حمید آقایی

ملت ها و مردم حسابگر این دوران

ما این رفتار را نیز در انتخابات اخیر در ایران شاهد بودیم. به این معنی که رای اکثریت شرکت کنندگان در انتخابات و بطور مشخص رای به آقای حسن روحانی در درجه اول رای به شخص او نبود بلکه پاسخی منفی به سیاست چند سال اخیر خامنه ای- احمدی نژاد بود.

رمز ماندگاری ما ایرانیان

اگر از بحثهای فلسفی و روانشناسی بگذریم باید گفت که انسان هیچگاه بواسطه این انتخابهای میانه و محافظه کارانه از سرفصلهای تاریخی و سرنوشت ساز عبور نکرده است. پیشرفت و تکامل انسانیت و کشف گوهر آزادی، شرافت انسانی و حقوق بشر در درجه اول با پایداری و استقامت بر اصالت انسان و مسئولیت مستقیم او برای حراست از این گوهر انسانی میسر گشته است.

جهان را می توان ساخت اما انسان را نه

علت این شکست را باید در درجه اول در همان اعتراف آقای مصباح جستجو کرد که انسان را نمی توان اراده گرایانه و از طریق آموزشهای ایدئولوژیکی و نظم تشکیلاتی ساخت و پرورش داد؛ که در صورت پافشاری بر این پروژه باید مطمئن بود که سر انجام این پروژه چیزی جز تحویل یک مشت متقلب و ریاکار و پیشانی کبره بسته و دزد اموال مردم نخواهد بود.

نغمه مخالف و شنا در جهت عکس جریان آب

پاسداری از این خون تازه ایجاب می کند که تمرکز حواس اجتماعی خود را به هر طریق ممکن حفظ کنیم. در این میان گفتمانهای اصلاح طلبی و یا اصولگرایی مهم نیستند، مهم حس فردی ما و این سوال دائمی است که آیا من با این انتخاب خوشبختر و سرزنده تر شده ام یا نه؟ سوالی که در طول دوران ریاست جمهورِ این نظام بر سر در خانه های ما می بایست نوشته و آویخته گردد.

اراده معطوف به قدرت در انتخابات ریاست جمهوری

تاکید مستمر بر این خطرات آن اندازه است که گویی مخالفان شرکت در انتخابات شرایط بحرانی کنونی و وضعیت اسفناک مردم ایران را متوجه نیستند. در حقیقت بطور ناگفته و نانوشته شاید تحریم کنندگان انتخابات اگر هم مستقیما متهم به حمایت از تحریم ها و یا حتی جنگ و دخالت نظامی در ایران نشوند، تلویحا بدلیل عدم توجه به وضعیت مردم و شرایط بحرانیِ کشور شدیدا مورد انتقاد قرار می گیرند.

نخبگان جمهوری اسلامی و روشنفکران

در انتخابات پیش رو نیز اکثر فعالین سیاسی که سابقه روشنفکری نیز دارند بجای تلاش برای طرح گفتمانهای ئو، خلاق و راهگشا و بجای تعمیق این گفتمانها و کار تخصصی روی آنها تمام انرژی خود را روی انتخابات آینده گذاشته اند. در حالیکه کشور و بویژه نسل جوان ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفتمان و ایده های جدید در زمینه های اقتصادی، آموزشی، مذهبی، هویت ملی و تاریخی است. پراگماتیسم حاکم بر نیروهای اصلاح طلب، جریانهای ملی مذهبی و نوگرایان دینی و مشغولیت دائمی آنان با سه حوزه قدرت سیاسی، اقتصادی، اخلاقی و نخبگان و تازه بدوران رسیدگان آن باعث شده است که از این روشنفکران و کنشگران گفتمانهای جدید و خلاقی دیده نشود.

جسارت کشف دوباره خود

در این دوران جدید بنظر می رسد که جنبش اصلاح طلبانه ایران بدلیل شوک وارده از رد صلاحیت هاشمی خود را گم کرده است وبا تعریفی که تا کنون از خود داشت احساس بیگانگی می کند. اگرچه اصلاح طلبان از نظر استراتژیک همچنان معتقد به عبور از نظام ولایت فقیه از طریق صندوق رای هستند اما بخوبی بر این واقعیت آگاه شده اند که با وجود قدرتهای مالی و نظامی حاکم بر ایران که شورای نگهبان و حتی ولایت فقیه را تحت کنترل خود دارد دیگر صندوق رای و انتخابات آزاد معنایی ندارد.

هویت اجتماعی، تداوم و همبستگی

شاید تاریخ و هویت یک ملت را به یک فرش بتوان تشبیه کرد. آنچه که رمز بقا و ماندگاری یک فرش است، تار و پودهای اصلی آن است تا نقش و نگار آن. روابط و مناسبات اجتماعی که در هر دوره ای می توانند تغییر شکل پیدا کنند و ارزشهایی مانند آزادی، دمکراسی، سوسیالیزم و عدالت فقط در کادر و زمینه فرشِ هر جامعه که سمبل هویت تاریخی آن است می تواند تحقق و معنا پیدا نمایند. در غیر این صورت مردم آن جامعه به این ارزشها و ایده الها بعنوان یک عامل خارجی و بیگانه نگاه خواهند کرد.

ماکیاولیسم نوین

سناریوی واقعی تر اما مهندسی انتخابات توسط جمهوری ولایت فقیه و رد صلاحیت کاندیداهایی است که بقول رهبر جمهوری اسلامی شرایط لازمه برای رئیس جمهوری اسلامی را ندارند، و بجای پرداختن با مسائل اصلی مملکت به حاشیه می پردازند. در چنین شرایطی احتمال شرکت گسترده مردم در انتخابات بسیار کم خواهد بود مگر اینکه کاندیدای ظاهر شود که مردم احساس کنند که او توانایی ایستادگی در برابر رهبر جمهوری اسلامی را دارد، و صرفا بخاطر ضدیت با دستگاه رهبری ولایت فقیه به این کاندید فرضی روی آورند.

بخش: 

گفتمان و باورِ قدرت

برخلاف جامعه شناسان که انسان را موجودی که در پی برقراری مناسبات، پیوندها و ارتباطات اجتماعی است تعریف می کند و یا مارکسیست ها که انسان را جزو جدایی ناپذیری از جنگها و مبارزات طبقاتی می پندارند و یا ادیان الهی که انسان را مخلوق خدا که سرنوشتش از قبل مشخص شده است می بینند، میشل فوکو انسانِ اجتماعی را نه یک موجود از قبل تعیین شده بلکه محصولی از باورها و گفتمانهای زمان که ایندو نیز در پیوند تنگاتنگ با مناسبات قدرت قرار دارند می شناسد.

فوائد بدبینی و خطرات امیدهای کاذب

مسلما با انتخاب مجدد آقای خاتمی ایران گلستان نخواهد شد و در چهارچوب نظام ولایت فقیه اوضاع بر همان پاشنه جمهوری اسلامی خواهد چرخید. بنابراین علی رغم حضور فعال در عرصه انتخابات و حتی حمایت از آقای خاتمی، البته در صورتی که ایشان مستقلا و بدون چراغ سبز رهبر وارد این عرصه شود، نباید امید های کاذب و خوشبینی های افراطی به مردم انتقال داده شود.

کثرت گرایی سودمند

در واقع امر یک نظام عادلانه و مبتنی بر حقوق بشر، آنگاه قابل تصور است که انسانها بتوانند موقعیت خود را، مستقل از جایگاه طبقاتی، یا میزان برخورداری از امکانات اجتماعی، یا سطحِ سواد ویا موقعیت فرهنگی و نژادی، بلکه صرفا بر اساس حقوق فردی، بعنوان یک انسان که از این نظر ارزش برابر با دیگران دارد، تعیین کنند.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - حمید آقایی