سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۵:۵۱

چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۵۱

جستار واکاوی و درنگی بر وضعیت خشونت بار غزه!

دریدا بخوبی ردِّ آن چیزی را که اکنون نیست، ولی می تواند در آینده و در حوادث آیندگانی وجود داشته باشد می دید و آن را جست و جو می کرد و تلاش داشت این خطر را یادآوری کند. چنانکه می توان ردی از هر ظلم و ستمی را که اکنون برجاست، در گذشته آن جست، و در آینده آن نیز پی گرفت و مشاهده کرد.

تولید و بازتولید خشونتِ امروز، به بهانه ظلم رفته و نسل کشی پیشین بر قوم یهود.

برآنم تا در این نوشته کوتاه، از آنچه به نام قوم/ هویت و قربانی/ هویت، برساخته شده، و مدام دارد بخورد رسانه و مردم داده می شود، تا امر کشتار و نسل کشی پیش روی مردم غزه/ فلسطین را به محاق ببرد، و مشروعیت ببخشد، سخن بگویم تا خردمند خود بیاندیشد و از میان این غبار سرشار از خون، حقیقت را ببیند و بر کشتن صحه نگذارد، حال از هر سوی که می خواهد باشد.

در این جا می خواهم از سخنان تامل برانگیز ژاک دریدا، فیلسوف برجسته عصر حاضر بهره بگیرم که می گوید: « آینده همیشه هیولاست! و از خون آشامی سرمایه که مرده است و از سرمایه زنده، که نیروی کار است، تغذیه می کند». درواقع او با دریافت و واکاوی تاریخ خونبار بشری، با ذکر مثال هایی از خون آشام و دراکولا و… و بازسازی و بازتولید آنها در شکل های گوناگون، در زندگی امروز بشری، نظر خود را گسترش می دهد. او همچنین زندگی آیندگانی و تصورآیندگانی را تصوری هیولایی می بیند. و از همین روست که بر هیولاهای خون آشام و دراکولاها تاکید می ورزد. یعنی آن مرده ای که زنده می شود، و زندگان و زندگی را می بلعد و درعین حال، قربانیان خود را به خون آشامانی دگر، بدل می سازد. به گمان من، این هیولا ها، به همان مفهموم دریدایی، امروز در شکل های قومی و مذهبی مدام درحال تکرارشدن اند و خون انسان را می ریزند و می بلعند و از آنها خون آشامانی نو، باقی می گذارند.

دریدا بخوبی ردِّ آن چیزی را که اکنون نیست، ولی می تواند در آینده و در حوادث آیندگانی وجود داشته باشد می دید و آن را جست و جو می کرد و تلاش داشت این خطر را یادآوری کند. چنانکه می توان ردی از هر ظلم و ستمی را که اکنون برجاست، در گذشته آن جست، و در آینده آن نیز پی گرفت و مشاهده کرد.

به قیاس سخن بالا به روایت زیر نگاهی بیاندازیم: چندین دهه پیش، تاریخ بشری، متاسفانه شاهد یک موقعیت هیولایی، که فاشیست ها ساختند و ستمی چندان دردناک را بر قوم یهود راندند، بوده است، و حالا این قوم، خود، بدل به یک فاشسیت به مراتب خطرناک تر گشته، این همان هیولایی ست که دریدا می گوید زنده می شود تا خون آیندگان را ببلعد. راست های افراطی قوم یهود( تو بخوان خون آشامان جدید)، بناحق و به اشتباه، بازیابی حق خویش را در کشتن و نادیدن قومی دیگر می جویند. این موقعیت، همان بازآفرینی یک موقعیت هیولایی ست، و برخاستن خون آشام دگر، که بزودی می تواند صلح را برای دهه ها در منطقه به مخاطره بیاندازد و حتی پایه های صلح جهانی و پایدار را بلرزه درآورد.

آنچه راست ها و نتانیاهو، بدلیل شکست های پیاپی حزب شان در انتخابات، قادر به دیدن و تحلیلش نیستند، این است که؛ نمی توانی باد بکاری و انتظار حاصل داشته باشی. بزرگ خردمند ما، فرودسی بزرگ سرود «نگر تا چه کاری، همان بدروی!». تاوان ظلم رفته بر قوم یهود را نمی‌توان از ملتی دیگر گرفت، و دایم چشم طمع به زیست و سرزمین شان داشت، و بعد همچون مردمانی گول، انتظار آرامش داشت و صلح داشت!

به جرات می توان گفت، این ستم مداوم چندین دهه بر مردم فلسطین و غزه و پاس نداشتن زندگی انسانی شان؛ رد خون‌آشامی دگر را برای آیندگان ترسیم خواهد کرد. این ستم بی حد انسانی، این شقاوت بی مرز در بازتولید خشونت؛ از سوی احزاب راست یهود، دودی به چشم مردم منطقه و جهان خواهد ریخت که جمع کردنش آسان نخواهد بود، مگر فی‌الفور تمامی تهاجم ها متوقف شود!

امروزه، رسانه های کج نما و تحت سلطه راست و کارتل های تولید سلاح، با شدت و حدت، از ستم رفته در حمله حماس، که به طور قطع محکوم است! سخن می گویند، آن هم با بلندگویی به وسعت رسانه های جهانی، درحالی که بیش از یک هفته است که مردم غزه، زیر بدترین بمباران و فشارهای غیر انسانی قرارگرفته اند، که به جرات می توان، آن را نوعی نسل کشی آشکار خواند، اما صدایی برای بازتابی این ستم رفته، از این رسانه ها که نشان از نوع‌دوستی باشد، به گوش نمی رسد.
دیشب، حال خفگی داشتم؛ وقتی شبکه اینترنشنال داشت گزارشی از کشته شدن مرد اسراییلی، توسط حماس پخش می کرد. البته او هم سه نفر را کشته بود و حالا گزارش از زبان همسر او منتشر می شد. قطعا هر کسی که انسان را به مثابه انسان حرمت گذارد، نمی تواند بر حمایت از هیچ گروهی که ناگاه بر سرمردم فرود آید صحه گذارد، سمت و سوی اش هم فرقی نمی کند. به گمان نگارنده، آنچه می تواند به این کشتار و خشونت و شقاوت پایان دهد، تنها درخواست توقف ادامه چنین خشونت هایی ست و پای فشردن و رسیدگی به امور مورد مناقشه، آن هم در شرایط صلح و آرامش. و به طور قطع جوامع بین المللی و ذهن بیدار بشری باید بر صلحی پایدار مداومت ورزند، وگرنه آنچه نصیب جامعه جهانی/بشری خواهد شد، بحران های بیشتر و خشم های انفجاری ست که دودش به چشم همگان خواهد رفت و داستان های پر آب چشمی خواهد شد، که کس نتواند از آن سالم بدرآید!

خوب بیاد داریم که، جامعه بشری همین دوسال پیش با تمام گوشت و پوستش درک کرد، به چه میزان زندگی امروز ما، درهم تنیده با دیگر مردم و جوامع است و اگر نظریه پروانه ای، دیروز به یک شوخی می مانست، امروز، موضوعی ست که ما را به اندیشه ورزی بیشتر وا می‌دارد.
به گمان من، به طور قطع و یقین، باز به گواه تاریخ، این تباهی و ظلم، مشغول تولید خشونت و ظلم های دیگر در دل خود است، و همانگونه که تاکنون تاریخ خاورمیانه، و بویژه این بخش از جغرافیای مورد نزاع نشان داده، باز باید شاهد خشونت و بازتولید آن باشیم، مگر مردم جهان به خودآگاهی برسند، و یکبار برای همیشه چشم بگشایند، و سیاستمداران خود را تحت فشار قراردهند تا بخود آیند و بپذیرند؛ اگر بر قومی ظلمی رفته، حقانیت و دلیلی نمی شود تا آنها بر دیگر مردم، دوچندان آن ظلم را آوار کنند، و هیچ کس نتواند زبان نقد بر آنها بگشاید؛ بلکه باید برای همیشه، برای سرزمین و مردم فلسطین و اسراییل، فکری درخور کرد، تا این خشونت و تکرار و بازتولیدش متوقف شود، وگرنه بزودی واکنش های خشونت بار از سوی این مردم ستمدیده، احتناب ناپذیر خواهد بود. به سخن دیگر، چشم بستن بر دهه ها ستم که بر مردم سرزمین های اشغالی این منطقه رفته و مدام امنیت و زندگی آرام را ازآنها ربوده، و پیش روی سودجویانه و طمع ورزانه راست های اسراییل، و نیز سیاستمداران وابسته به کارتل و تراست ها؛ سبب و باعث قطعی چنین نسل کشی ها و خشونت هایی ست که امروز در قرن حاضر روی می دهد. پس بر جامعه بین المل ضروری ست از یک بام و دو هوا دست بردارد و شفاف و آَشکار پاسدار حقوق ملت ها باشد نه قدرتمندان و قلدرها.

با تاسف باید بگویم، بدا به حال انسان امروزین، که با تمام دست آوردهایش برای رفاه انسان، همچنان در دستان مشتی سرمایه دار و نژادپرست که از خون و تباهی کودک و مردم تغذیه می کنند، و همچون خون آشام و دراکولاهای واقعی، زندگی و صلح را از زندگی مردم می ربایند، اسیراست. و خوشا دریدا که نماند تا هیولاهای این قرن ( طالبان/ القاعده/ داعش و افراطی ها از هر نژاد و مذهب) را ببیند.

بامید اندیشه ورزی و برقراری صلحی پایدار!
با دلتنگی تمام از وضعیت موجود!

تاریخ انتشار : ۱ آبان, ۱۴۰۲ ۲:۲۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فناوری بهتر فقط می‌تواند در یک سیستم پساسرمایه‌داری توسعه یابد

شلیک موشک‌ها؛ آغاز جنگ یا آخرین فرصت برای مذاکره؟

جنگ که می آید همه شکست می خورند

بیانیه اعتراضی حزب اتحاد ملت نسبت به تداوم روند اعدام‌ها

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

لامرد؛ فاجعه‌ای که در سایه ماند