سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۷:۴۶

شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۶

گالیا درخیال

ورودی کوچه یک سرازیری سنگفرش شده بود و خانه‌ی «دخترارمنی» در ابتدای کوچه باریک قرار داشت. خانه‌ایی با یک ساختمان دواشکوبه با سقفی سفالی و بالکنی با نرده‌های چوبی ِآبی رنگ وگلدان‌های شمعدانی که زیبایی خیره‌کننده‌ای به کوچه می‌داد... خانم‌ارمنی را همه می‌شناختند... هرچند بچه‌ها را از آنها می‌ترساندند؛ اما همنشینی‌با پسر کوچک‌شان که همبازی بچه‌ها بود و بامادرها که به خانه‌شان رفت وآمد داشتند؛ موجب شده بود که کمی ترسشان بریزد!...

 

 گالیا_در_خیال

 به یاد سایه‌ی آفتاب که گفته بود:

«آذرخش از کوه می‌آمد فرود

چون سواری سرخ بر اسبی کبود»

ورودی کوچه یک سرازیری سنگفرش شده بود و خانه‌ی «دخترارمنی» در ابتدای کوچه باریک قرار داشت. خانه‌ایی با یک ساختمان دواشکوبه با سقفی سفالی و بالکنی با نرده‌های چوبی ِآبی رنگ وگلدان‌های شمعدانی که زیبایی خیره‌کننده‌ای به کوچه می‌داد… خانم‌ارمنی را همه می‌شناختند… هرچند بچه‌ها را از آنها می‌ترساندند؛ اما همنشینی‌با پسر کوچک‌شان که همبازی بچه‌ها بود و بامادرها که به خانه‌شان رفت وآمد داشتند؛ موجب شده بود که کمی ترسشان بریزد!… 

«دخترارمنی» دختر ِبزرگ‌شان بود. خیلی بزرگتر از آن بچه‌ها. زیبا بود و باسنگینی، وقار و آرامشی خاص در کوچه رفت‌وآمد می‌کرد. کفشهایش، دامن ِگلدارش وموهای سیاه به رنگ شبق‌اش، مورد توجه پسرهای بزرگتر ِکوچه بود؛ اماهیچکس جرئت چپ نگاه کردن به او را نداشت؛ چون هم‌کوچه ای بود و هم‌محله ای وازهم مهمتر خانم ارمنی اُبهتی داشت درآن کوی و برزن…

هیچ‌‌کس نمی دانست ازکجا وکی  مرد ِجوان ِشهرِباران، «دخترارمنی» را دیده بود… قدم زدن های ِوقت وبی وقت او، سیگار کشیدن عصرهای ِپاییز در همان محله و زیر تکچراغ کوچه را خیلی‌ها دیده بودند و خیلی چیزها می‌گفتند… بعد هم همان سال، مردِ جوان رفت به «پاتخت» که مهندس شود یا به قول یکی از همسایه‌ها از جادوی ِ«دخترارمنی» فراری‌اش دادند! و به قول دوستی فقط وقت همه راتلف کردند!… آن جادو، آن خنده که آدم را انگار به صبح ِفردا امیدوار می‌کرد و یقه همه را گرفته بود؛ کار خودش را کرده بود! بچه‌ها دوست داشتند آنها بهم برسند وبزرگترها آرزو داشتند عاقل باشند آن‌ها تا زخمی! نخورند… «دختر ارمنی» اما بی توجه به همه‌ی اهالی، همانند پری کوچکی توی بالکن ونرده‌های آبی رنگ می‌چرخید وصدای پیانودرس دادنش از اتاق ِمهمانخانه‌شان به گوش ِکوچه هم می‌رسید… آهنگ‌های زیبا که هنوزهم در خاطره‌هاست… بعدها فقط گاهی عصرها، بچه‌های محله اورامی‌دیدند با همان موهای مشکی به رنگ شبق و کمی غمگین…

دربحبوحه سال‌های۳۲_۳۱ مرد ِجوان که حالا سری درسرها پیدا کرده بود؛ او را بطور اتفاقی درخیابان نادری پایتخت دید… دختر ارمنی ازروبرو می‌آمد… هیچکدام‌شان واکنشی نشان ندادند. حتی برهم نگشتند!تا یکدیگررا ببینند…اما چهره‌‌ی‌شان دگرگون گشته بود؛ گویا هردو یکدیگر را شناخته بودند…

درزیر ارغوانِ پیر، زن که در انبوه جمعیت، آرام و بیقرار می‌آمد… انگشتان کشیده اش…آه!… یاد آن جعبه‌ی جادویی خانه‌ی دواشکوبه… دیگر چهره‌اش آن جوانی و طراوت را نداشت… لرزش صورت، لبها و چشمان پراز اشکش… وموهای سفیدی که از گوشه روسری‌اش نمایان بود؛ و شعر آن شاعر جوان درآن سال‌های دور:

«دیرست گالیا!

در گوش من فسانهٔ دلدادگی مخوان 

دیگر ز من ترانهٔ شوریدگی مخواه

دیریست گالیا! به ره افتاد کاروان

عشق من و تو؟…آه

 این هم حکایتی است

اما در این زمانه که درمانده هر کسی

از بهر نان ِشب

دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست…*۱»  

اکنون سالهاست که گذرهیچ‌کسی به آن کوچه وآن محله نیفتاده؛ انگار همه از آن کوچه‌ی سنگفرش ِبن‌بست، از آن همه هیاهو، «هیاهوی زمان*۲ »… به یکباره گریخته‌اند!…

 

*۱- بخشی از شعر گالیا سروده‌شده در اوایل دهه۳۰  اثر هوشنگ ابتهاج متخلص به ه.ا.سایه؛ شاعر و پژوهشگر…

*۲- نام کتابی از «جولین بارنز»ترجمه ی «پیمان خاکسار»… روایت زندگی «دمیتری دمیترویچ شوستاکویج»آهنگساز مشهور قرن بیستم…

#زبان_نگاه⬇️⬇️ 

شعر:#هوشنگ_ابتهاج  ۶ اسفند ۱۳۰۶رشت، ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ کلن

ملودی وآهنگ:#پرواز_همای «سعید جعفرزاده‌احمد‌سرگورابی» زاده۲۰بهمن ۱۳۵۸ 

@jane_shifteham

@khosroye_shirindahanan

 اَمُرداد ۱۴۰۱

@apahlavan

بخش : شعر
تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد, ۱۴۰۱ ۱۰:۱۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن

چه شنیدید؟ آزادی، آزادی و آزادی*

در راستای سامان‌یابی طبقۀ کارگر ایران!

آن روزهای ماه