جنجال های پوپوليسم راست

من هم مثل ديگران اين روزها شاهد جنجالی هستم که پيرامون يک سخنرانی رضا پهلوی به راه افتاده است، گاه با حيرت، گاه با تاسف.

ارزيابی من در مورد اين جنجال در اين سه نکته است:

 

اول. اين جنجال مساله ی خارج از کشور است. کارگران، معلمان، بازنشستگان، جنبش های اجتماعی در ايران همچنان مشغول کار خود هستند و نيروی واقعی مبارزه عليه حکومت در کشور را تشکيل می دهند. اين سخنرانی هيچ «اتفاقی» در مبارزه ی جاری آن ها نيست.

 

دوم. کسانی که پشت سر رضا پهلوی به صف شده اند، يک «شبه جنبش» پوپوليستی راست گرا هستند، مثل خود او که يک پوپوليست راست گرا است. من در اين مدت نقدهای خوبی از سوی متفکرين و صاحب نظران از جمله داخل ايران در نقد اين شبه جنبش پوپوليستی راست گرا خوانده ام، اما در اين سو حتی يک نوشته ی قابل اعتنا نديده ام. هر چه هست، هيجان، عصبيت، تمسخر، تهديد و تحقير مخالفان است. يعنی همه ی عناصر يک پوپوليسم راست را داراست. 

 

سوم و حرف اصلی. در اين لحظه برای من مهم نيست که رضا پهلوی کيست، چه کار کرده و چه کار نکرده است. زيرا مساله اصلا او نيست. اکثريت قريب به اتفاق کسانی که پشت او صف کشيده اند، انقلاب 57 را محکوم می کنند، يکی از عمده ترين دلايل آن ها اين است که شاه را «خارجی»ها بردند و خمينی را به جای او آوردند. همه ی اين طيف چشم خود را بر اين واقعيت بسته اند که رضا پهلوی را همين خارجی ها به عنوان «رهبر» دارند در حلق مردم ايران فرو می کنند. مساله ی اصلی همينجاست. رضا پهلوی مطلقا به دلايل توانايی های خودش به چنين جايی نرسيده است. او از طرف همان «خارجی» ها شارژ می شود و به جلوی صحنه فرستاده می شود، امکانات در اختيآرش قرار می دهند تا نقشی را که قرار است، بازی کند. مخالفت با «رهبر» شدن رضا پهلوی مخالفت با دخالت بيگانگان در سرنوشت مردم ايران است،  مخالفت با اين است که ديگران برای ما ببرند و بدوزند و آن چه خواستند بر تن ما کنند.

 

من به روزی هم فکر می کنم که کشتی بان را سياستی ديگر آيد و بنا به هر دليلی تصميات ديگری در مورد آينده ی کشور ايران بگيرند - صرف نظر از اين که تا چقدر موفق شوند و يا نشوند - آن وقت ديگر دوربين های تلويزیونی به سراغ پخش مستقيم سخنرانی های رضا پهلوی نخواهند رفت. و در آن زمان چه بر سر اين «شبه جنبش» پوپوليسم راست خواهد آمد؟ هر حرکتی که ديگران برای آن تصميم بگيرند و خود به دست خود سرنوشت خود را نسازد، می تواند پايان بسيار تلخی داشته باشد. اين بارها و بارها در تاريخ بشر ديده شده است.

 

منبع: صفحه تلگرام « اخبار روز»

 
 
 
 
 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

پُر واضح است که نوشته آقای تابان اگرچه گفته-ی رسمی سازمان اکثریت نیست ولی به دهان گرداننده کار آنلاین خوش آمده که آنرا درج کرده، پس ...
دوستان به جای پاک کردن صورت مسئله (گرایش روزافزون مردم عادی در ایران به سمت گفته های آقای رضا پهلوی) بهتر است به چند نکته توجه کنید:
1- بی عملی در نیروهای اپوزوسیون (بعنوان مثال؛ شما سه ماه است که در حال برگزاری کنگره هستید و هنوز نتوانسته اید پیامی هر چند مختصر به مردم ایران بدهید)
2- نداشتن نگاه "کاربردی" در سیاست
3- افتادن به چاه "خودی و غیر خودی" که هم اکنون در شکل ما و آنها نمود دارد
4- عدم خلاقیّت در گفتمان سازی
5- استفاده از ادبیات غیرجذاب در گفت و گو
6- بازنکردن دهان به اندازه-ی وزن بلکه به اندازه-ی آرزوها
دوستان سازمانهای اپوزوسیونی چپ و در رأس آنها سازمان اکثریت بند ناف خود را از جامعه-ی ایران بریده اند. و در جهت ترمیم و بازسازی آن "هیچ" نکرده و نمی کنند. باورهای "ضدامپریالیستی" آنها را فلج ساخته و هنوز و همچنان علیرغم تحولات شگرف فکری در عرصه-ی عمل، تمامی مراودات بین المللی حتی رسانه ای را "توطئه-ی امپریالیسم" می بینند.

شمائی که تحمُّل یک انتقاد ساده را ندارید، چگونه می خواهید دمکراسی را حتی در جمع کوچک خودتان به اجرا بگذارید؟