سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۲:۴۸

شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۸

بستن تنگه هرمز؛ ناقوس مرگ اقتدار آمریکا

حدود ۲۶ سال پیش، صدام حسین تصمیم گرفت صادرات نفت عراق را به‌جای دلار، بر پایه یورو قیمت‌گذاری کند. این اقدام، هم نمادین و هم عملی، تلاشی برای کاهش فشار تحریم‌های آمریکا بود. اما اشغال عراق و سرانجام اعدام او، پیامی روشن برای کشورهای منطقه داشت: هر کشوری که سلطه دلار را به چالش بکشد، ممکن است با فشارهای شدید سیاسی و حتی نظامی روبه‌رو شود.

این جنگ‌ها با ایران نه درباره آزادی و صلح، بلکه درباره نفت و دلار هستند. به گفته برخی مقامات آمریکایی، ایران نه قصد حمله داشته و نه به ساخت سلاح هسته‌ای نزدیک بوده است. این سخنان نه «خبر فیک» است، نه «خبر سیاه» و نه «خبر خاکستری»، بلکه نقل‌قولی از یک چهره سیاسی شناخته‌شده، یعنی «تینو کروپالا» از رهبران حزب AfD (آلترناتیو برای آلمان) است؛ کسی که به‌درستی می‌پرسد: «پس هدف این جنگ چیست؟»

در همین چارچوب، این نوشته می‌کوشد با بررسی روند «دلارزدایی» در کشورهای نفتی غرب آسیا، اهداف واقعی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران را روشن سازد.

حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه (۹ اسفند) آغاز شد و اکنون وارد دومین ماه خود شده است. پس از ناکامی در دستیابی به اهدافی همچون فروپاشی نظام سیاسی جمهوری اسلامی یا تجزیه ایران، گزارش‌ها حاکی از آن است که دولت ترامپ و مشاورانش سناریوی حمله زمینی، از جمله تصرف جزیره خارک برای بازگشایی تنگه هرمز، را در دستور بررسی قرار داده‌اند.

با این حال، ریشه اصلی این درگیری را باید در یک چالش راهبردی عمیق‌تر جست‌وجو کرد: «دلارزدایی». روندی که از سوی برخی کشورهای منطقه، از جمله ایران، دنبال شده و به‌طور مستقیم سلطه مالی آمریکا را هدف قرار داده است.

برای درک بهتر این روند، باید به پیشینه تلاش‌ها برای کنار گذاشتن دلار در تجارت انرژی نگاهی انداخت. حدود ۲۶ سال پیش، صدام حسین تصمیم گرفت صادرات نفت عراق را به‌جای دلار، بر پایه یورو قیمت‌گذاری کند. این اقدام، هم نمادین و هم عملی، تلاشی برای کاهش فشار تحریم‌های آمریکا بود. اما اشغال عراق و سرانجام اعدام او، پیامی روشن برای کشورهای منطقه داشت: هر کشوری که سلطه دلار را به چالش بکشد، ممکن است با فشارهای شدید سیاسی و حتی نظامی روبه‌رو شود.

حدود سه دهه بعد، جمهوری اسلامی ایران نیز در مسیری مشابه گام برداشت. در سال ۲۰۲۱، ایران توافقی راهبردی ۲۵ ساله با چین امضا کرد و فروش بخشی از نفت خود را با «یوان» آغاز نمود. در ابتدا، آمریکا این روند را قابل مهار ارزیابی می‌کرد، اما این سیاست به ایران محدود نماند.

در سال ۲۰۲۳، توافقی میان شرکت آرامکوی عربستان و یک شرکت چینی منعقد شد که بخشی از تجارت نفت را به یوان منتقل کرد. در همان سال، قطر نیز قراردادی بلندمدت برای صادرات گاز طبیعی به چین امضا کرد که در آن دلار کنار گذاشته شد.

تا سال ۲۰۲۵، این تحولات به نگرانی جدی برای آمریکا تبدیل شد. محمد بن سلمان در تلاش بود عربستان را به بازیگری میانجی میان آمریکا و قدرت‌های نوظهور، از جمله بریکس، تبدیل کند. هم‌زمان، امارات به مرکزی برای مبادلات مالی میان ایران و چین بدل شد و به‌سوی همکاری گسترده‌تر با بریکس حرکت کرد.

کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز همکاری‌های اقتصادی خود را با چین و کشورهای آسیای جنوب شرقی گسترش دادند؛ روندی که نشان‌دهنده چرخش تدریجی اقتصاد منطقه به‌سوی شرق است. طبیعی بود که آمریکا نمی‌توانست نسبت به این تحولات بی‌تفاوت بماند.

در واکنش، واشنگتن راهبرد «مهار انرژی» را در پیش گرفت؛ راهبردی که در آن، کشورهایی مانند ونزوئلا نیز تحت فشار قرار گرفتند تا مسیرهای تأمین انرژی در چارچوب منافع آمریکا باقی بماند.

با این همه، ایران بر سیاست دلارزدایی خود پافشاری کرد؛ عاملی که به‌تدریج به یکی از محورهای اصلی تنش و در نهایت، زمینه‌ساز آغاز حملات نظامی شد.

در ۲۸ فوریه، آمریکا و اسرائیل با این تصور که ایران به‌سرعت مهار خواهد شد، حملات هوایی را آغاز کردند. اما این برآورد از همان ابتدا با خطا همراه بود. جنگ ادامه یافت و دامنه آن به منطقه خلیج فارس کشیده شد.

در این میان، تنگه هرمز به نقطه‌ای تعیین‌کننده بدل شد. این آبراهه که حدود ۲۰ تا ۳۸ درصد از تجارت جهانی نفت از آن عبور می‌کند، نقشی حیاتی در اقتصاد جهانی دارد. حتی کاهش نسبی تردد در این مسیر نیز پیامدهای گسترده‌ای در بازارهای جهانی به‌همراه داشته است.

نکته قابل تأمل آن است که بخش قابل‌توجهی از این پیامدهای اقتصادی، متوجه متحدان منطقه‌ای آمریکا شده؛ امری که نشان‌دهنده محاسبات نادرست در آغاز این درگیری است.

بستن یا حتی محدود شدن تنگه هرمز، صرفاً یک مسئله انرژی نیست، بلکه زنجیره‌های تأمین جهانی، صنعت تا مواد غذایی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. تداوم این وضعیت می‌تواند آن را به نقطه عطفی در اقتصاد جهانی تبدیل کند.

چنین سناریویی، می‌تواند به کاهش سهم دلار در ذخایر جهانی، تضعیف جایگاه اقتصادی و نظامی آمریکا، و تسریع شکل‌گیری نظمی چندقطبی بینجامد.

در نهایت، بحران تنگه هرمز را باید فراتر از یک درگیری منطقه‌ای دانست؛ این بحران، به آزمونی تعیین‌کننده برای آینده نظم جهانی بدل شده است.

مهرزاد وطن‌آبادی

تاریخ انتشار : ۱۴ فروردین, ۱۴۰۵ ۳:۳۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن

چه شنیدید؟ آزادی، آزادی و آزادی*