بحران اقتصادی و پندهای اخلاقی

 

حسن روحانی  در سفر خود به استان هرمزگان در جمع منتخبان این استان و همایش توسعه ظرفیت‌های استان گفت کە علم باید همراه با اخلاق باشد. او گفت اگر علم با اخلاق همراە نشود فساد ایجاد می‌شود، آن چنان کە در گذشتە مردم شاهد آن بودند کە چطور یک گروه با عنوان دور زدن تحریم‌ها منافع ملی را دور زدند و پول ملت را برداشتند. روحانی یادآور شد زمانی که بحث فساد سه هزار میلیارد تومانی مطرح بود، دهان‌ها از این میزان باز بود و اکنون مبلغ 9 هزار میلیارد تومان مطرح است! تازه رئیس جمهور مطمئن هم نبود که این 9 هزار میلیارد تومان همه‌ پول بە یغما بردە شدە باشد. او تاکید کرد کە ممکن است چیزهای دیگری هم باشند که بعداً کشف شوند. بطور کلی لب کلام روحانی در این نشست این بود کە بدون اخلاق و انضباط مالی پیشرفتی نمی تواند وجود داشتە باشد.

در همان سایتی کە این خبر در آن گزارش شدە است (سایت بهار)، مطلبی بە قلم "لیلا واحدی" در خصوص همین بحث اخلاقی درج شدە است. نویسندە معتقد است: "اغراق نيست اگر گفته شود كه سال‌ها باید پژوهش و مطالعه کرد تا دریافت چه بر سر جامعه‌ای آمده است که به هر گوشه‌اش نظر می‌کنید، بحران فرهنگی و اخلاقی موج مي‌زند."

پس بعد از ٣٥ سال حاکمیت جمهوری اسلامی بحث بر سر تضعیف شدید مقولەای بە اسم اخلاق در این آب و خاک است؛ امری کە هم رئیس جمهور بدان اذعان دارد و هم سایرین. رئیس جمهور از عدم همراهی اخلاق با علم در میان دولتمردان می گوید و خانم لیلا واحدی از بحران اخلاق و فرهنگ در بطن اجتماعی.

از قرار معلوم آقای روحانی در صدد است کە بە بحران اخلاق در کشور پایان دهد، بویژە در میان کاربدستان؛ کاربدستانی کە در پی حرص و ولع بیشتر بە مال مردم دست درازی می کنند و مردمی کە در پی یک لقمە نان چنان زندگی برایشان تلخ و سخت شدە کە دیگر مفاهیم فرهنگی چنگی بە دلشان نمی زند. اما بگذارید ببینیم کە برنامەهای ایشان برای زدودن این آسیب اجتماعی چیست؟

در رابطە با این موضوع می توان بە دو زمینە اشارە کرد: ١ـ زمینە اقتصادی، و ٢ـ زمینە اخلاقی. در بعد اقتصادی می توان بە برنامە روحانی برای رفع تحریمها و بازگرداندن شرایط عادی بە اقتصاد کشور اشارە کرد. و در بعد دوم بە موعظەهای اخلاقی ایشان.

در توضیح بیشتر در مورد زمینە اقتصادی باید گفت کە تلاش برای رفع تحریمها بخودی خود امری مثبت است، هرچند کە رفع آنها بە خودی خود بە معنای ایجاد یک اقتصاد سالم و توسعە یافتە نمی تواند باشد، زیرا کە زدودن ضعف شدید اخلاقی از کشور بە کارهای دیگری نیز نیاز دارد، از جملە: ١ـ بازتوزیع ثروت در سطحی معقول (محو فقر)، ٢ـ روبیدن اقتصاد رانتی از کشور، ٣ـ خلع ید از تمام ارگانهای اقتصادی موازی (مانند انواع بنیادها کە بعد از انقلاب در کشور ساختە شدند)، ٤ـ ایجاد تشکلهای سندیکائی و صنفی مربوط بە زحمتکشان کشور کە اهرم مهمی در امر بازتوزیع ثروت در میان مردم اند، ٥ـ و سرانجام وجود رسانەهای مستقل بعنوان قوە چهارم در جهت کنترل دولتمردان (فضای باز رسانەای و اطلاع رسانی). بە صراحت و جرات می توان گفت کە در برنامەهای اعلام شدە آقای روحانی هیچ بحث مشخص و تعریف شدەای بویژە در مورد ارگانهای موازی و تشکلهای مردمی وجود ندارد.

در زمینە موعظەهای اخلاقی هم باید گفت کە متاسفانە در کشورهائی مانند کشور ما هرگاە بحث بر سر اخلاق است بلافاصلە امر موعظە و نصیحت مطرح می شود، گوئی کە فرد بدور از اخلاق، کارهای خلاف اخلاق انجام می دهد تنها بە آن علت کە از علم و آگاهی اخلاقی بریست. در حالی کە تجربە نشان می دهد کە هر انسان معمولی و برخوردار از عقل سلیم در هنگام ارتکاب اعمال غیراخلاقی، از غیراخلاقی بودن کردە خود آگاه است، و در واقع آنچە وی را از این ارتکاب بازنمی دارد و یا مشوق او است، همانا ناهنجاریهای گستردەای اند کە عملا بە هنجارهای مسلط ولی اعلام نشدە تبدیل شدەاند. مختصر این کە موعظەهای اخلاقی در نبود یک اقتصاد سالم و در شرایط فقر گستردە و شرایط ناامن اجتماعی و اقتصادی نە تنها نمی توانند کارساز باشند، بلکە بە کاریکاتور خود تبدیل می شوند. ‌آقای روحانی هم از این امر مستثنا نیست و گمان می کند کە با نصیحت می شود بە این معضل بویژە در میان دولتمداران در کشور خاتمە داد.

کوتاە سخن این کە اگر آقای روحانی درصدد پایان دادن بە معضل اخلاق در کشور است قبل از هر چیز باید سازوکارهای مشارکت مردمی در قدرت و در صحنە اجتماعی مهیا شوند. فضای باز سیاسی ـ اجتماعی، زدودن فقر و شخصیت یابی مردم در تشکلهای خودشان، شاهراه های اصلی رسیدن بە این هدفند. نصیحت و موعظە اخلاقی تنها بخشی از این پروژە می تواند باشد، آن هم بخشی بیشتر موخر تا مقدم.

افزودن نظر جدید