اقتصاد، غم اصلی!

خامنەای در دیدار با جمعی از مردم آذربایجان گفت کە "آمريکا مي‌خواهد با تکرار ترفند تهديد و جنگ نظامی، توجه مسئولان کشور را از صحنه جنگ واقعی، یعنی جنگ اقتصادی منحرف کند؛ مسئولان هوشیار باشند و همه همت خود را صرف حل مشکلاتی همچون بیکاری، رکود، گرانی و تبعیض کنند."

بە این ترتیب با اظهار این سخنان، استراتژی اصلی خامنەای و نظام برای دورە آتی کە البتە از زمان تلاش برای توافق هستەای با غرب و توافق بر سر برجام آغاز می شود، بوضوح معلوم می گردد. در واقع نظام جمهوری اسلامی تا آیندە قابل پیش بینی، در تلاش برای فائق آمدن بر معضلات اقتصادی کشور است کە رمق از زندگی مردم ستاندە است. در واقع خامنەای بصراحت می گوید کە جمهوری اسلامی هیچ برنامە و طرحی برای مواجهه با تشدید وخامت روابط حساس و پر از فراز و نشیب خود با آمریکا ندارد، و نمی خواهد وارد میلیتاریزمی شود کە ترامپ هر روز ندای آن را سر می دهد. جمهوری اسلامی، فتیلە را پایین کشیدە است و اشباح جنگ طلب و تندرو خود را بە سایەها فراخواندە است.

سفر روحانی بە عمان و کویت کە در آن از آمادگی ایران برای گسترش روابط با این دو کشور و کشورهای حوزە خلیج فارس گفتە شد، سخنان مشخص روحانی درخصوص تکرار بازی برد ـ برد در سطح خاورمیانە، از جملە فاکتهای دیگری اند کە نشان از تلاشهای ایران برای گسترش روابط اقتصادی با کشورهای همسایە و عادی سازی بیشتر روابط خود با آنها دارند.

با این حساب استراتژی نوین اعلام شدە نظام را در آیندە چگونە باید دید؟ در جواب می توان گفت کە:

ـ جمهوری اسلامی برای عقب راندن تندروهای بە قدرت رسیدە در کاخ سفید، عمدتاً از طرق دیپلماتیک وارد خواهد شد، و این یعنی احتیاط و دوراندیشی،

ـ بە تلاشهای خود برای گسترش رابطە با کشورهای خلیج فارس خواهد افزود. آنان می دانند کە علیرغم نزدیکی ترامپ بە سعودی، اما دولت سعودی از بابت برنامەهای ترامپ برای کم کردن وابستگی خود بە نفت عربستان و اتکا بە منابع خود نگران است، و نیز ترس کشورهای دیگر حوزە خلیج فارس از برپاشدن یک جنگ منطقەای دیگر، میدان را برای تلاشهای دیپلماتیک بازتر کردە است،

ـ ایران بە اروپا بیشتر نزدیک خواهد شد و این نزدیکی در سطوح اقتصادی و سیاسی پیش خواهد رفت. جدالهای لفظی و نگرانی های اروپائیان از دولت جدید آمریکا، امکان مانور ایران را بیشتر فراهم خواهد ساخت،

ـ بە احتمال قوی ایران حاضر خواهد شد کە سر مسئلە عراق، سوریە و یمن با کشورهای عربی، بویژە عربستان، بر سر میز مذاکرە بنشیند. روحانی در سفر خود بە عمان و کویت بر دیپلماسی جهت حل مسائل تاکید کردە است. عربها این پیام را دریافت کردەاند و بە احتمال قوی روی آن مانورهائی انجام خواهند داد،

ـ البتە تنها نگرانی جدی کە در رابطە با جنگ می تواند وجود داشتە باشد، تلاشهای نتانیاهو برای فشار بە ترامپ و تشویق بیشتر وی جهت سختگیری بیشتر علیە ایران است. اما چنین بە نظر می رسد کە با توجە بە بحرانهای دولت جدید آمریکا (اصطلاحی کە رسانەهای آمریکائی درخصوص دولت ترامپ بکار می برند)، و دشواریهای داخلی آن، بە این زودی ها دست ترامپ برای پیشبرد یک برنامە مدون علیە ایران باز نشود. در این مدت امکان برای مانور سیاسی در منطقە از طرف ایران در سطح مطلوبی وجود دارد،

ـ با این سخنان خامنەای احتمال پیروزی روحانی در انتخابات پیش رو بالا می رود، و باید شاهد تداوم ریاست جمهوری وی در دورە آتی باشیم.

***

نهایتا این کە اگر خامنەای بە سخنان خود وفادار باشد، باید تاکید وی بر اقتصاد را مثبت ارزیابی کرد. اگرچە خود برونرفت از وضعیت بد اقتصادی کشور بە برنامەهائی احتیاج دارد کە تغییرات اساسی در سیستم سیاسی کشور را می طلبد.

بخش: 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

پيمان هسته يي بين ايران و جهان در حال بحران و گذار، بزرگترين اتفاقي است كه از محو امپراتوري روم و پايان عهد باستان، تا امروز در جهان افتاده است. زيرا حداقل مقدمات بسته شدن اين دوره بسيار طولاني، بعنوان پايان عهد باستان و ورود به عصر جديد را فراهم أورده است. دولت- ملت ها يا انچه مدرنيته ناميده شده است - از اواخر قرون ميانه تا انقلاب استقلال امريكا، و سپس "انقلاب اكتبر"- در واقع هنوز عهد باستان بوده اند. عصر جديد با اين دو انقلاب شروع شده است. اين دو انقلاب، هردو، بدليل بنيادي فاصله فاحش أرماني انها از شرايط عيني عملي جهان - چه لازم است و ميخواهيم بشر تحولي تاريخي تا چه ممكن و ميتوانيم بشر امده از كذشته- به اجبار عقب نشستند. و اين اصولا هميشه چنين ميباشد- چه ميخواهيم و جه ميتوانيم، پيوست و گسست تحول تاريخي، و ستيز ارمانها و ارزو ها با امكانات و اقدام ها.
اين عقب نشستن يا هماهنگ شدن و همزماني اين دو سر ستيز، در جايي به توافقي ضمني رسيدند كه " جنك سرد" ناميده شده است، كه عملا بمعني اماده نبودن شرايط براي حركت دو باره اين دو انقلاب، بوده است.
از دل اين وضعيت، انقلاب چين شكل ميگيرد، و انقلاب چين در حقيقت، محلل شده و دو انقلاب فوق را به سمت اقدامهاي مشترك ميبرد، خود چين و انقلاب فرهنگي ان، عملا اين امكان را ميسر نشان ميدهد، چين جديد سر بر مياورد. و از اينجا ضرورت به تحرك درامدن هردو انقلاب امريكا و اكتبر، در اواخر هشتاد و أوائل نود، تحولات اتحاد شوروي، انقلاب اكتبر را دوباره به حركت در مياورد. براي اينكه هم اين تحولات ميسر شوند، و هم در قدم بعدي، انقلاب امريكا نيز به تحرك در ايد، نخستين قدم، انقلاب ايران بود كه عملا به معني انقلاب در باقيمانده جهان خارج از حوزه فعال اين دو انقلاب بود، مشخصا بقيه قاره امريكا، بقيه قاره اسيا، و تمام قاره افريقا. اگر انقلاب امريكا در زمانه خود، حوزه يي بنام غرب را تشكيل داد، و انقلاب اكتبر حوزه يي بنام شرق را پايه گذاشت، نقش محلل و ميانجي چين جديد، انقلاب ايران را بعنوان شروع انقلاب تمام باقيمانده جهان، بوجود اورد. پيمان هسته يي نامبرده در فوق، تأييد و تثبيت تمام اين وقايع كه از محو امپراتوري روم، ظهور اسلام، ميامدند و ريشه گرفته بودند، بوده است. انقلاب ايران، با اين پيمان به تمام گذشته يي كه طَي قرنها " ماد" بمعني " ميانه"، يعني آنچه نه رومي بود و نه چيني، و ايراني ها از بي اطلاعي و نوعي ساده نكري و خود ستايي تاريخي، نام خود را بر ان گذاشته بودند ( ماد و پارس)، بالاخره دوره تحولي تاريخي اين منطقه لولايي سه قاره، اروپا و افريقا، و اسيا، بعنوان روندي مستقل ( ارزويي هزاران ساله)، شروع كرده است. در حوزه أديان، تمام اين منطقه، عمدتا اسلامي است، و تمام باقيمانده قاره امريكا، مسيحي ميباشد.
عصر جديد اين چنين دو باره به حركت در ميايد، كه روزي با انقلاب استقلال امريكا و انقلاب " اكتبر" شروع شده بود. و اين چنين بالاخره، عهد باستان به بستن شدن نهايي ميرسد، و عصر صنعت در هستي ميرود كه حاكم نهايي شود. ايران، هم بدلائل داخلي و هم بدلائل منطقه يي، و هم جهاني، هنوز با پيچيدگي هايي بسيار روبروست. اما پيمان هسته يي بزرگترين راه تحولي را برايش بوجود أورده است، و ان تنها در اين خلاصه ميشود، كه ديگر باز گشت به گذشته ممكن نيست، چون جهان ديگر براي ان جايي ندارد. اقتصاد تعبير منافعي خاص در اين دوره پاياني عهد باستان بوده است. اين تعبير نيز به پايان رسيده است. امروز توليد و بازتوليد، تامين و بقاء، ناميده ميشود. بهمين دليل، در ايران، تنها و تنها، در چارچوب حزب و نهادهاي ويژه عصر صنعت، قابل دستيابي و ادراك ميباشند. نهادها هستند و نه ديكر اشخاص و اقدامات از هم گسيخته كه ميتوانند پاسخگو باشند. نه يك پروژه، بلكه يك روند فراگير نوسازي استقلال طلبانه در عصر صنعت. يك " دولت" ( استيت) واحد جهاني تاريخي بارز در عصر صنعت، و يك " حكومت" ( گاورنمنت) محلي بارز در دموكراسي. بقيه تنها " قصه هاي راه" هستند.