سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۴ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۳:۴۶

پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۶

عدالت، تمرکززدایی و همبستگی ملی

ایران می‌تواند از تجربه‌های جهانی بیاموزد، اما نمی‌تواند نسخه‌ای آماده را بدون توجه به بستر تاریخی خود اجرا کند. راه نجات کشور در بازسازی اعتماد میان دولت و جامعه، تمرکززدایی مسئولانه، توسعه متوازن و تضمین حقوق برابر شهروندی است. در چنین چارچوبی، نه نیازی به فدرالیسم قومی خواهد بود و نه به تداوم رویکردهای امنیتی. انسجام ملی زمانی پایدار می‌ماند که همه شهروندان، فارغ از زبان و فرهنگ، خود را در سرنوشت مشترک این سرزمین سهیم بدانند.

ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده است که مسئله «وحدت ملی» دیگر صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی است. منطقه پیرامونی ایران طی سه دهه اخیر شاهد فروپاشی دولت‌ها، جنگ‌های داخلی و شکل‌گیری واحدهای سیاسی شکننده بوده است. در چنین محیط ژئوپلیتیکی، کوچک‌ترین خطا در مدیریت شکاف‌های اجتماعی می‌تواند به بحرانی عمیق تبدیل شود. با این حال، پاسخ به مسئله انسجام ملی نه در تمرکزگرایی سخت و امنیتی خلاصه می‌شود و نه در نسخه‌برداری شتاب‌زده از الگوهای فدرال.

برای فهم دقیق مسئله، ابتدا باید ریشه‌های واگرایی را درست تشخیص داد. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که تجزیه‌طلبی معمولاً محصول «تنوع» نیست؛ بلکه پیامد ترکیب نابرابری اقتصادی، انسداد سیاسی، رقابت نخبگان و مداخله خارجی است. فروپاشی یوگسلاوی نمونه روشنی است: بحران بدهی، رکود اقتصادی و رقابت ملی‌گرایی‌های سیاسی، ساختار فدرال را از درون تهی کرد. در عراق پس از ۲۰۰۳، فدرالیسم در شرایط اشغال خارجی و تضعیف اقتدار ملی، به تثبیت مرزبندی‌های قومی ـ مذهبی انجامید. در سوریه نیز هم‌زمان با فروپاشی ساختار اقتصادی و ورود بازیگران خارجی، مناطق نفوذ عملاً جایگزین حاکمیت یکپارچه شدند.

این تجربه‌ها نشان می‌دهد که وقتی عدالت اقتصادی و مشارکت سیاسی تضعیف شود، هر ساختار حقوقی می‌تواند به میدان رقابت‌های هویتی تبدیل شود. بنابراین در ایران نیز مسئله اصلی نه «قومیت»، بلکه «ساختار توزیع قدرت و منابع» است.

فدرالیسم معمولاً به‌عنوان راه‌حل تمرکزگرایی معرفی می‌شود، اما این مفهوم در جهان اشکال گوناگون دارد و نمی‌توان آن را یک الگوی جهان‌شمول دانست. برای نمونه، آلمان بر پایه ایالاتی شکل گرفت که پیش از اتحاد، دولت‌های مستقل بودند و با توافق سیاسی به وحدت رسیدند. یا سوئیس حاصل پیمان تاریخی کانتون‌هایی است که قرن‌ها پیش از شکل‌گیری دولت مدرن، نوعی خودمختاری عملی داشتند. در دوره نفوذ ناپلئون بناپارت، ساختار متمرکز «جمهوری هلوتیک» بر سوئیس تحمیل شد، اما این تجربه ناکام ماند و پس از آن، با «قانون میانجی‌گری» و سپس قانون اساسی ۱۸۴۸، شکل فدرال تثبیت شد. بنابراین فدرالیسم سوئیس محصول تقسیم قومی جدید نبود، بلکه نتیجه سازش تاریخی واحدهای قدیمی در یک چارچوب ملی بود.

در مقابل، اسپانیا اساساً یک دولت فدرال کلاسیک نیست. قانون اساسی ۱۹۷۸ این کشور، نظام «دولت خودمختاری‌ها» را ایجاد کرد تا تمرکز را کاهش دهد. با این حال، بحران استقلال‌طلبی کاتالونیا در سال ۲۰۱۷ نشان داد که خودمختاری گسترده، اگر با همگرایی اقتصادی و هویت ملی مشترک همراه نباشد، می‌تواند به مطالبه جدایی رسمی بینجامد. تفاوت اساسی میان سوئیس و اسپانیا در همین‌جاست: اولی بر پایه پیمان تاریخی کانتون‌های پیشین شکل گرفت، دومی یک دولت واحد بود که برای مدیریت تنوع به تمرکززدایی گسترده روی آورد.

نمونه دیگر، امارات متحده عربی است که ساختار فدرال دارد، اما اداره آن مبتنی بر پادشاهی‌های موروثی و سازوکارهای قبیله‌ای است. این مثال نشان می‌دهد که فدرالیسم به‌خودی‌خود ضامن دموکراسی، عدالت یا مشارکت برابر نیست؛ آنچه تعیین‌کننده است، نحوه توزیع واقعی قدرت و پاسخگویی نهادهاست.

حال باید پرسید: آیا ایران شرایط تاریخی مشابه آلمان یا سوئیس را دارد؟ پاسخ منفی است. استان‌های ایران واحدهای مستقل تاریخی با سابقه دولت‌داری جداگانه نبوده‌اند که بعدها در قالب پیمان فدرال متحد شده باشند. از سوی دیگر، جمعیت ایران در بسیاری از مناطق درهم‌تنیده است و مرزبندی دقیق قومی عملاً ممکن نیست. در چنین وضعیتی، تبدیل مرزهای اداری به مرزهای هویتی می‌تواند به رقابت‌های پرهزینه بر سر منابع، آب، بودجه و حتی هویت سیاسی بینجامد؛ به‌ویژه در محیطی که رقابت قدرت‌های خارجی همواره فعال است.

با این حال، رد فدرالیسم به معنای پذیرش تمرکزگرایی مطلق نیست. تمرکز شدید در تصمیم‌گیری، توزیع نامتوازن منابع و محدودیت مشارکت سیاسی، خود می‌تواند احساس بی‌عدالتی ایجاد کند و زمینه نارضایتی منطقه‌ای را افزایش دهد. بنابراین راه‌حل، یک «مدل میانی» است: تمرکززدایی عمیق اداری و مالی در چارچوب دولت واحد.

تمرکززدایی واقعی به معنای واگذاری اختیارات برنامه‌ریزی توسعه، بودجه‌ریزی منطقه‌ای، آموزش و مدیریت منابع محلی به نهادهای منتخب استانی است، در حالی که سیاست‌های کلان اقتصادی، امنیتی و خارجی در سطح ملی باقی می‌ماند. چنین الگویی می‌تواند مشارکت را افزایش دهد، بدون آنکه حاکمیت ملی را قطعه‌قطعه کند.

هم‌زمان، توسعه متوازن مناطق کمترتوسعه‌یافته باید به اولویت ملی تبدیل شود. شکاف مرکز ـ پیرامون، اگر اصلاح نشود، می‌تواند به شکاف هویتی تبدیل شود. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، اشتغال پایدار، آموزش و خدمات عمومی در مناطق مرزی، نه‌تنها سیاست اقتصادی بلکه سیاستی برای تقویت همبستگی ملی است.

مسئله اساسی دیگر، نحوه مواجهه با مطالبات مدنی است. تجربه جهانی نشان داده است که سرکوب طولانی‌مدت، حتی اگر با هدف حفظ نظم صورت گیرد، در نهایت به بی‌اعتمادی گسترده می‌انجامد. جامعه‌ای که امکان بیان مسالمت‌آمیز مطالبات و اصلاح تدریجی را داشته باشد، کمتر به سوی گسست‌های خشونت‌آمیز حرکت می‌کند. تقویت نهادهای مدنی سراسری، احزاب فراگیر ملی و رسانه‌های مسئول، می‌تواند جایگزین رقابت‌های هویتی شود.

از منظر نظری نیز باید توجه داشت که انسجام ملی پایدار زمانی شکل می‌گیرد که سه عنصر هم‌زمان تقویت شوند: عدالت اجتماعی، مشارکت سیاسی و هویت مشترک فراگیر. اگر یکی از این سه تضعیف شود، دو عنصر دیگر نیز آسیب می‌بینند. وحدت بدون عدالت پایدار نیست؛ عدالت بدون مشارکت نهادینه نمی‌شود؛ و مشارکت بدون چارچوب ملی مشترک به پراکندگی می‌انجامد.

ایران می‌تواند از تجربه‌های جهانی بیاموزد، اما نمی‌تواند نسخه‌ای آماده را بدون توجه به بستر تاریخی خود اجرا کند. راه نجات کشور در بازسازی اعتماد میان دولت و جامعه، تمرکززدایی مسئولانه، توسعه متوازن و تضمین حقوق برابر شهروندی است. در چنین چارچوبی، نه نیازی به فدرالیسم قومی خواهد بود و نه به تداوم رویکردهای امنیتی. انسجام ملی زمانی پایدار می‌ماند که همه شهروندان، فارغ از زبان و فرهنگ، خود را در سرنوشت مشترک این سرزمین سهیم بدانند.

تاریخ انتشار : ۱۴ اسفند, ۱۴۰۴ ۱۱:۳۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آمار ۴۰ هزار کشته اعتراضات ایران از کجا آمده است؟

تنگهٔ هرمز به قدمت تاریخ کهن است

ارزش یارانه و کالابرگ، فقط ۷ دلار است/ شعاری پوپولیستی به نام «افزایش مبلغ کالابرگ»

روزنوشت‌های زنی که آب به طبقه‌ی آنها در کشتی‌ رسیده

گرامشی، هژمونی بدیل و ائتلاف‌های اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های جامعهٔ مدنی در مالزی

سم‌ساز اعظم؛ فصل سوم: سوژه‌های داوطلب و غیر داوطلب.