواستها به دلیل عدم تجربه کافی و نبود جامعه مدنی گسترده از پراکنده بودن و عدم سازماندهی خاصی رنج می برند. خالی بودن فضای ۳۰ ساله کشور از احزاب سیاسی اپوزیسیون و عدم تحمل هر گونه فعالیت مدنی متشکل از طرف حاکمان، جنبش را از تعمیق بازداشته است. تلاش هراسان تظاهرکنندگان برای نگاه داشتن موسوی در صحنه را می توان تلاشی برای پر کردن این جای خالی در مسیر جنبش دانست. این جنبش هنوز اندامی برای خود نساخته و از اتمیزه بودن و بخصوص از نداشتن “سر” در رنج است. در دنیای وارونه سیاست ایران این رهبران سیاسی نیستند که بدنبال هواداران سیاست خود می گردند، بلکه توده وسیعی است که بدنبال نمادیست که بتوانند خواستهای خود را درآن تجلی داده و حول محور آن سازمان یابد.
در این شرایط که گرد و غبار سرکوب و حوادث سریع این دو هفته هنوز کدرکننده دید بینندگان نگران این جنبش است، پیشگوئی در رابطه با آینده بس مشکل می نماید. بر این نکته باید اضافه کنم که هر نوع تحلیل ناشی از تعجیل، بیهوده، گمراه کننده و گاه خطرناک می شود. برای تائید لازم است اشاره شود که گر چه بیشتر مفسرین از اختلاف نظرها و اختلافات سیاسی درون جناحهای حکومت آگاه بودند، اما باید صادقانه اعتراف کرد که این گونه شقه شدن نظام سیاسی و عمق این اختلاف تا بدان حد که ولی فقیه را این گونه به مداخله و طرفداری بکشاند و همراهی گرایشهائی که تا دیروز رقیب هم شناخته می شدند، در کنار هم ، غیرمنتظره بود. نمایش ولی فقیه همه حیثیت سیاسی، نظامی، مذهبی و اجتماعی کل نظام را به بازی گذاشت و قماری شد که تنها یک بازنده داشت. آنچه این قمار را الزامی کرد پیامی بود که راس هرم قدرت به بدنه این ساختار داد: اگر شائبه ای در میان بسیجیان، پاسداران، نیروهای مسلح پراکنده و لباس شخصی و کارگزاران دورتر سیستم وجود دارد، که چه کسی در نظام خودی تر محسوب می شود، این شک باید برطرف شود. بدین گونه است که شمایل جمهوری اسلامی به لاغرترین شکل خود رسیده است. دیگر در میان قدرتمداران واقعی حکومت کسی برای اخراج نمانده است. شجاعت جنبش مردمی نیز آبروی نظام را به سخره گرفت و قرمزترین خطهای آن را شکست. هیچ کس نمی تواند این پیروزی را از مردم بگیرد و بی گمان این پیروزی در تجمع انرژی پتانسیل جنبش آتی تاثیرات بزرگی خواهد داشت.
آنچه در این میان تعجب و نگرانی من را برانگیخت برخورد دوستانی در میان گرایش گفته شدۀ دوم بود مبنی بر نوید “انقلابی” قریب الوقوع. اگر چه همان گونه که اشاره کردم پتانسیل حرکت در مسیرهای بیشماری در این جنبش وجود دارد و آینده آن بستگی مستقیم و غیرمستقیم به تصمیمات روزانه مداخله کنندگان و نوع واکنش حاکمیت دارد، اما درست همین امکان “انقلاب” نوید داده شده، باید نگرانی واقع بینانه سیاسیون متعهد را برانگیزد. تجربیات ما از انقلاب بهمن و مطالعات ما در زمینه جنبشهای اجتماعی به ما یاد داده است، که گر چه یک انقلاب صورت مشخصی ندارد و می تواند سریع، مسالمت آمیز، آرام و یا خونین و مسلحانه باشد، اما در ماهیت خود قدرت گرفتن آماده ترین گروه سیاسی پس از فروپاشی است و این گروه الزاما قدیمی ترین و متشکلترین و یا با برنامه ترین و دمکرات ترین نخواهد بود. این گروه سیاسیون هم الزاما بیشترین نیروی “توده مردم” را با خود ندارند و در بهترین حالت آماده ترین گروه الیته را برای بدست گرفتن قدرت سیاسی و جلب اعتماد سیستم نظامی و اداری در اختیار دارند. نبود سابقه دمکراسی و تجربه کار دمکراتیک وهمچنین عدم رشد سازمانهای مدنی در ایران پیروزی و تثبیت چنین “انقلابی” را محتمل می کند. این مسیری از پیش تعیین شده در “جبر تاریخ” نیست. این امکان و گاهی خطری است که می تواند جنبش مردمی را نیز تهدید کند.
برای من همان گونه که پیشتر اشاره کردم قابل فهم است که پیروان گرایش اول از این نوع پیش بینیهای “شجاعانه” استقبال کنند، اما آیا پیروان گرایش دوم استطاعت و امکان این چنین سرمایه گذاری پر هزینه و خطری را دارند؟ آیا آنان آمادگی این را دارند که در میدان رقابت قدرتگیری با رقبائی هماوردی کنند که گاهی از امکانات گسترده اما نه الزاما مشروعی برخوردارند؟ آیا این دوستان به این فکر کرده اند که در پاشیده شدن شیرازه سیستم اداره کشور، آنهم بعد از رژیمی ایدئولوژیک که تار و پود زندگی مردم را با خواستهای خود در هم تنیده، چگونه توده مردم انقلاب کرده را حول محور خواستهای خود گرد خواهد آورد؟
این سوالات نه مخالفت با عملی کردن پیشزمینه هائی است که پیروزی نیروهای ترقیخواه، عدالت جو و دمکرات را متحقق می کند، بلکه به زیر سوال بردن وجود واقعی این امکانات است. می توان هم خواهان تغییر هر چه سریعتر این حکومت حتی به شکل انقلابی آن بود، اما اطمینان نسبی به تحقق خواستهای دمکراتیک و عدالت خواهانه و “بهتر” شدن شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور را یک پیش شرط اساسی دانست. برای ایجاد این پیش شرط، اقدامی به گستردگی کل جامعه و ایجاد وسیعترین جنبش و سازمانهای مدنی الزامی می نماید. این توصیه به بی عملی سیاسی نیست. اگرچه مسئولیت مستقیم عواقب ناخواسته و ناشی از تقابل ناچاری مردم با سرکوب، جمهوری اسلامی است، اما دور زدن پتانسیل سیاسی در ایران که اکنون در مقابله با رهبری، شورای نگهبان و سایر ارگانهای غیردمکراتیک ایستاده اند و دادن نوید “انقلابی قریب الوقوع”، خلع سلاح جنبش واقعی و جوان کنونی و به قول شاملو “شلیک در گاودانی است”.

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۶ تیر, ۱۳۸۸ ۹:۵۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

گرامی باد یاد جزنی و یاران!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در پنجاه و یکمین سالگرد قتل رفیق بیژن جزنی و یارانش، با میراث ضدامپریالیستی، عدالت طلبانه و آزادیخواهانه فدائیان خلق تجدید عهد می کنیم. مقاومت جانانه مردم ایران در برابر تجاوز امپریالیستی – صهیونیستی، ادامه نبرد ضداستعماری رئیس‌علی ها، حیدر عمواوغلی ها، مصدق ها و جزنی هاست.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرخش در بوداپست؛ پیامدهای داخلی و بین‌المللی شکست اوربان

شهناز قراگزلو: نقش جامعه، به‌ویژه نسل جوان، در این تحول برجسته بود. مشارکت بی‌سابقهٔ رأی‌دهندگان نشان داد که بخش بزرگی از مردم خواهان تغییرند و انتخابات را به نوعی همه‌پرسی علیه وضعیت موجود تبدیل کردند. این حضور گسترده، مشروعیت نتیجه را تقویت و انتظارات تازه‌ای را به دولت جدید تحمیل کرد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیست‌ونهمین «تحلیل هفته» | چپ، جنگ تدافعی و دفاع از میهن | منوچهر صالحی، سهراب مبشری، مرتضی صادقی

ایران پس از جنگ: فرسایش مشروعیت، شکاف در بالا، بازسازی از پایین

لیبرالیسم، جنبش روشنگری، و نبوغ جان لاک

پیام به اومانیته ارگان حزب کمونیست فرانسه…

بحران چندلایه دیابت در ایران؛ از کمبود انسولین تا نابرابری درمان

جبهه اصلاحات ایران: اعتماد به تیم مذاکره‌کننده به عنوان کارگزاران اراده ملی، شرط لازم پیشبرد توافق پایدار است