این متن ترجمهٔ گزارشی است از نشریهٔ کلاسهکامپن که پرنیله سولهایم Pernille Solheim آن را در تاریخ ۱۳ ژانویه نوشته است.
به نظر میرسد رژیم ایران به نقطهای رسیده که ناچار است میان دو گزینه یکی را انتخاب کند: توافق با دونالد ترامپ یا فروپاشی نظام.
اعتراضها در ایران ظاهراً پایانی ندارند و با هر واکنش خشنتر حکومت، احتمال آن افزایش مییابد که حتی کسانی که تا امروز از رژیم حمایت کردهاند، علیه آن موضع بگیرند. همزمان، اقتصاد ایران در بحرانی عمیق فرو رفته است؛ بحرانی که نتیجهٔ تحریمها، تورم و فروپاشی ارزش پول ملی است. پاسخدادن به مطالبات جمعیتی خشمگین عملاً ناممکن است، حتی اگر حکومت واقعاً ارادهٔ انجام آن را داشته باشد.
در کنار اینها، رژیم ایران با تهدیدهای دونالد ترامپ دربارهٔ مداخلهٔ نظامی نیز روبهروست.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد رژیم گزینههای اندکی پیش رو دارد؛ شاید تنها یک راه باقی مانده باشد: دستیابی به توافق با رئیسجمهور ایالات متحده.
درخواست برای مذاکره
روزنامهٔ کلاسهکامپن دیروز به نقل از علی الفونه Ali Alfoneh، پژوهشگر مؤسسهٔ Arab Gulf States Institute، نوشت که رژیم ایران ممکن است اکنون به سراغ یک «استراتژی بقای ونزوئلایی» برود.
به گفتهٔ او، این استراتژی به معنای کنار گذاشتن رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، «تماس با ترامپ، درخواست کاهش تحریمها، دعوت از شرکتهای نفتی آمریکایی برای بازگشت به ایران، تثبیت اقتصاد و حفظ نظام» است.
در همان روز، دونالد ترامپ گفت که «رهبران ایران» خواهان مذاکرات جدید شدهاند.
او به نقل از Axios گفت: «ما میتوانیم با آنها دیدار کنیم. یک ملاقات در حال تنظیم است، اما ممکن است بهدلیل آنچه در حال رخ دادن است، پیش از آن مجبور به اقدام شویم». «نبود چنین توافقی به انشقاقهای سیاسی، فرسایش انسجام نیروهای مسلح و در نهایت فروپاشی منجر خواهد شد.»
علی الفونه، مؤسسهٔ Arab Gulf States Institute در همین حال، وزیر خارجهٔ ایران عباس عراقچی سفر خود به لبنان را لغو کرد تا با وزیر خارجهٔ عمان، سید بدر بن حمد البوسعیدی Sayyid Badr bin Hamad al-Busaidi، دیدار کند.
همانطور که وبسایت Drop Site News اشاره میکند، عمان مدتهاست نقش میانجی در گفتوگوهای میان آمریکا و رژیم ایران را ایفا میکند؛ از جمله در مذاکرات هستهای سال گذشته که ناگهان در پی حملهٔ مشترک اسرائیل و آمریکا به ایران متوقف شد.
در انتظار تصمیم ترامپ
به گزارش شرکت رسانهای و تحلیلی Amwaj Media مستقر در لندن، بخشهایی از بالاترین سطوح سیاسی ایران اکنون برای ازسرگیری تماسهای دیپلماتیک با آمریکا فشار میآورند.
با این حال، منابعی با ارتباط نزدیک به ساختار قدرت در تهران به این رسانه گفتهاند که این تلاش دیپلماتیک «احتمالاً از پیش محکوم به شکست است، اگر ترامپ تهدیدهای خود مبنی بر بمباران ایران برای دومین بار طی هفت ماه را عملی کند».
مقامهای ایرانی هشدار دادهاند که در صورت حمله، اهداف آمریکایی در خاورمیانه «مشروع» خواهند بود. ترامپ در واکنش گفت که در آن صورت ایران با نیرویی مواجه خواهد شد که «هرگز پیش از این تجربه نکرده است».
او افزود: «حتی باورشان نخواهد شد.»
منابع Amwaj Media گمان میکنند که عمان در آخر هفته پیامی شبیه به یک اولتیماتوم از سوی آمریکا به ایران منتقل کرده است. این ادعا از سوی یک منبع سیاسی بلندپایهٔ دیگر «قاطعانه رد شد» و او پیشنهادهای البوسعیدی al-Busaidis را صرفاً «ایدهها» توصیف کرد.
به گفتهٔ دو منبع، قرار است امروز برنامهٔ آمریکا دربارهٔ ایران، از جمله اینکه آیا «در پی سرنگونی حکومت هستند یا نه»، نهایی شود.
امتیازدهیهای احتمالی ایران؟
دَنی سیترینوویچ Danny Citrinowicz، رئیس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، معتقد است که اکنون در حلقهٔ درونی خامنهای کشمکشی جدی بر سر مسیر آیندهٔ رژیم در جریان است. به گفتهٔ او، تمایل شخص خامنهای رد خواستههای آمریکا و پرهیز از هرگونه امتیازدهیای است که بتواند بهعنوان تسلیم تعبیر شود.
اما سیترینوویچ در شبکهٔ X مینویسد: «بازیگران مختلفی در اطراف او ، بهویژه رئیسجمهور پزشکیان، این بار بهخوبی از عمق بحرانی که ایران در آن گرفتار شده آگاهاند. آنها میدانند که حتی اگر رژیم موفق شود موج اعتراضها را سرکوب کند، وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور همچنان دشوار باقی خواهد ماند و نیازمند تغییر مسیر است». او میافزاید: «این تغییر پیش از یک حملهٔ احتمالی آمریکا رخ خواهد داد یا پس از آن؟ مشخص نیست.»
علی الفونه نیز معتقد است که بخشی از رژیم اکنون توافق با ترامپ را کلید بقا میداند. او مینویسد: «اما نبود چنین توافقی به انشقاقهای سیاسی، فرسایش انسجام نیروهای مسلح و در نهایت فروپاشی خواهد انجامید.»




1 Comment
مطلب قابل تأملی است. اما باید مقایسه ای نه تنها میان موقعیت ژئواستراتژیک ایران و ونزوئلا انجام داد، بلکه باید شباهتها و تفاوتهای خامنه ای و مارودو را هم به لحاظ شرایط و امکانات سنجید. در مورد اول ایران به لحاظ منابع نفتی و معدنی خود و اصرار به حفظ استقلال در مقابل آمریکا با ونزوئلا شباهتهایی دارد، اما برتری فراوانی به لحاظ امکانات سوق الجیشی و حامیان منطقه ای خود نسبت به ونزوئلا دارد. نفوذ سیاسی و عقیدتی در میان گروهها و نحله های سیاسی منطقه که بعضاً نزدیک به قدرت هستند، دارد. در سطح رقبای جهانی آمریکا، اهمیت ونزوئلا برای روسیه و چین هیچگاه به اندازه اهمیت ایران نیست. از سوی دیگر امریکا قادر نیست یک حکومت ثابت در ایران بر سر کار بیاورد که فرض شود چین و روسیه هم ناگزیر و با هر دلایلی بتوانند با آن کنار بیایند. امریکا تنها با تلاشی و تجزیه ایران می تواند موقعیت اسرائیل را تحکیم و رابطه وابستگانش را در منطقه با گماشته خود ردیف کند. امری که برای روسیه و چین به هیچوجه قابل پذیرش نیست. در مورد دو هم خامنه ای نه یک رئیس جمهور که رهبر دینی یک کشور هم هست و سپاه پاسداران نیروی کمی و کیفی است که مادورو از ان محروم بود. خیلی ها می گویند رودریگرز با ترامپ کنار آمده بود به نظر من این درست نیست. و ضمناً امروز هم ترامپ اعلام کرد که خودش فعلاً ریاست جمهوری ونزوئلا را عهده دار می شود تا فرد معینی را بیابد!که این خود می تواند دلیل بی اعتمادی او به خانم رودریگرز باشد. اکه حتا اگر حدس آن بعضی ها را هم بپذیریم در مورد تبانی خانم رودریگرز، و کسانی هم در ایران احتمالاً با چنین سودایی وجود داشته باشند بازهم به علت وابستگی جدی سپاه به شخص خامنه ای شهامت ورود به چنین عرصه ای را نخواهند داشت. اینها فضاهایی است که برای من جدی تر است.