سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۳ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۱:۴۹

چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۴۹

نیچه دوستی، سوء تفاهمی غیرانتقادی؟

اختلاف نظر مورخین فلسفه غرب پیرامون نیچه (1900-1844 ) و آثارش چنان عظیم است که خواننده ی دوستدار فلسفه، به نقد در علوم اجتماعی شک می کند. گروهی نیچه را جاده صاف کن و ایدئولوگ فاشیسم می نامند، گروه دیگری او را یک نابغه مبارز فرهنگی علیه دین و اخلاق پیشین. ماکس هایمر از مکتب فرانکفورت می پرسد آیا نیچه متفکری بزرگتر از مارکس نبود؟ مارکوزه می گوید نیچه بدشانس ترین شخصیت تاریخ فلسفه است...

 

اختلاف نظر مورخین فلسفه غرب پیرامون نیچه (۱۹۰۰-۱۸۴۴ ) و آثارش چنان عظیم است که خواننده ی دوستدار فلسفه، به نقد در علوم اجتماعی شک می  کند. گروهی نیچه را جاده صاف کن و ایدئولوگ فاشیسم می  نامند، گروه دیگری او را یک نابغه مبارز فرهنگی علیه دین و اخلاق پیشین.

ماکس هایمر از مکتب فرانکفورت می  پرسد آیا نیچه متفکری بزرگتر از مارکس نبود؟ مارکوزه می  گوید نیچه بدشانس ترین شخصیت تاریخ فلسفه است چون بیسوادان و لمپن ها هم مغرضانه از گفته هایش سوء استفاده کردند. امروزه فراموش شده که نخستین بار آمریکایی ها بودند که با کمک متفکری بنام “گ. هال” از نظرات نیچه برای قتل عام سرخپوستان در سال ۱۹۰۴ سوء استفاده کردند.

فلسفه نیچه رابطه ای تنگاتنگ با زندگی او داشت. بدون بیوگرافی نیچه فهم فلسفه او غیرممکن است. او خود را یکی از آوانگاردهای فرهنگ زمانش بشمار می  آورد. مورخین سیر اندیشه، نیچه را رادیکال ترین متفکر قرن ۱۹ و در کنار مارکس و کیرکگارد، سومین فیلسوف “براندازی” می  نامند.

افکار نیچه غالباً در سنت فکری مکتب رمانتیک اند. او خود را طبیب یک فرهنگ بیمار می  دانست. نیچه کتاب “چنین گفت زردشت” خود را فصل پنجم کتاب انجیل نامید. او در این کتاب می  نویسد که زمان پادشاهان گذشته و خلق دیگر نیازی به شاه حکمران ندارد. نیچه بالاترین هدف در زندگی را دیدار و ملاقات با خود می  داند و می  گفت ناسیونالیسم نشانه دوران انسان گله ایست. او کلیسا و پیام مسحیت را نیز رد نمود ولی خود عیسی مسیح را باشرفترین انسان تاریخ نامید.

مارکسیست ها نیچه را فیلسوف سرمایه کلان دوره پیش از اوج کاپیتالیسم نامیدند. از نظر مورخین مارکسیست، نیجه فیلسوف و شاعری آته ایست، پیشگام “فلسفه زندگی” امپریالیستی، اندیشمند خردگریزی و منتقد جامعه مسیحی بورژوایی است که خواهان “انقلاب راستگرایان” بود. لوکاچ نیچه را ایدئولوگ بورژوازی نامید. او می  گفت نیچه اصول توحش را وارد فلسفه نمود چون اصل اخلاق ماکیاولی اش ضد اخلاقی است. لوکاچ در سال ۱۹۶۲ در مقاله “نابودی عقل” نوشت که اصول فاشیسم روی جریانات خردگریزی مانند نیچه قرار داشت.

آدرنو اخلاق غیرانسانی نیچه را جوابی به مشکلات قرن ۱۹ اروپا مانند رشد داروینیسم و اشاعه مسیحیت ارتجاعی می  دانست. نیچه مسیحیت و یهودیت را دلیل ابتذال اروپا تا قرن ۱۹ بشمار می  آورد. او می  گفت هر گذشته ای ارزش آن را دارد که فراموش ومحکوم گردد. نیچه به نفی “هدفمند بودن تاریخ” در نظر مارکس پرداخت. آثار نیچه از آغاز در غالب کشورهای استالینیستی بلوک شرق سابق ممنوع شدند.

نیچه در کنار فویرباخ یکی از منتقدین دین و مذهب در غرب است. بنظر او هدف فلسفه باید جواب مثبت به زندگی باشد و نه رد و انکار آن. اگر هگل را فیلسوف دین بنامند، نیچه و فویرباخ را باید از جمله فیلسوفان منقد دین بشمار آورد. اعلان مرگ خدا در سال ۱۸۸۸ در کتاب “دانش فرحبخش” را می  توان آغاز آته ایسم مدرن در غرب دانست. نیچه در سال ۱۸۶۱ به این نتیجه رسید که مسیحیت یک دین خیالی است چون نه خدایی و نه روحی و نه معجزه ای وجود دارد.

نیچه از ایده آلیسم آغازین به ناتورالیسم در فلسفه رسید و کوشید تا ابتذال و سقوط زمان خود را با اشاره به اخلاق مسیحی و یکه تازی مذهب نشان دهد. او می  گفت تا زمانی که آخوندهای مسیحی انسان متعالی بحساب آیند به انسانهای دیگر توهین شده است ولی دیری نخواهد گذشت که مردم برای روحانیون مسیحی ارزشی قائل نخواهند شد، چون کلیساها قبرستانی برای مسیحیان و گودالهایی برای خدایان شده اند.

نیچه خود را نقطه اوج نیهلیسم اروپایی می  دید؛ نیهلیستی که نتیجه مرگ خدا بود. او می  گفت مقوله خدا قدیمی ترین دروغی است که بشر برای خود ساخته است. جهان نباید سالن رقص خشونت مرگ آور خدایان دروغین گردد. او از زبان زردشت می  گوید که عشق تنها معنی هستی است چون لذت می  خواهد ابدی گردد. مهمترین موضوع فلسفه نیچه عشق او به سرنوشت است. در نظر او نیروی محرک جهان، تراژدی انسان است و بزرگترین دستاورد فرهنگ یونان، تئوریزه کردن تراژدی بود.

در رابطه با نیچه اشاره می  شود که نیهلیسم مقدمه و پایه جهانبینی متافیزیک است و تاریخ فقط دور می  زند و تکرار می  شود و نه بهشتی وجود دارد و نه اتوپی و نه سوسیالیسمی. چون تاریخ مدام تکرار می  گردد و بهشتی وجود نخواهد داشت، این تکرار ابدی، نوع فوق العاده نیهلیسم نیز است. مفاهیم اخلاقی که انسان غربی از سنت مسیحی همراه خود آورد، ارزش خود را بعد از چند قرن از دست داده اند. نیچه فرهنگ مدرن را با اشاره به صنعتی شدن جامعه، بی خون و مرده نامید. او به دفاع استتیک از تاریخ می  پردازد و می  گوید اگر تاریخ نتواند علم باشد، پس باید هنر شود.

نیچه خواهان بازگشت به دوره آرکائیک پیش از سقراطی است یعنی به دوره فلسفه در عصر تراژدی یونانی. فلسفه ایده آلیستی با طرح اصطلاح حقیقت جهانی فاصله ای بین انسان و جهان انداخت، چون جهان را به دو بخش حقیقی و ظاهری تقسیم کرد. نیچه چون کیرکگارد می  گفت باید به انتقاد زبان فلسفی پرداخت که تاکنون مورد استفاده فلسفه ایده الیستی قرار گرفته چون واژه های فلسفی به سبب وابستگی ایدئولوژیک شان قادر به بیان منظور جدیدی نیستند. نیچه مبلغ یک رادیکالیسم تاریخی است و می  گفت در اروپا ارزشهای یهودی و دینی سرانجام بر ارزشهای فرهنگ رومی غالب شدند. در نظر فاشیسم، هستی و واقعیت باید از عقیده و ایمان تقلید کنند و نه بر عکس.

تفکرات غیرسیستماتیک نیچه را می  توان غیر از فلسفه فرهنگ و فلسفه اخلاق، فرهنگ زندگی دانست؛ چون زندگی پایه هستی و وجود انسان است. او از جمله وظایف فلسفه را تعریف و تفسیر زندگی انسان می  داند. فلسفه نیچه بعدها موجب تولد فلسفه اگزیستنسیالیسم در غرب شد. تئوری ابرانسان او با نظریه تکامل و تنازع بقای داروین خویشاوند گردید. او می  گفت انسان حلقه ایست میان میمون و ابرانسان.

نیچه مدعی بود که هر ایدئولوژی اخلاقی به نیهلیسم می رسد، و میان زندگی بیولوژیک و زندگی فرهنگی باید فرق گذاشت. اشتباه نیچه در آنجاست که نژاد را ناقل تمدن می دانست. او متوجه نبود که از نژاد باید یک معنی و تعریف فرهنگی نمود. از طرف دیگر فاشیسم مبلغ فرهنگ شهادت و قربانی و خشونت است چون انسان باید همیشه آماده خودکشی و از جان گذشتگی باشد. وی می گفت اگر در آینده حقیقت با دروغ وارد نبرد شود، جهان شاهد زمین لرزه ای عظیم خواهد شد. بعدها اتفاق دو جنگ جهانی در غرب این پیشگویی او را ثابت نمود.

در نظر نیچه، زبان، هنر است و نه وسیله ای برای علم و کشف حقیقت، و موسیقی قویترین رسانه بیان است. او در رابطه با زبان و عقل می گوید چون ما هنوز به دستور زبان و گرامر وابسته ایم، از بحث وجود خدا آزادشدنی نیستیم. نیچه بدون شک غیر از فلسفه، یکی از مهمترین شاعران زبان آلمانی نیز است. کتاب “چنین گفت زردشت” نیچه حاوی مهمترین افکار فلسفی او است. زردشت در این کتاب نامی است ادبی-خیالی و نه حقیقی-تاریخی.

تاریخ انتشار : ۲۳ بهمن, ۱۳۹۳ ۲:۵۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

در رثای حسین حسینخانی، مدیر نشر آگاه

نه قدرت‌های غارتگر، نه حکومت سرکوب‌گر؛ مردم تنها مالکان سرنوشت خویش‌اند!

سازمان ملل نام اسرائیل را به «لیست سیاه» خشونت‌های جنسی در مناطق جنگی اضافه کرد

مدارا، عدالت و شنیدن روایت‌های دیگران، توافق‌هایی برای آینده‌ی ایران

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ بنیامین نقدی به اعدام محکوم شد

میان زمین و هوا